چشم اندازی بر کوهها

اطلاعاتی در باره کوه ها و کوهنوردان

منشاء شکل گیری هیمالیا و تبت کشف شد

 

 

  منشاء شکل گیری هیمالیا و تبت کشف شد

 

Himaliya

 

نتایج تحقیقات دانشمندان آلمانی نشان می دهد که در حدود ۱۴۰ میلیون سال قبل هند با یک سرعت بسیار زیاد به به طرف آسیا حرکت و پس از برخورد رشته کوه هیمالایا و فلات تبت را ساخته است. دانشمندان موسسه زمین شناسی "پتسدام" که نتایج تحقیقات خود را در مجله نیچر منتشر کرده اند، کشف کردند که شبه قاره هند در ۱۴۰ میلیون سال قبل و پس از جداشدن از آفریقا و استرالیا با یک سرعت بسیار زیاد به قاره آسیا برخورد کرده و هیمالایا و تبت را شکل داده است. این کشف می تواند درخصوص سرعت صفحه تکتونیک هند توضیح دهد.درحقیقت این صفحه نسبت به دیگر صفحات تکتونیکی که ابر قاره " گوندوانا" را می سازند باریکتر است. به گفته این زمین شناسان، درحدود ۲۰۰ میلیون سال قبل و زمانی که قاره "پانگائا" شروع به تقسیم کرد، بخش شمالی با عنوان "لائورازیا" و بخش جنوبی با عنوان "گوندوانا" شکل گرفتند. گوندوانا در حدود ۱۴۰ میلون سال قبل قاره های آمریکای جنوبی، آفریقای جنوبی، استرالیا و قاره جنوبگان را تشکیل داد. این دانشمندان معتقدند در دوره کرتاسه از ۱۶۵ تا ۳۵ میلیون سال قبل صفحه تکتونیکی هند با سرعت بسیار زیاد، درحدود ۲۰ سانتی متر در سال حرکت کرد و سرانجام در حدود ۵۰ میلیون سال قبل با آسیا برخورد کرد. در این دوره صفحات استرالیا و آفریقا با سرعت کمتری یعنی درحدود ۵ سانتی متر در سال حرکت کردند و قاره جنوبگان بدون حرکت برجای خود ثابت ماند.تیم تحقیقاتی راینر کایند از موسسه پتسدام آلمان با اندازه گیری زمانی که امواج زمین لرزه ای از طریق لایه های عمیق تر به زیر پوسته زمین رسیدند، صفحاتی را که "گوندوانا" را می سازند بررسی کردند. به این ترتیب کشف کردند که پلاک هند به طرز شگفت انگیزی باریک است. در حقیقت در آفریقای جنوبی، استرالیا و جنوبگان "لیتوسفر" بین ۱۸۰ تا ۳۰۰ کیلومتر عمق دارد این درحالی است که در هند عمق این لایه تنها ۱۰۰ کیلومتر است. لیتوسفر از پسته زمین و قسمتی از جبه ساخته می شود.این دانشمندان نشان دادند که در اثر این برخورد هیمالایا و تبت ساخته شده اند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 12:13  توسط سیامک  | 

مسیر جدید بر روی ژانو

 

  مسیر جدید بر روی ژانو

 

Jannu

 

من گمان مي كنم اين ايدآل ترين مسير براي صعود ما به شمار مي رود. ما احساس خوبي داريم و تصميم داريم به شيوه آلپي مسير را صعود كنيم. اگر خداوند و كوهستان اجازه دهند قله ژانو را صعود خواهيم كرد. اينها سخناني است كه سرگي بابانوف قبل از آغاز صعود به زبان آورده بود.

اما سرانجام آن دو، يعني والري بابانوف و سرگي كوفانوف توانستند از مسير جديد يال شمال غربي، قله 7710 متري ژانو را با روش آلپي فتح نمايند. اين دو در ساعت 14 روز 21 اكتبر، پس از تنها 8 روز فعاليت درحالي كه بادي شديد منطقه را فرا گرفته بود و به شدت خسته بودند به قله رسيدند.

بر روي اين مسير پيشتر در سالهاي 94 و 98 نيز توسط فرانسويها تلاشهاي ناموفقي صورت گرفته بود.

اين دو صعود خود را از جبهه شمالي تا گردنه زير يال شمال غربي صورت دادند. سپس از طريق شيبي تند بر روي يال شمال غربي و در نهايت يال غربي مسيرشان را تا قله ادامه دادند. همچنين براي فرود ايشان ابتدا تصميم داشتند از مسير مستقيم شمالي بازگردند ولي در نهايت همان مسير صعودشان را برگزيدند. برف زياد، سرما و باد همراه دائمي اين دو كوه نورد در مسير صعود و بازگشت بود. اين نخستين صعود موفق ژانو از مسير غربي به شمار مي رود.

بابانوف 42 ساله متولد سيبري كه اينك ساكن كاناداست، سالها روياي صعود از جبهه شمالي ژانو را در سر داشت. وي در سال 2006 نيز بدين منظور عازم اين كوه شد، اما بيماري هم طنابش او را از رسيدن به اين هدف بازداشت. بابانوف در سالهاي 2002 و 2003 صاحب جايزه كلنگ طلايي گرديده بود و اينك انتظار مي رود صعود ايشان باز هم جزو كانديداهاي اين جايزه معتبر در سال جاري باشد.

در كارنامه بابانوف مي توان مسيرهاي جديد زيادي را در آلاسكا مشاهده نمود. همچنين مسير نو بر روي جبهه جنوب غربي دنالي، صعود نوپتسه شرقي، چومولونزو (در منطقه ماكالو بارون) و تلاشي ناموفق در ژانو را نام برد.

او امسال سرگي كوفانوف 29 ساله را براي همراهي برگزيد، كسي كه دو صعود به اورست و چندين صعود سخت در تيان شان، پامير و قفقاز را در كارنامه دارد.

در فصل گذشته همچنين كوه نورد اسپانيايي يوردي توساس بر روي مسير شمالي ژانو تلاشي انفرادي را صورت داد. وي توانست 1900 متر از جبهه شمالي را پيش از رسيدن به مسير سال 76 ژاپنيها طي نمايد. در مجموع كوه نورد اسپانيايي تا ارتفاع 6900 متري اين جبهه صعود كرد. تغيير وضعيت هوا، خستگي و خطر سقوط بهمن از عواملي بود كه موجب بازگشت يوردي توساس را فراهم آورد. وي از مسير ژاپنيها به پائين بازگشت. توساس نام مسيرش را سان تزو نهاد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 12:0  توسط سیامک  | 

پژوهشی برای شناخت بیشتر شرپاها

 

پژوهشی برای شناخت بیشتر شرپاها

Lakpa  &  Apa

دو تن از برترين شرپاهاي جهان كه هر كدام دارنده ركوردي ويژه در صعود به قله اورست نيز هستند در مراسمي كه دانشكده ارتوپدي و پزشكي يوتاي آمريكا برگزار گرديد شركت نمودند تا بعنوان نماينده شرپاهاي توانمند نپالي در مورد اين قهرمانان صحبت كرده و در آزمايشات ويژه اين دانشكده براي تحقيق در مورد خصوصيات شرپاها شركت نمايند.

شرپاي 47 ساله آپا شرپا كسي كه با 17 بار صعود به اورست ركورددار تعداد صعود به قله اورست است به همراه لاكپا شرپا ركورددارصعود سريع به اورست كه در سال 2003 موفق به صعود 10 ساعته اورست از كمپ اصلي جبهه جنوبي گرديد و تا كنون 12 بار قله اورست را صعود كرده دو ميهمان ويژه اين مراسم بودند.

اين دو طي چند سال اخير براي ديدن آموزش در كشور ايالات متحده ساكن بوده اند.

شرپاها طي سالهاي اخير تاثير بسزايي در موفقيت كوه نورداني داشته اند كه راهي قلل هيماليا بويژه اورست مي شوند، حمل بارهاي سنگين در ارتفاع، صعود سريع و همكاري تيمي با كوه نوردان خارجي از عواملي است كه موجب شهرت شرپاها گشته. از سال 1920 كه همراه بود با آغاز لشكر كشي غربيان به اورست تاكنون، شرپاها سهم ويژه اي را در صعودها به اين كوه داشته اند.

و اينك محققين با دعوت از اين افراد سخت كوش قصد دارند تا به راز اين توانمندي پي ببرند. اين تحقيقات متعاقب برنامه اي است كه اين سوپرشرپاها در بهار گذشته بر روي كوه اورست صورت دادند. در اين تحقيقات سعي مي شود تا پس از كسب اطلاعات درباره اين شرپاها، بتوان نقش آنها را در هيئت هاي تجاري افزايش داده و در آينده با شناخت بيشتر از اين افراد آموزشهاي ويژه اي را براي فرزندان آنها برپا دارند.

آنگ شرينگ رئيس اتحاديه كوه نوردي كشور نپال مي گويد: تحقيقات خيلي سريع مي تواند خصوصيات منحصر به فرد شرپاها در ارتفاع را آشكار سازد.

اما نخستين آزمايشات گوياي اين واقعيت بود كه شرپاها و البته اجداد آنها طي صدها سال اقامت در ارتفاع توانسته اند تطابق لازم را با شرايط سخت ارتفاع بدست آورند.

شرپاها گروه و نژادي از انسانها هستند كه طي سالهاي متمادي در شمال هيماليا، تبت و نپال مي زيسته اند. كلمه شرپا كه از كلمه شارپا گرفته شده به معناي مردمان شرقي است (شار به معناي شرق و پا به معناي مردم است). آنها در طي 500 سال گذشته از شرق تبت به شمال نپال كوچ كرده اند. زنان شرپا را شرپاني خطاب قرار مي دهند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 11:57  توسط سیامک  | 

اورست همچنان در حال رشد

 

  اورست همچنان در حال رشد

 

Himaliya 

نشنال جغرافي اعلام كرد: كوه اورست هر سال حدود چهار ميليمتر رشد مي كند. بر اساس اين اظهارات رشته كوه هيماليا كه حاصل برخورد صفحه تكتونيك شبه قاره هند و قاره آسياست ميليونها سال قبل پديدار شده. اينك ادامه فشار صفحه شبه قاره هند به قاره آسيا موجب شده كوههاي اين منطقه همچنان به رشد خود ادامه دهند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 15:15  توسط سیامک  | 

زمستان هیمالیا

 

  زمستان هیمالیا

 

 

 

زمستان هیمالیا
از میان قلل 8000 متری دنیا, در نپال و تبت تنها ماکالو و در پاکستان هر پنج قله 8000 متری آن سامان در فصل زمستان بدون صعود باقی مانده اند. در این راه بجز شیشاپانگما که در زمستان توسط سیمون مورو و همنورد لهستانیش پیوتر مورافسکی صعود گردیده, مابقی 8000 متریها توسط کوه نوردان لهستانی  فتح گردیده اند .
بدون شک اوج این تلاشها در سالهای اخیر به فعالیت لهستانی ها بر روی نانگاپاربات 2007 و تلاش ژان کریستوف لافائل فرانسوی بر روی ماکالو 2006 که منجر به مرگ وی شد, باز می گردد
اما زمستان تازه فرا رسیده 2008 همراه است با اخباری گرم از هیمالیا و تلاش زمستانی بر روی 8000 متری ها .
سیمون موروی ایتالیایی اینبار به همراه هم وطنش لئو ریچارد و همینطور باربر ارتفاع پاکستانیش شاهین قصد صعود برودپیک را دارد. آنها که تلاش سال قبلشان بدلیل طوفان و هوای خراب ناکام مانده بود, امیدوارند بتوانند اینبار بر این کوه فائق آیند .
آنها قرار است مسیر اسکاردو تا ارتفاع 3500 متری پایو را پیموده و از آنجا با بالگرد عازم کمپ اصلی برودپیک شوند .
اما نانگاپاربات نیز امسال شاهد تلاش زمستانی یک ایتالیایی دیگر است. سیمون لاتارا در سوم دسامبر به کمپ اصلی این کوه وارد شد. وی تلاش خود را از 10 دسامبر آغاز نمود. زمانیکه او به کمپ یکم این کوه در ارتفاع 6500 متری رسید برودت 35 درجه سانتیگراد ثبت گردید
در 21 دسامبر طوفان چادرهای کمپ اصلی وی را به یخچالهای اطراف انداخت. سیمون پس از این واقعه تصمیم گرفت برنامه خود را لغو نماید .
او می گوید: شرایط زمستانی این کوه فوق العاده سخت است. خورشید در بهترین شرایط تنها یک بار در روز بیرون می آید. شاید سیمون در تابستان به نانگاپاربات باز گردد .
اما زمستان امسال شاهد تلاش چهار کوه نورد توانمند قزاق نیز خواهد بود. دنیس اوروبکو و سرگی ساموئیلوف که در صعود پائیز امسال توانستند یال غربی کی دو را از مسیر ژاپنی ها صعود کنند قصد دارند تا با همراهی اوگنی شاتوف و گنادی دوروف, ماکالو پنجمین کوه دنیا را فتح نماید .
آنها پس از دیدار با رئیس جمهور قزاقستان نورسلطان نظربایف روز پنج ژانویه وارد کاتماندو شدند. در آن دیدار نظربایف جایزه مرد سال ورزش کشورش را به اوروبکو اهدا نمود و برای ایشان در تلاش بر روی ماکالو آرزوی موفقیت کرد. نظربایف همچنین از صعودش در سال نود و پنج بر روی کوه آبای در نزدیکی آلماتی که با کمک و همراهی اوروبک صورت گرفت یاد نمود .
اما تیم چهار نفره قزاق را در این صعود سه کوه نورد ایتالیایی همراهی خواهند نمود. زوج معروف ایتالیایی نووس مروی و رومانو بنت به همراه لوکا ورنیخ نیز قصد دارند شانس خود را در زمستان برای فتح ماکالو امتحان نمایند .
برای نووس مروی که با ده صعود قلل 8000 متری در کنار کوه نورد زن اطریشی گرلین کالینبرونر قرار دارد, تنها صعود به ماکالو, کانچن چونگا, ماناسلو و آناپورنا باقی مانده تا به عنوان نخستین زن فاتح تمامی هشت هزار متریها نام خود را به ثبت برساند. ضمن آنکه اوروبکو نیز با دوازده صعود قلل هشت هزار متری راهی تا رسیدن به باشگاه فاتحان 14 قله ندارد .
برای تمامی آنها آرزوی موفقیت و سلامتی داریم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 15:11  توسط سیامک  | 

کشف رودخانه ای که کوه می سازد

 

  کشف رودخانه ای که کوه می سازد

 

 

 

دانشمندان یک تیم بین المللی با بررسی رودخانه ای در رشته کوه هیمالایا کشف کردند که این رودخانه برخلاف عملکرد رودخانه ها که کوهها را می فرسایند بر ارتفاع کوهها می افزاید
به گزارش خبرگزاری مهر، رودخانه ها همیشه منجر به سایش کوهها می شوند اما به تازگی گروهی از محققان بین المللی به سرپرستی "نوح فینه گان" از دانشگاه کورنل آمریکا که نتایج تحقیقات خود را در تازه ترین شماره مجله "انجمن ژئولوژی آمریکا" منتشر کرده اند، در میان رشته کوههای هیمالایا در تبت رودخانه ای با عنوان "یارلونگ تسانگپو" را شناسایی کردند که موجب شکل گیری کوهی با ارتفاع بیش از 7 هزار و 700 متر در این کوهستان شده است"یارلونگ تسانگپو" به معنی "تطهیرکننده"، یکی از بزرگترین و تندترین رودخانه های دنیا است و به طور متوسط از ارتفاع 4 هزار متری از سطح دریا جریان می یابد. اختلاف سطح این رودخانه در طول حدود دو هزار کیلومتر بیش از سه هزار متر است و سرعت و نیروی آن به حدی است که می تواند این رودخانه را به دستگاه حفاری پرقدرتی تبدیل کندعمق دره های ژرفی که این رودخانه بین صخره ها ایجاد کرده است حتی به عمق 5 کیلومتر هم می رسند و ارتفاع آبشارهای آن بیش از 30 متر استبه گفته این دانشمندان، در حالی که تقریبا تمام کوههای رشته کوه هیمالایا با سرعت یکسانی در مدت 50 میلیون سال شکل گرفته اند، کوه عظیمی که دو قله آن با نامهای "نامیش براوا" و "گیالا پری" به ارتفاع 7 هزار و 756 و 7 هزار و 150 متر هستند، تنها در مدت دو میلیون سال گذشته و با سرعت بسیار زیادی ایجاد شده انداین محققان نشان دادند که علت رشد سریع این کوه در این ارتفاع زیاد، رودخانه یارلونگ تسانگپو است. در حقیقت این رودخانه با عبور از نزدیک این کوه مقدار زیادی از سنگهای سواحل خشکی هند را شسته و با خود به این منطقه آورده، روی هم چیده و به این ترتیب موفق شده است در مدت زمان بسیار کوتاهی این کوه مرتفع را ایجاد کند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 14:18  توسط سیامک  | 

موسیقی و اورست

 

  موسیقی و اورست

 

 

 

موسيقي سرزمين نپال مجسم كننده بخش مهمي از تاريخ، فرهنگ و جغرافياي آسيا است؛ سرزميني با جغرافياي بسيار متنوع، جواهري بر تارك حدود يك چهارم كوهستان‌هاي عظيم هيماليا، با آب و هواي قطبي، و بلندترين قله جهان كه عميق ترين دره هاي كره زمين، به علاوه جنگل هاي بكر قطبي آن را احاطه كرده است. دامنه شيوه زندگي نپالي از قوم ميمون خور روت شكارچي تا يكي از پيچيده ترين فرهنگ هاي آسيايي يعني نوار امتداد مي يابد. منطقه هيماليا چهارراه فرهنگي مهم و پناهگاهي براي بخش عظيمي از آسيا بوده است، كه با شيب هاي جدا افتاده و بسيار دور از دسترس خود جوهره فرهنگ هاي مهاجر را هزاران سال حفظ كرده است. كوره راه هاي پر از پرتگاه و پر خطري كه تنها راه عبور در قسمت اعظم نپال است، به ادامه حيات بسياري از اين سنت هاي موسيقايي كهن و منحصر به فرد تا عصر حاضر امكان داده است. طيف وسيع فرهنگي نپال گنجينه سرشاري از اشكال موسيقايي را براي ما فراهم مي كند كه كمكي است براي هويت بخشيدن به اقوام گوناگوني كه در محيط زيستي با هم مشترك اند كه در غير اين صورت مي توانست پهنه آشوب و بي نظمي فرهنگي و جغرافيايي به حساب آيد. با وجود اين، مي توان همواره تغيير فرهنگي به وجود آورد و تا آن‌جايي كه به موسيقي و ابزارهاي موسيقايي مربوط مي شود، هميشه بر اساس زبان گفتاري تنوع پديد نيامده است و نيز اينكه توسط گروه هايي همچون «سان‌وار» ، «گورونگ» ، «ماگار» ، «روت» و «تاكالي» به اثبات مي رسد؛ گروه هايي كه همه يا بخشي از فرم هاي موسيقايي خاص خويش و نيز قابليت و استعداد به كارگيري زبان خاص خود را در آواز از دست داده اند و در نتيجه زبان هاي همراهي كننده آنها از فرهنگ هاي غالب مجاور مي آيد. در سرتاسر جهان، نپال جايگاه كوه اورست، رفيع ترين نقطه جهان شناخته مي شود، اما چيزهاي خيلي بيشتري هم هست كه اين سرزمين را شگفت انگيز و برجسته مي سازد. عمق تنوع موسيقي تركيبي نپالي ها، آلات موسيقي و موسيقي دانان آن از هر نقطه ديگر جهان غيرغربي بيشتر است. نپال تنها حكومت سلطنتي هندو در جهان است و تقريباً حدود دوازده ميليون نفر جمعيت دارد، و ميان دو غول آسيايي، چين و هندوستان، جاي گرفته و از لحاظ موقعيت سياسي بي طرف و غيرمتعهد است. بيش از سه چهارم جمعيت به زبان هاي هندو آريايي صحبت مي كنند. با اين وجود، بعضي زبان ها كمتر از 1000 نفر صحبت كننده دارد، ‌و تخمين زده مي شود كه بيش از 150 زبان در نپال وجود دارد. گروه تبتي - برمه اي اكثريت يك چهارم باقي‌مانده زبان ها را تشكيل مي دهد، هر چند زبان هاي آسترو-آسيايي نيز حضور دارند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 14:12  توسط سیامک  | 

اولوق موستاق

  (1)

  اولوق موستاق

 

اولوق موستاق  

 

کولان شان Kunlun Shan

کولان شان يا کون لون بزرگترين سيستم کوهستاني در آسيا به شمار مي رود. این رشته کوه در لبه شمالی از پهنه خشک فلات تبت درست در وسط رشته کوه هیمالیا و رشته کوه تیان شان قرار گرفته. در سمت غرب نیز با رشته کوه پامیر هم مرز می باشد. بلندترین کوههای این رشته در باریکه شرقی کولان شان قرار دارند. آنها چندین کوه مرتفع با درجه سختیهای مختلف هستند که بلندترینشان کونگور با ارتفاع 7719 متر می باشد. اما کوه نه چندان دشوار موستاق آتا یا پدر کوه یخی با ارتفاع 7546 متر از شهرت جهانی برخوردار بوده و صعودهای به مراتب بیشتری نسبت به کونگور دارد. سوا از این دو کوه مرتفع کوههای بسیاری را می توان در این رشته کوه یافت که البته دوردست بودن و گاها درجه سختی بالا باعث استقبال کمتر از آنها می باشد و درمیانشان می توان به چندین کوه بلند صعود نشده و بی نام نیز اشاره کرد . تعدادی از قلل مرتفع و مهم کولان شان عبارتند از: موستاق 7282 متر، چولپانک لیک 7102 متر، اولوگ موستاق 6987 متر، بوکادابان فنگ 6860 متر، چاکراگیل 6727 متر و امنی مچن 6280 متر.

ماههای جولای و آگوست بهترین ماههای صعود به قلل کولان شان می باشد.

 

اولوق موستاق 6973 متر Ulugh Muztagh

در مرکز کولان شان نزدیک لبه شمالی فلات تبت اولوق موستاق قرار دارد که می توان آنرا بلندتری کوه برفی منطقه دانست. ارتفاع کوه از سال 1890 چندین بار اندازه گیری شد ابتدا آنرا 7720 متر و بمرور به 6989 متر رسید ولی امروزه کوه را با ارتفاع 6973 متر می شناسند. این کوه چندین بار این کوه بسیار دور و دور از دسترس است. همین امر موجب شده تا برخی از گروهها پیش از رسیدن به کمپ اصلی از صعود کوه پشیمان شوند. اولین صعود کوه توسط تیمی آمریکایی در 1985 از جبهه شرقی صورت گرفت .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 3:27  توسط سیامک  | 

آمادابلام

 (2)

  آمادابلام

گردنبندی بر سینه مادر
ارتفاع: 6856 متر
محل قرار گیری: هیمالیای خومبو
بهترین ماههای صعود: آوریل و می قبل از مونسن
آواخر سپتامبر و اکتبر پس از مونسن

اولین صعود: 13 مارس 1961
مایک گیل
باری بیشاپ
مایک وارد
والی رومنس
سرپرست اولین صعود:ادموند هیلاری
نزدیکترین فرودگاه محلی: لوکلا
نزدیکترین فرودگاه بین المللی: کاتماندو

Hilary

در مسیر کمپ اصلی اورست کوهی قرار دارد که بیشتر به یک رویا می ماند. ادموند هیلاری ابتدا صعود این کوه را "غیر ممکن" میدانست، اما زمانیکه افراد تیمش خط الراس طولانی کوه را با پانصد متر طناب ثابت گذاری کردند نظرش را عوض کرده و صعود به این کوه را " فوق العاده مشکل" عنوان نمود. سر انجام 4 نفر از اعضای تیم هیلاری در تاریخ13 مارس هزار و نهصد و شصت و یک موفق به فتح کوه شدند. آنها از مسیر جنوب غربی که امروزه مسیر نرمال محسوب میشود به قله رسیدند. نام این کوه آمادا بلام است
معنای نام آمادابلام گردنبندی بر سینه مادر میباشد، و بواقع تشبیه بسیار زیبایی از این کوه است. بسیاری آمادابلام را خواهر خوانده ماترهورن میدانند، البته با حدود 3000 متر اختلاف ارتفاع.

اما 18 سال از پس ازاولین یعنی در سال 1979 دومین صعود قله انجام گرفت. و از آن تاریخ به بعد نیز تلاشهای بیشماری بر روی کوه صورت گرفته که شاید بتوان رقم بیش از 50 درصد صعود برای این کوه را منطقی دانست.

مسیر عادی کوه جنوب شرقی میباشد و کمپ اصلی کوه در ارتفاع 4570 متری قرار دارد، و مسیر دستیابی به کمپ اصلی نیز از طریق دهکده کومجونگ میباشد. البته اغلب تیمها برای هم هوایی مناسب پیش از رسیدن به کمپ اصلی با صعود به قله کالاپاتار5450 متر و کمپ اصلی اورست، به مرز آمادگی میرسند.
مپ پیشرفته اغلب در ارتفاع 5200 متری دائر میگردد، ضمن آنکه کمپ1 درحدود پنج هزار و هشتصد متری برقرار میشود که مستلزم تلاشی سخت میباشدوکمپ 2 در شش هزار و چهارصد متری برپا میشود
صعود به آمادابلام از لحاظ فنی کاری بسیار دشوار است که مستلزم مهارت در سنگنوردی و یخنوردی است، و در اغلب مسیر نیازمند طناب ثابت میباشد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 3:22  توسط سیامک  | 

ماربل وال

  (3)

  ماربل وال

 

ماربل وال  

 

ماربل وال ( دیواره مرمرین)

ماربل وال شمالی ترین کوه بالای 6000 متر جهان در مرز دو کشور چین و قزاقستان قرار دارد. این کوه دارای دیواره ای رفیع و سترگ در جبهه شمالی خود می باشد، در واقع نام کوه نیز بر اساس نام همین دیواره نهاده شده که جنس سنگهای آن از سنگ مرمر می باشد. نخستین بار کوه ماربل وال در سال 1902 شناسایی گردید ولی تلاش گروههای متعدد برای دستیابی به قله کوه تا سال 1964 بی نتیجه ماند، تا اینکه در این سال گروهی از کوهنوردان قزاق به سرپرستی نومنکوف موفق به صعود قله شدند. این کوه امروزه یکی از پرطرفدارترین کوههای تیان شان برای صعود به حساب می آید.

 

کمپ اصلی کوه در ارتفاع 3300 متر قرار دارد و ارتفاع سایر کمپها به ترتیب زیر است:

 

کمپ1: 4300 متر

کمپ2: 5258 متر

کمپ3: 5900 متر

 

بهترین ماههای صعود ماربل وال در فصل تابستان، تیر و مرداد می باشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 15:18  توسط سیامک  | 

لیلا پیک

  (۴)

  لیلا پیک    lila  peak

Lila peak

 

در پاکستان و منطقه قراقروم به سه قله بر خواهید خورد که نام لیلا را بر خود دارند. لیلا در زبان محلی عزیز و محبوب معنا می دهد.

 

لیلا پیک از فراز قله گندوگرو

مرتفع ترین قله لیلاپیک در جنوب غربی یخچال چوگولونگما و جنوب کوه هاراموش قرار دارد و گروههای که برای صعود قله اسپانتیک وارد منطقه می شوند به راحتی آنرا مشاهده می نمایند. ارتفاع این قله 6986 متر بوده و صعود آن کمی فنی و دشوار است. نخستین صعود این کوه در سال 1979 توسط هیکایریو از آلپاین کلاب ژاپن صورت گرفت.

Lila peak

لیلا پیک از کمپ اصلی اسپانتیک

کوتاهترین قله لیلا نیز در شمال دره روپال و در غربیترین نقطه رشته کوه هیمالیا در کنار نانگاپاربات قرار دارد. ارتفاع قله 5971 متر بوده و صعود آن بسیار دلپذیر می باشد.

اما سومین قله لیلا پیک در دره هوشی، در شرق یخچال گندوگرولا و غرب دره چوگولیزا در رشته کوه قراقروم و ایالت بالتیستان پاکستان واقع شده. این قله لیلا دقیقا از محل طلاقی گندوگرولا و از کونکوردیها و یخچال کی2 قابل مشاهده است. این قله 6096 متر ارتفاع داشته، شکل نیزه مانندش آنرا به عنوان یکی از زیباترین قلل دنیا معرفی نموده است. از اینرو بیش از دو قله قبل مورد توجه قرار می گیرد.

Lila peak

لیلا پیک از طریق یخچال کنکوردیها مسير ايتاليائيها

 

 نامهای دیگر لایلا پیک

 

ارتفاع: 6096 متر، 20000 فیت

محل قرار گیری: قراقروم پاکستان، یخچال کنکوردیها

موقعیت جغرافیایی: 35 درجه، 35 دقیقه و 28 ثانیه عرض شمالی

76 درجه، 24 دقیقه و 5 ثانیه طول شرقی

نوع فعالیت کوه نوردی کوه نوردی ترکیبی

جبهه شمال غربی این کوه 6096 متری با بیش از 1500 متر طول دارای شیبی حدود 45 درجه می باشد. در مورد ارتفاع این کوه نظر واحدی وجود ندارد. در برخی منابع آنرا 6200 متر و در منابع دیگر 6614 متر ذکر نموده اند. در نقشه های کوه نوردی ژاپنی ها که در سال 2003 توسط تسونئو میاموری چاپ شد، ارتفاع این کوه 6096 متر بیان شده.

همچون اکثر قلل قراقروم که در دهه های 80 و نود به شکل غیر قانونی و بدون در اختیار داشتن اجازه صعود فتح می شدند، لیلا پیک نیز دارای چنین سرنوشتی بود. نخستین صعود کوه توسط 4 کوه نورد بریتانیایی از جمله سیمون یاتیز، و مارک میلر از جبهه غربی و از طریق یخ گندوگرو صورت گرفت. در اوایل دهه نود آلمانیها از همان مسیر تیم بریتانیایی قله را صعود نمودند. آنها را در این صعود گروهی سوئیسی همراهی می کردند. این صعود در تابستان 1993 صورت گرفت، این صعود نیز به شکل غیر قانونی انجام شد. اما تا سال 1997 هیچ صعودی به شکل رسمی به ثبت نرسید تا اینکه در این سال تیمی ایتالیایی متشکل از فابیو ایاچینی، پائولو کاوگنتو قله را صعود کردند و در پی آنها روز بعد سه ایتالیایی دیگر موفق به صعود قله شدند. ایتالیائیها در مسیر با کپسول گازی روبرو شدند که نام 4 کوه نورد بریتانیایی که حدود 10 سال قبل قله را فتح کرده بودند بر روی آن حک شده بود. مسیر ایتالیائیها کمی دشوارتر از مسیرهای قبل و از غرب یال شمالی صورت گرفت.

تا این سال تمامی صعودهای لیلا پیک به شکل آلپی صورت گرفته بود. البته صعود یکروزه قله از کمپ اصلی پیشرفته در شرق یخچال گندوگرو امکان پذیر به نظر می رسید. گرچه مسیر صعود بالغ بر 1500 متر ارتفاع می باشد اما اغلب صعودها به شکل یکروزه صورت گرفته و تیمها پس از صعود قله با یک در کمپ 5000 متر روز دوم به کمپ اصلی بازگشتند.

برای هم هوایی مناسب جهت صعود لیلا پیک نیز می توان به قله 5650 متری گندوگرو صعود نمود.

 

فرود با اسکی

در تابستان سال 2005 نخستین تلاش برای فرود با اسکی از این کوه توسط فردریک اریکسون و یورگن آموت کوه نورد - اسکی بازان اسکاندیناوی صورت گرفت. اگرچه آن دو نتوانستند قله را صعود نمایند اما مسیر شمال غربی کوه را اسکی کردند. آنها لیلا پیک را بهت آورترین کوهی توصیف نمودند که تا آن زمان با آن برخورد کرده بودند و معتقد بودند، قله کوه شبیه نک سوزنی است که رو به آسمان قرار گرفته.

فردریک و یورگن در 18 جون 2005 به کمپ اصلی در ارتفاع 4150 متری رسیدند. این دو کمپ 1 خود را در ارتفاع 5000 متری و در تاریخ 22 جون برپا کردند سپس در ساعت 2:30 بامداد روز بعد کمپ 5000 متر را به سمت قله ترک کردند و پس از 7 ساعت به 100 متری این سوزن عظیم رسیدند. آنها ادامه مسیر را بیش از حد یخ زده و پر شیب یافتند که این شرایط برای اسکی کردن مناسب به نظر نمی رسید. لذا تصمیم گرفتند از همان نقطه با اسکی به پائین بازگردند. بدین شکل از ارتفاع 6000 متری تا پای یخچال گندوگرولا را اسکی کردند.

اما هرسه قلل لیلا پیک تاکنون توسط گروهها و کوه نوردان مختلف صعود شده اند. ولی شاید صعود این سه قله توسط یک نفر بتواند انگیزه ای برای تلاش بیشتر بر روی آنها باشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 15:13  توسط سیامک  | 

کونگور

(۱)  

  کونگور   

  کونگور

کولان شان Kunlun Shan

کولان شان يا کون لون بزرگترين سيستم کوهستاني در آسيا به شمار مي رود. این رشته کوه در لبه شمالی از پهنه خشک فلات تبت درست در وسط رشته کوه هیمالیا و رشته کوه تیان شان قرار گرفته. در سمت غرب نیز با رشته کوه پامیر هم مرز می باشد. بلندترین کوههای این رشته در باریکه شرقی کولان شان قرار دارند. آنها چندین کوه مرتفع با درجه سختیهای مختلف هستند که بلندترینشان کونگور با ارتفاع 7719 متر می باشد. اما کوه نه چندان دشوار موستاق آتا یا پدر کوه یخی با ارتفاع 7546 متر از شهرت جهانی برخوردار بوده و صعودهای به مراتب بیشتری نسبت به کونگور دارد. سوا از این دو کوه مرتفع کوههای بسیاری را می توان در این رشته کوه یافت که البته دوردست بودن و گاها درجه سختی بالا باعث استقبال کمتر از آنها می باشد و درمیانشان می توان به چندین کوه بلند صعود نشده و بی نام نیز اشاره کرد . تعدادی از قلل مرتفع و مهم کولان شان عبارتند از: موستاق 7282 متر، چولپانک لیک 7102 متر، اولوگ موستاق 6987 متر، بوکادابان فنگ 6860 متر، چاکراگیل 6727 متر و امنی مچن 6280 متر.

ماههای جولای و آگوست بهترین ماههای صعود به قلل کولان شان می باشد.

 

کونگور 7719 متر Kongur

قله کونگور بلندترین کوه در میان توده کونگورتاق و البته رشته کوه کولان شان به شمار می رود. این کوه در غرب رشته کوه قرار دارد که البته چندان دور از بزرگرا قراقروم و کوه موستاق آتا نیست. گرچه این امر می تواند دلیلی مناسب برای استقبال از صعود به کوه کونگور باشد اما بی شک درجه سختی بالای کوه از عواملی است که موجب صعودهای نادر به کونگور می شود.

نخستین صعود کونگور در سال 1981 توسط کوهنوردان انگلیسی به سرپرستی کریس بانینگتون صورت گرفت و وی به همراه پیتر بوردمن، آلن روز و جو تاسکر از یال جنب غربی که امروزه به مسیر بانینگتون شهرت دارد به قله دست یافتند. کمپ اصلی کوه در ارتفاع 4800 متر قرار دارد و از دریاچه کاراکول تنها ظرف یک روز قابل دسترسی است. کمپ اصلی پیشرفته در ارتفاع 5400 متر قرار دارد و مسیر آن پر است از شکافهای یخی که عمق آنها گاها تا 8-9 متر می رسد. از کمپ پیشرفته با یک دور زدن به جبهه جنوبی می رسیم که آن هم به یال غربی گردنه کونگور6750 متر متصل می شود. از گردنه ابتدا می توان به قله کارالوک 7245 متر و از آن پس نیز مسیر با شیبی تند و درجه سختی زیاد به قله اصلی کونگور رسید. درجه سختی این کوه  می باشد .  6a، TD-/TD

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 20:47  توسط سیامک  | 

تیریچ میر

(۲)

 

                       Tirich Mir  7706  m

           

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 20:40  توسط سیامک  | 

موزتاق آتا

 

(۳)

 

 

 

 Muztagh Ata   7564  m                    

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 20:38  توسط سیامک  | 

ایمنی ایسماعیل سامانی

(4)

 

 

Imeni Ismail Samani  7495  m             

 

 

 

 

   

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 20:34  توسط سیامک  | 

نوشاق

 (۵)                                           

 

                                نوشاق       Noshaq  7492  m

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 20:31  توسط سیامک  | 

پوبدا

  (۶)

 

   پوبدا

 

Pubeda 

 

تیان شان Tian Shan

رشته کوه تیان شان به طول 1200 کیلومتر و عرض 300 کیلومتر در میان کشورهای چین، قزاقستان و قرقیزستان محصور گشته. نام قدیم رشته کوه تانگری تاک به معنای کوههای آسمانی بود ولی چینی ها آنرا به تیان شان تغییر دادند.رفیعترین قله این رشته کوه پوبدا یا پیروزی با ارتفاع 7439 متر بوده که در خاک قرقیزستان قرار دارد و یخچال اینلچیک جنوبی به طول 46 کیلومتر طویلترین یخچال تیان شان محسوب می شود. در این میان ماربل وال با دیواره مرمرین خود همچون الماسی در بخش شمالی تیان شان می درخشد و از سویی چشم انداز کم نظیری از ارتفاعات بلند و ناشناخته چین در جنوب شرقی خود به دوستداران طبیعت عرضه می کند. بخش وسیعی از تیان شان در قرقیزستان گسترده شده. رشته کوه آک شیراک در شرق، فرگانا در غرب و رشته کوه قرقیز در شمال و همینطور تاریمسکایا در خاک چین و جنوب تیان شان قرار دارد. حدود 30 رشته کوه با قللی بالای 5000 متر در بخش میانی تیان شان با شکوهی تمام قرار گرفته اند که دسترسی به آنها چندان دشوار نیست.

 

پوبدا 7439 متر pobeda

شمالي ترين کوه متری 7000 متری دنيا در جنوب يخچال 46 کيلومتری اينلچيک جنوبی قرار دارد. اين کوه که بلندتري کوه کشور قرقيزستان است کوه پيروزي هم نامیده می شود. پوبدا بدليل شمالی بودنش دارای شرایط بد و هميشه سرد هوا می باشد. ضمن آنکه در تمامی مسيرهای صعود به آن خطر سقوط بهمن وجود دارد. کمپ اصلي تمام مسيرهای جبهه شمالی کوه بر روی يخچال زوويوسدوکا مستقر می باشد که دسترسی سريع به آنها فقط از طريق بالگرد امکان پذير است.جبهه جنوبی کوه در خاک چين بوده و به مراتب دشوارتر و خطرناکتر از جبهه شمالی است. در اين جبهه چینی ها کوه را تومور مي نامند. اولين صعود اين جبهه (جنوبي) در سال 1977 توسط تيمي از کوهنوردان چينی صورت گرفت. اولين صعود کوه بنام تيمی روس يه سرپرستی آبلاکوف و از مسير شمالی به ثبت رسيده گرچه اين احتمال وجود دارد که گروه سال 1936 کومسومول به قله رسيده باشد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 20:25  توسط سیامک  | 

چومولاری

  (۷)

  چومولاری(عروس کانچن جوکا)

چومولاری

 

چومولاری7350 متر کوهی است مقدس برای بودائیان تبت و هر سال زائران زیادی که به دهکده پاری دسونگ در 10 مایلی کوه برای مراسم دعا می آیند، سری هم به دامنه های کوه مقدس زده، آنرا طواف می کنند. کوه چومولاری را بدلیل زیبائیش عروس کانچن چونگا می نامند. این کوه در مرز تبت و بوتان قرار دارد. جبهه شمالی کوه را دیواره ای عظیم به طول 2750 متر فرا گرفته. چومولاری نخستین بار در سال هزار و نهصد و سی و هفت توسط اسپنسر چاپمن و داوا لاما صعود شد. ارتفاع قله این کوه در منابع مختلف مابین هفت هزار و سیصد و چهارده تا هفت هزار و سیصد و پنجاه متر متغیر ذکر شده


--------------------------------------------------------------


پائیز 2005 تیمی از اسلونی به سرپرستی مارکو پریزل موفق شد مسیری نو را بر روی چومولاری گشایش نماید. آنها هم هوایی خود را بر روی قله 6706 متری جانگمو گوپشا صورت دادند، سپس به دو گروه جهت فعالیت بر روی دو مسیر متفاوت تقسیم شدند. 4 نفر دهلیز شمالی را هدف قرار دادند، آنها پس از بیتوته در ارتفاع 6800 متری خود را به یال شرقی رساندند و در 14 اکتبر از آن مسیر راهی قله شدند. بخش دشوار مسیر توسط اعضای تیم با درجه سختی  TD+,80/45-60 درجه بندی شد که حدود 1900 متر طول داشت
اما دو تن از اعضای تیم در شرایط باد شدید و درحالیکه لایه نازکی از یخ بر روی مسیر شمال غربی قرار داشت، موفق به فتح قله شدند. آنها نیز از ابتدای دهلیز شمالی صعود خود را آغاز نمودند، سپس با تراورس به سمت راست ازمسیری ترکیبی خود را به یال شمال غربی رساندند. این در حالی بود که شیب تند مسیر را برفی عمیق پوشانده بود، در حالیکه در زیر آن لایه ای از یخ نازک قرار داشت. آنها درجه مسیر را ام 6 مثبت ثبت کردند
کوه نوردان اسلونی برای صعود قله مجموعا 5 روز تلاش کردند. پس از صعود قله نیز آنها امیدوار بودند بتوانند از مسیر جنوبی به پائین باز گردند، اما شرایط بد جوی آنها را مجبور به بازگشت از همان مسیر صعود نمود و با یک شب مانی دیگر خود را به کمپ اصلی رساندند .

مارکو سرپرست تیم می گوید: به طور معمول در یک صعود موفق تدارکات و پشتیبانی در کنار تاکتیک صعود نقش ارزشمندی را ایفا می کند
مارکو پریزل کوهنوردی است که صعودهای بیشماری را به سبک آلپی در آمریکا و آسیا صورت داده. او همچنین عضو تیم سال دو هزار و چهار صعود به کی 7- کاراکوسا – و نانگاپاربات بود که هر دو در یک برنامه به سرپرستی استیو هاوس آمریکایی انجام شد .

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 20:20  توسط سیامک  | 

ساراگرار

  (۸)

  ساراگرار

Saragrar

 

هندو کش Hindu Kush

کلمه هندو کش از زبان پارسی بر این منطقه نهاده شده و به معنای کشنده یا قاتل هندوها می باشد ، این کلمه به سرمای کشنده منطقه و مرگ هندیها بر اثر سرما اطلاق می گردد. پیشتر کوهستان این منطقه را هندو کوه نیز می نامیدند که کاملا برگرفته از زبان پارسی می باشد. رشته کوه هندوکش در جنوب غرب رشته کوه پامیر واقع شده است. این رشته کوه کم و بیش در مرز افغانستان و پاکستان قرار دارد. بطور کل اطلاعات زیادی نیز از کوههای این منطقه در دست نیست و کوههای زیادی را نیز می توان در این رشته یافت که همچنان صعود نشده و بکر مانده اند. این رشته کوه که از شرق به غرب گسترده شده کم و بیش در مرز افغانستان و پاکستان قرار دارد. بخش شرقی این رشته کوه عموما دایره وار و البته بکر و وحشی می باشد که با ارتفاعی نزدیک به 5500 متر کمی کوتاهتر از سایر کوههای آسیای میانه است، ضمن آنکه رشته های فرعی زیادی نیز در این بخش مشاهده می شود. امتداد کوههای این منطقه به جنوب و غرب گسترده می شوند و در نهایت با کاهش ارتفاع به کوهها و تپه های مرکز کشور افغانستان ختم می گردند.

اما بخش غربی این کوهها حالت رشته رشته داشته و مملو از کوههای مرتفع و پر برف می باشد که در میانشان بالغ بر 20 قله بالای 7000 متر یافت می شود. در میان این کوهها تریچ میر با ارتفاع 7690 متر بالاترین ارتفاع را داراست که در قیاس با کوههای بسیاری از مناطق دنیا ارتفاع بلندی محسوب می شود. از ویژگیهای مهم کوهستان این منطقه می توان به هوای نسبتا پایداروقابل پیش بینی آن اشاره نمود.

در قیاس با کوههای اغلب مناطق آسیای میانه، دسترسی به کوههای پوشیده از یخ و برف هندو کش راحت است.

تابستانهای این منطقه گرم و زمستانها پوشیده از برفند.

در نهایت باید توجه داشت بدلیل شرایط خاص سیاسی منطقه هنوز امکان حضور گسترده در آن محیا نیست.

از کوههای هندو کش می توان به قلل زیر اشاره نمود:

 

سارا گرار 7349 متر

چهارمین قله منطقه هندوکش کوهی است کاملا مستقل، توده عظیمی از دیواره های گرانیتی و رخهای پوشیده از یخ و برف در دورادور آن.

نخستین بار در سال 1958 تیمی انگلیسی به سرپرستی تد نوریش بر روی قله شمال شرقی تلاشی را صورت داد. اما بدلیل کشته شدن یکی از اعضای تیم آنها ناموفق بازگشتند. یکسال بعد یعنی در 24 آگوست 1959 تیمی 5 نفره از ایتالیایی به سرپرستی فوسکو مارینی موفق شد قله شمال شرقی را فتح نماید. این صعود از مسیر شمال شرقی یخچال نیروقی صورت گرفت.

قلل اصلی ساراگرار عبارتند از قله شمال شرقی با ارتفاع 7349 متر، قله شمال غربی 7300 متر، قله جنوب غربی 7148 متر، قله جنوبی 7307 متر، و قله جنوب شرقی 7208 متر.

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 20:7  توسط سیامک  | 

دیران پیک

( ۹)

 

  

 Diran peak  7273 m          دیران پیک                                     

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 20:2  توسط سیامک  | 

لنین

  (۱۰)

 

    Lenin  7134 m     لنین                    

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 20:0  توسط سیامک  | 

کورژنفیسکایا

  (۱۱)

  کورژنفیسکایا 

کورژنفیسکایا

پامیر Pamir

این رشته کوه همچنین دارای پیوستگی با رشته کوههای تیان شان، قراقروم، کولان شان و هندوکوش می باشد.

پامیر دارای زمستانهایی بسیار سرد وسخت و تابستانی خنک است با مناطقی پوشیده از جنگل.

وجود چندین یخچال طویل از جمله یخچال "مورغاب" به طول 231 کیلومتر که طویلترین یخچال دنیا به شمار می رود از شاخصه های این منطقه به شمار می رود.

یخچال فدچنکو به طول 70 کیلومتر نیز یکی از بزرگترین یخچالهای جهان به شمار می رود. ارتفاعات کوهستانی پامیر بخش عظیمی از خاک تاجیکستان را فرا گرفته است. جناح های جنوبی پامیر به منطقه عمومی مرغاب در خاک چین وارد می شوند. زبانه های جنوبی رشته کوه به بخشی از رشته کوه هندو کش متصل است. همچنین پامیر از شمال در خاک قرقیزستان به کوههای" آلای"می رسد.

 

رشته کوه پامیر از مناطق نسبتا مرتفع و مجزایی تشکیل گردیده که شامل مناطق زیر می باشد.

1- رشته کوه اطراف فدچنکو با قلل معروف سامانی (کمونیسم) 7495 متر و کورژنفسکایا 7105 متر.

2- رشته کوه قراتا با قلل مایا کوفسکی 6096

3- رشته کوه قزل سو در جنوب شهر سارق داش با قله بو علی سینا (لنین)

4- رشته کوه بدخشان با قله ودارا 6233 متر

5- رشته کوه زرافشان با قله تارگا 5487 متر

 

کورژنفسکایا

ارتفاع 7106 متر یا 23313 فوت

واقع در پامیر تاجیکستان

ماههای صعود: جون، جولای، آگوست

سومین کوه مرتفع پامیر پس از سامانی و لنین، "کورژنفسکایا" نام دارد. معمولا این کوه را بنام "کول سانتالاک" نیز میخوانند. این کوه در سال 1910 توسط اداره جغرافیایی شوروی کشف گردید. برای اولین بار کورژنفسکایا در سال 1953 توسط "آگاروف" و از مسیر شمالی صعود شد. اما مسیر جنوبی که امروزه بعنوان راحتترین مسیر کوه نیز شناخته می شود در سال 1966 توسط "تستکین" صعود شد. این مسیر چندان دشوار نیست و پس از هم هوایی مناسب میتوان آنرا از کمپ" موسکووینا" صعود کرد .

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:57  توسط سیامک  | 

اسپانتیک

  (۱۲)

 

  اسپانتیک

Spantic 

 

اسپانتیک ۷۰۲۷ متر

کوه اسپانتیک با ارتفاع ۷۰۲۷ متر بر روی خط الراسی قرار دارد که از "راکاپوشی" تا "هاراموش" گسترده شده است. هنگام غروب خورشید برجهای مرمرین این کوه طلایی رنگ میشوند.مردم محلی دره ناگار(شمال غربی) آن را "گانیش چیش" می نامند که "قله طلایی" معنی میدهد. اما مردم آراندو (سمت جنوب شرقی) به آن اسپانتیک میگویند که تکه های سبز معنی میدهد، علت این نامگذاری هم وجود چمنزارها در دامنه کوه میباشد. کوه اسپانتیک در راس یخچال۳۵ کیلومتری چوگولونگما قرار دارد. از سمت ناگار میتوان جبهه مخوف شمالغربی و برج معروف شمالی را دید که در سال 1987 توسط روسها صعود شد. در واقع رنگ طلایی این برج هنگام غروب خورشید علت اصلی نامگذاری قله طلایی است .

 

اسپانتیک 

 

اما این کوه در مرز دره "ناگار" نزدیک "هونزا" و "آراندو" در بالتیستان(آن را تبت کوچک نیز میگویند) قرار دارد. مسیر دستیابی به کمپ اصلی در جبهه جنوب شرقی از طریق اسکاردو و دره آراندو میباشد که جزو مناطق شیعه نشین بالتیستان است. در واقع در طی چهار روز (شامل یک روز با جیپ و سه روز پیاده روی) میتوان به کمپ اصلی آن رسید که در ارتفاع ۴۳۰۰ متری قرار دارد. اما اولین تلاش برای دستیابی به قله در سال ۱۹۰۶ توسط یک زوج آمریکایی صورت گرفت و آنها تنها تا ارتفاع ۶۷۰۰ متری کوه بالا رفتند و از صعود قله باز ماندند. تا اینکه در سال ۱۹۵۵ یک کوهنورد اهل فرانکفورت آلمان به نام "کارل کرامر" موفق به انجام اولین صعود کوه از همان مسیر جنوب شرقی گردید. از آن زمان به بعد این مسیر همه ساله شاهد صعود کوهنوردان از سراسر دنیا بوده است. مسیر جنوب شرقی در واقع خط الراسی است به طول حدود ۸ کیلومتر . کمپ اصلی در ارتفاع ۴۳۰۰ متر قرار دارد. در این مسیر به طور معمول سه کمپ در ارتفاعهای: ۵۰۰۰ کمپ۱ ، ۵۶۰۰ کمپ۲ و ۶۳۰۰ کمپ سوم برپا میشود. دستیابی راحت و کوتاه مدت به کمپ اصلی و مسیر نه چندان دشوار و خطرناک از عوامل استقبال از این کوه میباشد. ضمن آنکه پیشانی یخی به طول ۷۰۰ متر مابین کمپ ۲ و ۳، و همینطور شکافهای پنهان و خط الراس باریک از مشکلات این جبهه به شمار میرود. از نظر آب و هوا نیز تحت تاثیر آب و هوای منطقه قراقروم قرار دارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:52  توسط سیامک  | 

خان تنگری

  (۱۳)

  خان تنگری

خان تنگری

 

خان تنگری 7010 متر ، تیان شان

رشته کوه تیان شان به طول 1200 کیلومتر و عرض 300 کیلومتر در میان کشورهای چین، قزاقستان و قرقیزستان محصور گشته. نام قدیم رشته کوه تانگری تاک به معنای کوههای آسمانی بود ولی چینی ها آنرا به تیان شان تغییر دادند.رفیعترین قله این رشته کوه پوبدا یا پیروزی با ارتفاع 7439 متر بوده که در خاک قرقیزستان قرار دارد و یخچال اینلچیک جنوبی به طول 46 کیلومتر طویلترین یخچال تیان شان محسوب می شود. خان تنگری با ارتفاع 7010 متر بلندترین کوه کشور قزاقستان و در جنوب یخچال اینلچیک شمالی قرار دارد. طول این یخچال 28 کیلومتر بوده و عمق یخ آن در برخی نقاط به 300 متر می رسد.

 

خان تنگری

کوه خان تنگری همچون هرمی سه وجهی است که از شمال و جنوب غربی به صورت دیواره ای و از سمت جنوب شرقی توسط یخچالی طویل محصور شده. جنس سنگ این کوه گرانیت سیاه می باشد و از ارتفاع 6200 متر به بالا شکل آن تغییر کرده و به صورت سنگهای آهکی زرد رنگ در می آید و این رنگ غروب خان تنگری را چون مشعلی آتشین می نماید. بومیان محلی معتقدند ارواح شب هنگام بر فراز کوه آتش می افروزند و همانها نام کوه را خان تنگری به معنای سلطان ارواح نهاده اند.

نخستین بار در سال 1931 کوهنوردانی از اکراین موفق شدند از طریق یخچال اینلچیک جنوبی و دهلیز جنوبی خود را به تیغه غربی کوه رسانده و از آن طریق قله کوه را فتح کنند. مسیر جنوبی در خاک قرقیزستان بوده و بسیار خطرناک و بهمنی است. در 1975 روسها از طریق جبهه شمالی این کوه و پس از دستیابی به قله فرعی چاپایف به ارتفاع 6195 متر توانستند خود را به گردنه غربی رسانده و از این راه که با جبهه جنوبی مشترک است قله را صعود نمایند. این مسیر به رغم درگیری با سنگ و یخ و شیبهای تند و بهمنی تنها مسیر عادی در قزاقستان است، که همه ساله کوهنوردان بسیاری از آن طریق به قله کوه یورش می برند. در نهایت دشوارترین و سرسختترین جبهه کوه دیواره شمالی آن است که برغم دشواری نتوانسته از گزند کوهنوردان جسور بلوک شرق در امان باشد و نزدیک به 7 مسیر بر روی آن گشوده شده. این کوه تنها در سالهای 1988 و 2001 توسط کوهنوردان روس و قزاقستان در زمستان فتح گردیده. خان تانگری کوهی است برای آنان که قصد مبارزه ای سخت در کوهستان را داشته و می خواهند وارد مرزهای هیمالیانوردی شوند.

 

کمپ اصلی کوه از مسير شمالي در ارتفاع 4000 متر و بر روی یخچال اینلچیک شمالی قرار دارد و سایر کمپها به ترتیب :

کمپ1: 4400 متر

کمپ2: 5200 متر

کمپ3: 5900 متر 

می باشد. بهترین ماههای صعود خان تنگری در فصل تابستان، تیر و مرداد می باشد .

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:46  توسط سیامک  | 

اورست

(۱)

 

  اورست     Everest

 

Everest 

 

 اورست

نام کوه اورست، ساگاراماتا، چومولونگما

ارتفاع 8850متر، 29،029 فیت

محل قرارگیری نپال، تبت

موقعیت 27،59 عرض شمالی

86،56 طول شرقی

ماههای صعود آوریل و می، سپتامبر و اکتبر

اولین صعود 1953

اولین صعود کننده ادموند هیلاری، تنسینگ نورگی

نزدیکترین فرودگاه محلی پانگبوچه

نزدیکترین فرودگاه بین المللی کاتماندو

اورست - بلندترین کوه دنیا بر طبق آخرین اندازه گیریهای ماهواره ای که در 5 می 1999 صورت گرفت و به تایید انجمن نشنال جغرافی نیز رسید 8850 متر ارتفاع دارد. کوه اورست در منطقه هیمالیای "خمبو روالینگ" قرار دارد. این کوه بر روی خط الراسی مرتفع قرار گرفته که در طول مرز نپال و تبت از غرب به شرق و از چوآیو تا ماکالو امتداد می یابد. در نپال به آن ساگاراماتا به معنای سر آسمان و در تبت چو مولونگما به معنای مادر خدای زمین می گویند.

در مساحی های سال 1854 یک هیئت انگلیسی نام آنرا قله 15 نهاد و دو سال بعد آنها توانستند ارتفاع قله 15 را 8839 متر اندازه گیری کنند آنرا رفیعترین قله عالم شناختند، اما این اندازه گیری چندان پایدار نبود و پس از آن هندیها ارتفاع قله را 8848 ثبت نمودند. در نهایت در سال 1865 انجمن جغرافیایی سلطنتی در لندن، قله شماره 15 را بعد از مساحی های جورج اورست نامگذاری مجدد نمود و به افتخار این کشف قله شماره 15 را اورست نامیدند.هفت تلاش نخست این کوه تا سال 1921 بیشتر جنبه شناسایی داشت تا صعود. تمامی این تلاشها از سمت تبت صورت گرفت. جایی که مسیر صعود قله از طریق یال شمالی و گردنه شمالی قابل دسترس به نظر می رسید. در سال 1924 جورج مالوری کسیکه پیکان حمله سه هیئت نخست این کوه بود، در تلاش برای فتح قله جان خود را به همراه همنوردش اندرو اروین از دست داد. آنها بی شک گامهایی تا قله فاصله نداشتند

تا سال 1938 یعنی زمان شروع جنگ جهانی دوم تلاشهای ناموفق دیگری نیز صورت گرفت و پس از آن به خاطر جنگ همه چیز متوقف شد. اما با پایان جنگ و اشغال تبت توسط چینیها مرزهای تبت بر روی خارجیها و بخصوص کوهنوردان بسته شد. اما کشور نپال که سابق بر این غیر قابل دسترس بود خلاف این عمل کرد و مرزهای خود را از سال 1950 بر روی خارجیها گشود. بدین شکل محاصره اورست تنگتروتنگتر شد. مسیر صعود تیمهای سال 51 تا 53 از طریق یخچال خمبو، آبشار یخی و کم غربی بود که تیمهایی از انگلستان و سوئیس به آن دست یافتند. سپس جبهه غربی لوتسه و گرده ژنویها و در نهایت گردنه جنوبی شناسایی و صعود شد. در ماه می 1952 کریستین لامبرت سوئیسی و شرپا تنسینگ نورگی هندی - نپالی تا 8600 متر بالا رفتند اما از صعود قله بازماندند. اما یکسال بعد تیمی از انگلستان به سرپرستی جان هانت افسر ارتش انگلستان با گام نهادن در جای پای سوئیسیها در نهایت با دسترسی به یال جنوب شرقی توانست ادموند هیلاری و شرپا تنسینگ نورگی را در ساعت 30/11 روز۹ 2می راهی قله نماید .

 

Everest 

پس از صعود سال 53 تلاشهای موفق و ناموفق زیادی از مسیرهای مختلف صورت گرفت و تا امروز که بیش از 50 سال از نخستین صعود کوه می گذرد حدود 2500 کوهنورد از 16 مسیر اورست را صعود کرده اند. آنها از 13 تا 70 سال سن داشتند. در این را همچنین بیش از 160 نفر جانشان را از دست داده اند. اورست بارها بدون اکسیژن صعود شد. چندین نفر به کمک اسکی و چتر از آن فرود آمدند و کوه بارها تراورس گردید. صعودهای زیادی در مدت تنها یک روز بر روی آن صورت گرفت و افراد بسیاری بر روی آن دچار سرمازدگی شدند. هر کوهنورد برای اخذ اجازه صعود موظف به پرداخت 6000دلاردرجبهه شمالی و 10000 دلار در جنوبی می باشد. در این راه گروههای تجاری بسیاری نیز دست به کار شده و با اخذ مبالغی از 20000 تا 75000 دلار کوهنوردان و افراد عادی را عازم بام دنیا می کنند

فیلمهای بسیاری از تلاشهای موفق و نافرجام اورست ساخته شده و کتب فراوانی به نگارش در آمده تا اورست همچنان به عنوان یکی از جذابترین نقاط دنیا مورد توجه باشد

 

مسیرهای اورست

بیست و نه می 1953- اولین صعود اورست: تنزینگ نورگی (نپال) و ادموند هیلاری(زلاند نو) هر دو عضو یک هیئت انگلیسی. از مسیر یال جنوب شرقی- با عبور از آبشار یخی، کم غربی و لوتسه فیس- به قله رسیدند

بیست و پنج می 1960- تیمی از کوهنوردان چین و تبت از مسیر شمالی به قله اورست رسیدند

بیست و دو می 1963- اولین صعود یال غربی اورست توسط تیم امریکا- در واقع دسترسی به یال غربی از طریق جبهه شمالی صورت گرفت- صعود کنندگان ویلی انسولد و تام هورنباین بودند. آنها پس از رسیدن به قله از مسیر جنوب شرقی بازگشته و نخستین تراورس اورست را هم صورت دادند

بیست و چهار سپتامبر 1975- دوگال هستون و داگ اسکات از صعود دیواره جنوب غربی را صورت دادند، سرپرستی این تیم را کریس بانینگتون بر عهده داشت

سیزده می 1979- آندری استریمفیل و یرنی زاپلوتنیک قله را از مسیر اصلی غربی صعود نموده و از مسیر هورنباین بازگشتند

ده می 1980- تسونه شیجی هیرو تاکاشی اوزاکی از ژاپن نخستین صعود مستقیم جبهه شمالی را انجام دادند. این مسیر به دهلیز ژاپنیها معروف شد

نوزده می 1980- یرزی کاکوسکا و اندری ژوک از طریق برج جنوبی- درست سمت راست دیواره جنوب غربی- به قله دست یافتند

بیست آگوست 1980- راینولد مسنر از ایتالیا از گردنه شمالی تراورسی را به سمت دهلیز شمالی صورت داد. او تنها در مدت 3 روز از کمپ اصلی خود در ارتفاع 6500 متر بدون استفاده از اکسیژن مصنوعی قله را صعود نمود

چهار می 1982- 11 کوهنورد روس از طریق دیواره جنوب غربی – سمت چپ مسیر بانینگتون- صعود نمودند

هشت اکتبر 1983- لو ریچارد، کیم مومب و کارلوس بوهلر قله را از طریق جبهه شرقی، معروف به کانشونگ صعود نمودند

سوم اکتبر 1984- کوهنوردان استرالیایی تیم مکارتنی، اسنپ و گرگ مورتیمر قله را از طریق دهلیز شمالی صعود نمودند

بیست می 1986- شارون وود به عنوان نخستین زن از آمریکای شمالی توانست از مسیر جدید شانه غربی که از یخچال کانشونگ آغاز می شد خود را به دهلیز هورنباین رسانده و قله را صعود کند

دوازده می 1988- کوهنورد انگلیسی، استفان ونبلز از سمت چپ مسیر 1983 کانشونگ به قله برسد. این مسیر در شرق گردنه جنوب شرقی قرار دارد. ونبلز تنها عضو انگلیسی یک گروه کوهنورد آمریکایی بود

یازده می 1995- اولین صعود مسیر شمال شرقی، این مسیر تماما توسط کیوشی فورونو و شجیکی ایموتو از ژاپن و شرپاها داوا شرینگ، پاسانگ شرپا و نیما شرپا گشایش یافت

بیست می 1996- اولین صعود دهلیز شمال شمالشرقی. توسط پیتر کوزنتسوف، والری کونوف و گریگوری سیمی کولنکوف

ده می 2004 - مسیر مستقیم دیواره شمالی. آندریا ماری یو، پاورشا بالین و ایلیاس توح واتولین از تیم روسیه

نکته

- هومن آپرین کوهنورد ایرانی مقیم آمریکا بعنوان نخستین ایرانی در سال موفق به صعود اورست گردید. وی راهنمای تیمی از کوهنوردان آمریکایی بر روی اورست بود

_ تیم ملی کوهنوردی ایران در سال 1377 موفق شد نخستین صعود مستقل ایرانیان را بر روی اورست صورت دهد

-سعید طوسی کوهنورد ایرانی مقیم آمریکا موفق شد در بهار 2002 بر افراز قله اورست

- تیم ملی کوهنوردی ایران متشکل از تیمهای مردان و زنان موفق شد در 30 می 2005 بر فراز اورست بایستد. 9 نفر از اعضای این تیم به همراه 5 شرپا قله را فتح نمودند .

 

قله جنوبی اورست

 

قله جنوبی اورست 

قله جنوبی اورست دارای ارتفاع 8750 متر می باشد. فاصله نزدیک این قله با قله اصلی مهمترین دلیل برای آن بود تا آن را بعنوان دومین قله رفیع دنیا در نظر نگیرند. نخستین صعود این قله در تاریخ 26 می سال 1953 و درست 3 روز قبل از نخستین صعود قله اصلی اورست بوسیله هیلاری و تنسینگ صورت گرفت و بردیلون و ایوانز در حالیکه شانس نخستین صعود قله اصلی اورست را داشتند به قله جنوبی بسنده کردند. این دو که از جانب جان هانت سرپرست تیم و شرپا دانامگیال پشتیبانی می شدند در ساعت یک بعد از ظهر به این نقطه رسیدند. گرچه در آن تاریخ رسیدن به این نقطه از زمین موفقیتی بزرگ محسوب می شد اما برای صعود اورست این تنها بخشی از مسیر بشمار می رفت. آنها به مدت 30 دقیقه در این مکان با یکدیگر بحث کردند زیرا تنها برای 2-3 ساعت دیگر اکسیژن داشتند و امکان اینکه به قله برسند وجود داشت اما آیا امکان بازگشت بدون اکسیژن نیز برایشان بود؟ سرانجام آنها تصمیم به بازگشت گرفتند. پس از پایان نخستین صعود اورست بردیلون گفت: از اینکه چنین تصمیمی گرفته است متاسف است و آنها باید صعود را ادامه می دادند. در واقع اگر بردیلون و اوانز چنین ریسک بزرگی را صورت می دادند شاید امروز آنها به جای هیلاری و تنسینگ معروف می شدند .

کشورهایشان، بوردیلون در امر کپسولهای اکسیژن و همراهی ایوانز از نخستین مراحل صعود با وی عنوان نمود. اما دیگران به درستی می دانستند در آن صورت هر دو فاتح نخست قله اورست انگلیسی بودند نه یک نیوزلندی و یک شرپا، گرچه کشورهایشان تحت تابعیت انگلستان بود .

 

 

قله جنوبی در زمان طلوع خورشید

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:13  توسط سیامک  | 

کی دو

 (۲)

 کی دو

K 2

نام کوه کی2، چوگوری، گادوین آستین

ارتفاع 8611 متر، 28،253 فیت

موقعیت 35،88عرض شمالی

76،51 طول شرقی

محل قرار گیری قراقروم، مابین پاکستان و چین

بهترین ماههای صعود جون، جولای، آگوست

اولین صعود 1954

نزدیکترین فرودگاه بین المللی راولپندی پاکستان

 

کی 2

کوه کی2 دومین کوه مرتفع دنیا و بی شک سرسختترین قله 8000 متری می باشد که هدف غایی بسیاری از کوهنوردان است. این هرم غول آسا برجی است تنها واقع در منطقه قراقروم پاکستان و در راس یخچال بالترو قرار دارد. کی 2، 549 متر از بلندترین کوههای اطرافش رفیعتر است و این امر موجب شده از دوردستها بتوان این غول را مشاهده و خداوند را تحسین نمود. ارتفاع بلندکوه و قرار داشتن آن در عرض شمالی 35 درجه موجب شده تا کی2 دارای آب و هوایی متمایز از سایر کوههای قراقروم باشد از این رو قله ای است از سنگ پوشیده از یخ و برف با 6 یال مخوف.

در 1856 برای نخستین بار تی جی مونتگومری که یک مساح بود این کوه را از فاصله حدود 200 کیلومتری (احتمالا از هاراموش) مشاهده نمود. کوه در میان رشته ای از کوههای رفیع قرار داشت به همین دلیل نیز از هیچ منطقه مسطحی در هند و چین قابل مشاهده نبود(در آن زمان هنوز پاکستان بخشی از خاک هند بود). مونت گومری بدون داشتن اطلاعاتی دقیق از نام کوههای منطقه قلل رفیع آنرا به نامهای قراقروم 1 تا 7 نامگذاری کرد، و نام کی1 تا کی 7 را برآنها نهاد که برگرفته از حرف اول karakoram بود. اما بعدها تنها نام کی 2 به عنوان تنها کوه مرتفعی که یک مساح آنرا نامگذاری کرده بود بر روی دومین قله رفیع جهان باقی ماند و سایر نامها تغییر کرد و نام "چوگوری" که نامی بود محلی و کوه کوهها معنا میداد بعدها به فراموشی سپرده شد. البته نام دیگر کوه "گادوین آستین" می باشد که به افتخار هنری هاورشام گادوین استین بر این کوه نهاده شده بود، اما هیچگاه رسمیت نیافت.

در 1892 مارتین "گانوی" کاشف انگلیسی گروهی از محققان کوه ها را تا بر روی یخچال بالترو رهبری نمود. آنها تا ابتدای محلی که امروزه به یخچال" کنکوردیها" معروف است بالا آمدند.

در 1902 برای نخستین بار" اسکار اکنسین" بر روی جبهه شمالی کوه تلاشی را صورت داد. وی از طریق یال شمال شرقی تا ارتفاع 6525 متری بالا رفت.

اما راه قابل صعود کوه یعنی مسیر جنوب شرقی در 1909 توسط توسط هیئتی ایتالیائی به سرپرستی لوئیجی آمودئو کشف گردید. از آن تیم دوک ابروزی تا ارتفاع 6250 متری یال جنوب شرقی صعود نمود. پس از این تلاش این مسیر بنام "یال ابروزی" شناخته شد. ویکتور سلا عکاس این تیم، عکسی از کوه انداخت که بی شک قدیمی ترین عکس کی2 به شمار می رود که همچنان موجود است.

در 1938 تیمی آمریکایی به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع 7925 متری کوه بالا رود.

یک سال بعد تیم دیگری از آمریکا به رهبری فریتز ویسنر رکورد ارتفاع جدیدی برپا کرد. آنها تا 8382 متری کوه از مسیر یال ابروزی بالا رفتند، که بعد از صعود نورتون تا ارتفاع 8570 متری جبهه شمالی اورست در سال 1924 بلندترین ارتفاع صعود شده توسط انسان بود.

در 1953 تیمی 7 نفره به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع 7500 متری کوه بالا رود. اما خرابی هوا و وخامت حال گیکلی، یکی از اعضای جوان تیم که به ارتفاع زدگی شدید دچار شده بود موجب شد تا آنها راه بازگشت را پیش گیرند. هنگام بازگشت و پائین آوردن گیکلی، 5 عضو تیم بدلیل شیب تند مسیر سقوط کردند، اما کارگاه مستحکمی که پت شوئینگ برپا نموده بود مانع از سقوط بیشتر آنها به اعماق دره های کی2 گردید اما لحظاتی بعد بهمن گیلکی را با خود به اعماق دره ها برد تا تیم ناکام به پائین باز گردد.

سال 1954 کی2 تلاش موفقی را از کوهنوردان ایتالیایی شاهد بود." آشیل کامپاگنونی و لینولاسیدلی "دو کوهنوردی بودند که در 31 جولای موفق شدند بعنوان نخستین انسانها گام بر فراز این کوه سرسخت بگذارند. آنها اعضای تیم بزرگ و مجهزی به سرپرستی" آردیو دزیو "بودند. تیمی با بیش از 500 باربر محلی، 11 کوهنورد و 6 دانشمند. آنها برای صعود قله 9 کمپ برپا کرد. یکی از کوهنوردان بر اثر ذات الریه جان خود را از دست داد. پس از این صعود چیزی که بیش از فتح قله جلب توجه کرد تلاشهای کوهنورد بزرگ ایتالیایی" والتر بوناتی" و باربر پاکستانی "مهدی" بود. که ظاهرا بازیرکی سایرین از صعود قله بازماندند. فاتحان قله همچنین مدعی بودند بوناتی و مهدی زمانیکه کپسولهای اکسیژن را به کمپ آخر حمل می کردند، بدلیل شب مانی در ارتفاع بخشی از اکسیژن را مصرف کرده بودند و تیم قله بخشهای پایانی را بدون اکسیژن طی نمود. گرچه بودن ماسک اکسیژن بر صورت آنها که در تصاویر قله قابل رویت است، این ادعا را توام با شک نمود. بعدها بوناتی در کتابی تحت عنوان "کوههای زندگی من" از خودش دفاع کرد.

پس از صعود ایتالیائیها، کوه تا 1977 صعودی بر خود ندید، تا اینکه در این سال تیمی از کشور ژاپن متشکل از 52 کوهنورد و 1500 باربر موفق شد دومین صعود قله را صورت دهند. در این تیم اشرف امان کوهنورد پاکستانی نیز بعنوان راهنما و باربر ارتفاع عضویت داشت که موفق به فتح قله گردید.

یکسال بعد تیمی از آمریکا توانست از یال شمال غربی قله را فتح نماید. این تیم صعود خود را از مسیر یال شمال شرقی آغاز نمود (این یال امروزه به مسیر لهستانیها معروف است)، سپس در ارتفاع 7700 متری به طرف یال ابروزی تراورس کردند. در اینجا بحث بر سر آن شکل گرفت که چه کسی نخستین صعود بدون اکسیژن را بر روی قله صورت دهد. بدین ترتیب" لوئیس ریچارد" نخستین داوطلب اجباری این امر بود. وی کپسول اکسیژن خود را در میان راه دفن کرد، زیرا سیستمش دچار مشکل بود و عمل نمی کرد." جان روسکلی" پس از لوئیس دومین شخصی بود که قله را بدون اکسیژن صعود کرد، اما نه بدلیل خربی سیستم اکسیژن بلکه از ابتدا به این نیت بالا آمده بود.

در 1981 ترئو موستورا تلاش موفقی را از یال جنوب غربی رهبری کرد. در 7 آگوست آیهو اوهتانی به همراه راهنمای پاکستانی نظیر صبیر موفق شدند نخستین صعود این مسیر را صورت دهند.

در سال 1982 نخستین صعود جبهه شمالی توسط تیمی ژاپنی به رهبری ایسائو شینکای صورت گرفت. 7 عضو این تیم همگی بدون کپسول اکسیژن به قله رسیدند. در همین سال تیمی لهستانی به رهبری یانوس کورزب بدون داشتن اجازه صعود از مسیر صعود نشده شمال غربی بالا رفتند. اما پس از مشاهده این تیم توسط مقامات محلی مجبور به بازگشت از ارتفاع 8200 متری شدند.

در 1986 نخستین صعود زنان بر روی کی2 را" وندا رتکوویچ" کوهنورد زن لهستانی، "لیلین بارارد" از فرانسه و "جولیا تولیس" از انگلستان هر سه بدون کمک کپسول اکسیژن صورت دادند. آنها نیز از یال آبروزی به این مهم دست یافتند. گرچه جولیا و لیلین بر اثر طوفان کشته شده و برای همیشه در دل کی2 آرام گرفتند.

در سال 1986 بنیو شامو کوهنورد معروف فرانسوی توانست کی2 را در مدت زمان 22 ساعت و 30 دقیقه از کمپ پیشرفته ABC صعود نماید. این در شرایطی بود که تازه چند روز از صعود 16 ساعته او به برودپیک می گذشت. همچنین اریک اسکوفیر دیگر کوهنورد فرانسوی موفق شد پس از صعود قلل گاشربروم I و II ، کی2 را نیز صعود نماید. اسکوفیر این سه قله را تنها در مدت 21 روز صعمد کرد که کاری بس قابل توجه بود.

در این سال همچنین کاکوسکا  و پتروفسکی کوهنوردان شایسته لهستانی موفق به گشایش مسیری دشوار در جبهه جنوبی شدند. متاسفانه کاکوسکا پس از صعود به تنهایی به خانه بازگشت و پتروفسکی برای همیشه در دل کی2 آرام گرفت.

در مجموع در سال 1986 با مرگ 13 کوهنورد بر روی کی2 فاجعه ای در کوهنوردی رقم خورد.

در سال 1990 تیمی از ژاپن به رهبری تومای اوکی توانست مسیری جدید در رخ شمال غربی باز کند. بخشهای پایانی مسیر در ارتفاع 8000 متری با یال شمالی مشترک بود.

در 1991 "پیربگین و کریستوف پروفی "کوهنوردان بزرگ فرانسوی توانست در مدت 48 ساعت بدون کمک باربر ارتفاع و کپسول اکسیژن و کمک طنابهای ثابت مسیر جدیدی را بر روی جبهه شمال غربی کی2 باز کنند. صعود آنها نمایش قابل تحسینی از کوهنوردی فنی به شمار می رفت.

در بهار 96 یکی از پرتلفات ترین صعودهای کی2 رغم خورد و این زمانی بود که 6 کوهنورد از جمله" آلیسون هرگریوز" پس از صعود قله دچار طوفانی سهمگین شده و همگی مفقود شدند.

از نظر میزان صعودها به کشته شدگان این کوهبا نسبت 4 به 1 پس از آناپورنا و نانگا پاربات در رده سوم قلل 8000 متری قرار دارد. از این رو این کوه را گاها کوه قاتل یا کوه بی رحم نیز می خوانند.

یکی از فاکتورهایی که صعود به کی2 را به مبارزه تبدیل نموده فنی بودن کوه می باشد. بیش از 45 درجه شیب در اکثر نقاط کوه آنرا نیازمند ثابت گذاری در اغلب نقاط صعود نموده. نیاز به 2500 متر طناب در جبهه جنوبی و 5000 متر در جبهه شمالی باعث شده تا اغلب تیمها به قصد صعود سبک به کوه بیایند از طرفی عدم فعالیت باربرهای توانمند ارتفاع بر روی این کوه مجب می شود تا خود کوهنوردان مجبور به آماده کردن مسیر گردند و این امر بر خطرات صعود افزوده.

 

نکته:

در تابستان 1383 آقای "داود خادم اصل "از اعضای تیمهای ملی کوهنوردی ایران و فاتح قلل چوآیو، شیشاپانگما، ماکالو و لوتسه، بر روی کی2 هنگام بازگشت از کمپ4 در طوفان گرفتار شده و جان سپرد. یادش گرامی باد.

الف- قله غربی 8230 متر

ب- قله جنوبی 8132 متر


 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:10  توسط سیامک  | 

کانچن جونکا

  (۳)

  کانچن جونکا

کانچن جونکا

کانچن چونگا 8586 متر Kangchenjunga

نام کوه کانچن چونگا، کانچن دزونگا، کاچد زونگا،

کانچا نفادگا

ارتفاع 8586 متر، 28،169 فیت

موقعیت 27،07 عرض شمالی

88،13 طول شرقی

محل قرار گیری نپال، ایالت سیکیم هند

بهترین ماههای صعود آوریل، می

اولین صعود 1955

نزدیکترین فرودگاه بین المللی کاتماندو، نپال

           کانچن جونکا

کانچن چونگا 8586 متر Kangchenjunga 8586 m

کانچن چونگا سومین قله مرتفع دنیا با ارتفاع 8586 متر در مرز ایالت سیکیم هند و کشور نپال و در 46 مایلی شمال غرب دارجلینگ قرار دارد. این کوه شرقی ترین 8000 متری جهان به شمار می رود. نام کانچن چونگا به معنای پنج گنجینه برفی است و اشاره ای است به پنج قله مرتفع و پوشیده از برف این رشته کوه (کانچن- توده برف، چون- پنج، گا- گنجینه).

از سال 1838 تا 1849 باورها بر این بود که کانچن چونگا رفیعترین کوه جهان است، اما مساحی های اورست بر این فرضیه خط بطلان کشید. توده کانچن چونگا بسیار پر عظمت می باشد و از چندین قله یخی بر روی خط الراس آن شکل گرفته. در واقع این توده از دو رشته غربی- شزقی و شمالی- جنوبی شکل گرفته و همانند یک X عظیم می باشد که توسط قلل 6 و7000 متری احاطه شده. همانند siniolchu 6888 متردر بخش شرقی سیکیم، که یکی از زیباترین قلل دنیا می باشد، قله با شکوه ژانو (شیر خفته) 7710 مترJannu در بخش غربی با جبهه شمالی با شکوهش، قلل قابل مشاهده از دارجلینگ در بخش جنوبی کوه: کابروی شمالی 7338 متر KabruNorth، کابروی جنوبی 7316 مترKabru South و قله راتانگ 6678 مترRathong ، قلل بخش شمالی همانند تواینز Twins (دوقلو) و تنت پیک Tent Peak(قله چادر) و در نهایت در مرز تبت گردنه جونسونگ 6120 متر Jongsong La.

منطقه کانچن چونگا بدلیل دوردست بودن چندان مورد توجه گردشگران قرار ندارد، از اینرو توانسته زیبائیهای خود را حفظ نماید. از جلوه های منطقه کانچن چونگا می توان به یخچال زموZemu و  پارک ملی کانچن چونگا به مساحت 2035 کیلومتر مربع اشاره کرد که در بخش نپال قرار دارند.

 

قلل مهم منطقه کانچن چونگا

- قله اصلی 8586 متر

- قله مرکزی 8482 متر

- قله جنوبی 8476 متر

- قله غربی (یالون کانگ Yalung Kang) 8433 متر

- کانگ یاچن Kangbachen 7903 متر

در 1854 "ژوزف دالتون هوکر "گیاه شناس معروف انگلیسی در کاوشهایش از این بخش ناشناخته نپال بازدید نمود. او تا دامنه های کانچن چونگا و بخشهایی از تبت پیشرفت.

در 1899 سیاح انگلیسی" داگلاس فریشفیلد" و عکاس ایتالیایی" ویتور سلا" (وی در سال 1909 دوک ابروزی را در سفر به کی2 همراهی نمود، گردنه سلا در منطقه بالترو به افتخار وی نامگذاری شده) دورادور کوه را پیمودند. آنها نخستین کوهنوردانی بودند که رخ عظیم غربی کوه را مشهاهده نمودند.

در 1905 نخستین هیئت کوهنوردی بر روی کانچن چونگا به سرپرستی" السدر کراولی "تا 6200 متری کوه بالا رفت. در این صعود چهار عضو تیم بر اثر سقوط بهمن جان باختند.

در 1929 هیئتی انگلیسی به سرپرستی "پول بوئر" توانست تا 7400 متری کوه از طریق گرده شمالی صعود نماید. آنها بخاطر طوفان متوقف شدند.

در 1930 هیئتی بین المللی به سرپرستی "جورج درنفورد" و متشکل از کوهنوردانی آلمانی، اطریشی و انگلیسی بدلیل حجم برف زیاد و طوفان از صعود بازماند.

در 1931 دومین هیئت آلمانی به سرپرستی مجدد پول بوئر در تلاش بر روی گرده شمال شرقی بخاطر هوای خراب شکست خورد. آنها تنها کمی بیش از صعود سال 1929 بالا رفتند.

در سال 1933 یک تیم از کوهنوردان آلمانی به سرپرستی پائول بور تا ارتفاع 7700 متری کوه بالا رفت. یک کوهنورد آلمانی و دو شرپا بر اثر سقوط بهمن در این صعود جان باختند.

در سال 1954 گروه شناسایی کانچن چونگا(The Himalayan Journal Vol. X1X) توانست اطلاعات خوبی را از مسیرهای قابل صعود کسب نماید. این تلاش مقدمه ای برای صعود سال بعد قله بود.

هندوان ساکن در ایالت سیکیم معتقدند قله این کوه مکانی است مقدس ( این امر موجب عدم اجازه صعود به کوهنوردان از سمت هند می باشد) و این نکته ای بود که از چشم نخستین فاتحان کوه دور نماند و آنها از پای نهادن بر فراز کوه اجتناب نمودند.

در نخستین صعود که توسط هیئتی از کوهنوردان کشور انگلستان به سرپرستی" چارلز اوانز" صورت گرفت، "جو براون"، "جورج باند" موفق شدند در 25 می 1955 قله را صعود نمایند. یک روز بعد نورمن هاردی و تونی استریتر بدلیل خرابی هوا از صعود باز ماندند. آنها از همان مسیری صعود کردند که 50 سال قبل السدر گراولی آنرا مسیر اصلی و قابل صعود تشخیص داده بود.

سرسختی کانچن چونگا تا مدتها موجب عدم حضور تیمها در این منطقه شد، تا اینکه در 1973 تیمی ژاپنی با تلاشی قابل تحسین توانست از مسیر جنوب غربی "یالون کانگ" (قله غربی کانچن چونگا) را فتح نماید. "یوتاکا آگت"ا و "تاکئو ماتسودا" صعودکنندگان قله بودند.

در 1975 دوکوهنورد آلمانی با نامهای" ابرلی و استورم" مسیری نو بر روی یالون کانگ گشودند.

دومین تلاش موفق قله اصلی نیز توسط هیئتی از ارتش هندوستان به سرپرستی" کلنل کومار "در سال 1977 صورت گرفت. آنها از گرده دشوار شمال شرقی موفق به فتح قله شدند.

در 1978 تیمی لهستانی توانست نخستین صعود کانچن چونگای II را صورت دهد.

در سومین تلاش کوهنورد معروف و توانمند انگلیسی داگ اسکات در 1979 موفق به فتح قله شد.

در 1983 نخستین صعود انفرادی و بدون اکسیژن کوه توسط "پیر بگین" کوهنورد شهیر فرانسوی صورت گرفت.

در سال 1986 نخستین صعود زمستانی کوه توسط "کریستوف ویلیجکی" و" جرزی کاکوسکا" کوهنوردان توانمند لهستانی انجام شد.

نخستین تلاش زنان نیز در 1991 با مرگ "ماریا فرانتر و ژوزه روزمن" ناکام ماند. پیکر آنها بعدها کمی پائینتر از قله یافت شد.

در  1992 وندا رتکوویچ کوهنورد زن توانمند لهستانی که قصد داشت حمله نهایی خود را به تنهایی انجام دهد در کمپ آخر خود جان سپرد کارلوس کارسولیو  کوهنورد مکزیکی پیکر بی جان او را در چادرش یافت.

در 1998 جانت هریسون توانست پس از سالها نخستین زنی باشد که به این قله صعود می نماید تا بدین شکل کانچن چونگا آخرین مانع 8000 متری زنان نیز فتح گردد.

 

الف- قله مرکزی 8482 متر

ب- قله جنوبی 8476 متر

ج- قله غربی (یالون کانگ) 8433 متر

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:9  توسط سیامک  | 

لوتسه

(۴)

  لوتسه

نام کوه  لوتسه  Lhotse 

ارتفاع 8516 متر، 27،920 فیت

موقعیت 27،96عرض شمالی

86،93 طول شرقی

محل قرار گیری نپال، تبت

بهترین ماههای صعود آوریل، می و سپتامبر، اکتبر

نزدیکترین فرودگاه بین المللی کاتماندو

اولین صعود 1956 هیئت اعزامی از کشور سوئیس

اولین صعود کننده لوشینگر، رایز

قله لوتسه به وسيله هيئت مساحی هندی قله E1 ناميده شد ولی به نظر مي رسد که تا سال ۱۹۲۱ که تيم پيشرو شناسايی اورست به سرپرستی "هوارد باری " از دره "کاما" وجبهه غربی يخچال "کانشونگ" به اين منطقه وارد شد هيچ نام محلی اعم از نپالی يا تبتی نداشته باشد. هوارد باری اين قله را لوتسه lho-tse ناميد که قله جنوبی معنا مي داد(زيرا در جنوب کوه اورست قرار داشت) ابتدا قرار بود اين کوه را تنها بعنوان يک ۸۰۰۰ متری فرعی بشناسند، ولی ارتفاع بالا و فاصله حدود ۳ کيلومتری از اورست بهترين دليل برای مستقل شناختن لوتسه بعنوان چهارمين کوه رفيع دنيا بود. گرچه اين کوه چهارمين کوه رفيع دنيا بود اما همسايگی با غول اورست باعث شد که کوهنوردان پيشرو به آن اعتنايی نکنند. دشوار و خطرناک بودن جبهه کانشونگ و گرده شمال شرقی نيز از ديگر عوامل توجه نکردن به اين کوه بود. يال شرقی که بسيار تيز و دندانه دار است پوشيده از برجهای يخی و صخره های يخ زده است. اين يال دارای سه قله بلند فرعی است. شرقی ترين اين قلل "لوتسه شار" با ۸۳۹۸ متر ارتفاع در فاصله ۱ کيلومتری از قله اصلی قرار دارد. بين قله اصلی و لوتسه شارهمچنين دو قله مرکزی قرار دارد، که يکی ۲۵ متر از لوتسه شار کوتاهتر و ديگری به همين ميزان بلندتر است.

ابتدا قرار بود لوتسه شار بعنوان يک ۸۰۰۰ متری مستقل شناخته شود ولی با در نظر گرفتن پائينترين نقطه بر روی يال شرقی که تنها حدود ۲۰۰ متر کوتاهتر از قله اصلی لوتسه است اين امر پذيرفته نشد(هر چند اين مسئله هيچگاه از جذابيتهای لوتسه شار به عنوان يک هدف نکاست) .راه رسيدن به قله لوتسه ابتدا توسط تيم "تيلمن" در ۱۹۵۰ و بعد توسط تيم "شیپتون" در ۱۹۵۱ مشاهده شد (آنها قصد شناسائی جبهه جنوبی اورست را داشتند). هيئتهای سوئيسی و انگليسی در سالهای ۵۲ و ۵۳ در زمان صعود اورست يک گذرگاه را در جبهه غربی مشاهده کردند که تا قله امتداد ميافت. در نهايت نخستين تلاش اين کوه در سال ۱۹۵۵ از همين مسير و پس از عبور از يخچال خمبو و کم غربی صورت گرفت. اين تيم به سرپرستی "نورمن ديرن فورث" و متشکل از کوهنوردان کشورهای سوئيس و آمريکا و همچنين "اروين اشنايدر"(از اعضای تيم ۱۹۳۴ نانگا پاربات) بود. از اين تيم "درنست سن"و "آرتور اسپوهل" به همراه دو شرپا به سمت قله حرکت کردند. پس از سه ساعت تلاش از ۷۶۰۰ اسپوهل و دو شرپای همراه بازگشتند ولی "سن" ادامه داد. اما او نيز در ابتدای دهليز بخاطر تمام شدن اکسيژن همراهش بازگشت. در ۱۹۵۶ سوئيسيها مجددا برای صعود به اورست بازگشتند اما آنها مجوز لوتسه را نيز دريافت کردند. سرپرستی اين تيم را "آلبرت اگلر" بر عهده داشت. سوئيسيها به دو گروه تقسيم شدند و تيم قويتر را برای صعود لوتسه در نظر گرفتند.

در ۱۸می "لوشينگر" به همراه "رايز" توانستند با عبور از دهليز زيبای غربی خود را به قله برسانند و نخستين صعود لوتسه را صورت دهند روز پس از صعود لوتسه اين تيم موفق شد اورست را نيز توسط ۴ تن از اعضايش فتح نمايد). اما لوتسه شار برای نخستين بار در سال ۱۹۶۵ بوسيله گروهی از کوهنوردان ژاپنی هدف قرار گرفت. آنها برغم سقوط بهمن های پی در پی تا ارتفاع ۸۰۰۰ متر بالا رفتند ولی دشوار بودن مسير و همراه نداشتن کپسول اکسيژن آنها را از صعود باز داشت. در۱۹۷۰ تيمی از کوهنوردان اطريشی توانستند با بهره گيری از تجربيات ژاپنی ها اين کوه دشوار را فتح نمايند. با اينحال دو قله مرکزی لوتسه تا سال ۲۰۰۰ هيچ صعود موفقی را به خود نديد و در اين سال تيمی از روسيه به سرپرستی "تيمو فيف" توانست از طريق گردنه جنوبی اورست، با عبور از مسير صعود نشده يال شمالی به سمت قله اصلی و سپس حرکت به سمت چپ و به طرف قله میانی پس از يافتن مسيری در جبهه کانشونگ و گذاردن بيش از ۱۰۰۰ متر طناب ثابت در روزهای ۲۳،۲۴ و ۲۷ می ۹ نفر از اعضايش را به قله برساند، ديگر قله فرعی لوتسه نيز با بهره گيری از تجربيات تيم سال۲۰۰۰ و درست سه سال بعد يعنی در ۲۰۰۳ توسط روسها فتح شد تا بدين شکل تمامی نقاط بالای ۸۰۰۰ متر دنيا جای گامهای انسان را لمس نمايند.

نکته- تیم ملی کوهنوردی ایران در بهار 1381 موفق شد 12 کوهنورد را به قله لوتسه برساند.

 

  لوتسه شار

Lhotse sharلوتسه شار  

                 

        

 

ارتفاع 8398 متر، 27559 فيت

نخستين صعود 1970

شرقی ترين قله خط الراس لوتسه "لوتسه شار" با ۸۳۹۸ متر ارتفاع در فاصله ۱ کيلومتری از قله اصلی قرار دارد. بين قله اصلی و لوتسه شارهمچنين دو قله مرکزی قرار دارد، که يکی ۲۵ متر از لوتسه شار کوتاهتر و ديگری به همين ميزان بلندتر است.

ابتدا قرار بود لوتسه شار بعنوان يک ۸۰۰۰ متری مستقل شناخته شود ولی با در نظر گرفتن پائينترين نقطه بر روی يال شرقی که تنها حدود ۲۰۰ متر کوتاهتر از قله اصلی لوتسه است اين امر پذيرفته نشد(هر چند اين مسئله هيچگاه از جذابيتهای لوتسه شار به عنوان يک هدف نکاست)

لوتسه شار برای نخستين بار در سال ۱۹۶۵ بوسيله گروهی از کوهنوردان ژاپنی هدف قرار گرفت. آنها برغم سقوط بهمن های پی در پی تا ارتفاع ۸۰۰۰ متر بالا رفتند ولی دشوار بودن مسير و همراه نداشتن کپسول اکسيژن آنها را از صعود باز داشت سرانجام در۱۹۷۰ تيمی از کوهنوردان اطريشی توانستند با بهره گيری از تجربيات ژاپنی ها اين کوه دشوار را فتح نمايند. با اينحال دو قله مرکزی لوتسه تا سال ۲۰۰۰ هيچ صعود موفقی را به خود نديد و در اين سال تيمی از روسيه به سرپرستی "تيمو فيف " توانست از طريق گردنه جنوبی اورست، با عبور از مسير صعود نشده يال شمالی به سمت قله اصلی و سپس حرکت به سمت چپ و به طرف قله میانی  پس از يافتن مسيری در جبهه کانشونگ و گذاردن بيش از ۱۰۰۰ متر طناب ثابت در روزهای ۲۳،۲۴ و ۲۷ می ۹ نفر از اعضايش را به قله برساند، ديگر قله فرعی لوتسه نيز با بهره گيری از تجربيات تيم سال۲۰۰۰ و درست سه سال بعد يعنی در ۲۰۰۳ توسط روسها فتح شد تا بدين شکل تمامی نقاط بالای ۸۰۰۰ متر دنيا جاي گامهای انسان را لمس نمايند.

الف- قله میانی اصلی 8423متر

ب _لوتسه شار  8398متر

ج- قله میانی فرعی 8373 متر

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:8  توسط سیامک  | 

ماکالو

(۵)

ماکالو

Makalu

 ماکالو Makalu

 

ارتفاع 8463 متر، 27،765 فیت

موقعیت 27،88 عرض شمالی

87،08 طول شرقی

محل قرار گیری نپال، تبت

بهترین ماههای صعود آوریل، می و سپتامبر، اکتبر

نزدیکترین فرودگاه بین المللی کاتماندو

اولین صعود 1955

اولین صعود کننده هیئت اعزامی از کشور فرانسه

 

ماکالو ۸۴۶۳ متر( هيولای سياه)

کوه ماکالو همراه با قلل اورست و لوتسه در منطقه هيماليای "خومبو روالينگ" قرار دارد.هيماليای خومبو بوسيله رودخانه آرون از هيماليای "کانچن چونگ"ا جدا گشته است،که از شمال به جنوب هيماليا در جريان است و بوسيله رودخانه "دودوکسی" که از يخچالهای هيماليای خومبو سرچشمه مي گيرد از هيماليای روالينگ جدا ميشود. اين خط الراس در طول مرز نپال و تبت از غرب به شرق و از قلل چوآيو، پوموری، اورست و سپس گردنه جنوبی اورست به سمت قله لوتسه امتداد می يابد و در نهايت به شرق و قله ماکالو کشيده می شود. ماکالو با ارتفاع ۸۴۶۳ متر ارتفاع پس از قلل اورست، کی۲، کانچن چونگا و لوتسه به عنوان پنجمين کوه مرتفع جهان شناخته مي شود.

ماکالو در بررسی های هندی ها در سال 1884، به عنوان سیزدهمین قله شناخته شده بود. طبق این بررسی، نام قله "خامبالونگ" بود. به نظر می رسید این نام از منطقه خامبا سرچشمه گرفته باشد، گرچه دره شمالی قله، "کامالونگ" نام دارد که به معنای "دره رود کام"ا است.

به باور عده ای، واژه ماکالو از کامالونگ گرفته شده است. البته این بحث چندان پذیرفتنی نیست و بیشتر امکان دارد منشا نام آن از کلمه سانسکریت "ماهاکالا" گرفته شده باشد، که به معنای "آب و هوای سترگ است". جالب آنکه ماهاکالا در زبان تبتی به معنای کوه سیاه بزرگ یا هیولای سیاه است؛ توصیفی عالی برای این هرم سنگی غول آسا، در مواقعی که باد برفهای نشسته بر آنرا روبیده باشد.

ماکالو در بررسی سال 1921 توسط "هوارد باری" دیده شد. در سال 1933 "هوستون" و در 1951 و 1952 "اریک شیپتون" عکسهای خوبی از کوه گرفتند.

در 1954 تیمی از آمریکا به سرپرستی ویلیام سیری وبا حضور دکتر ویلیام انسولد تا ارتفاع 7150 متری تیغه شرقی بالا رفت. در همین سال تیمی از نیوزلند بخش شنالی یخچال بارون تا پتانتسه را پیمود سپس تا گردنه ماکالو لا (مابین ماکالو و کانچونتسه) بالا رفتند. در ابتدای صعود ادموند هیلاری که برای نجات هم تیمیش که در شکاف سقوط کرده بود خود دچار شکستگی دنده شد. وی در اواخر برنامه به گروه پیوست ولی به شدت بیمار شد و سایرین برای انتقالش به پائین به برنامه خاتمه دادند. در پائیز فرانسوی ها بازگشتند. آنها با رسیدن به ماکالولا، "کانچونتسه" 7640 متر و "چومولونزو" 7790 متر را صعود کردند.

 

                               

 

در بهار 1955 تیم فرانسوی بازهم با سرپرستی" ژان کوزی" به ماکالو آمد. گروهی از اعضای تیم آناپورنای 1950 و تعدادی از نفرات پائیز 1954 ماکالو عضو تیم بودند، از جمله "گیدو مانون" کسی که در 1952 به همراه" لیونل تری" اولین صعود" فیتزروی" در "پاتاگونیا" را انجام داده بود. در روز 15 می تری و کوزی به عنوان اولین کوهنوردان با کمک اکسیژن مصنوعی به قله رسیدند. در واقع این تیم آنقدر کپسول اکسیژن داشت که نفراتش در ارتفاع پائین هم از اکسیژن کمک می گرفتند. 9 نفر از اعضای این تیم از جمله سردار شرپاها "گیالزن نوربو" به قله رسیدند. در 1961 هیلاری بازهم به ماکالو برگشت. هدف آنها صعود بدون اکسیژن ماکالو بود ضمن آنکه آنها در جستجوی یتی نیز بودند. انها در ماه مارس بدون داشتن مجوز از آمادابلام بالا رفتند اما دولت نپال که این صعود را غیرقانونی می دانست مجوز ماکالویشان را لغو کرد. آنها به کاتماندو بازگشتند و هیلاری پس از مذاکراتی مجددا مجوز صعود را گرفت. اما تیم هیلاری تنها تا 110 متر مانده به قله بالا رفت. آنها بدلیل خیز ریوی "پیتر مولگرو" از اعضای تیم مجبور به شب مانی در غار برفی شدند. در این شب "نویسون" هم مبتلا به خیز ریوی شد. میشل وارد هم که برای کمک به آنها بالا رفته بود هم دچار ذات الریه گردید. تیم به سختی به پائین بازگشت. در کاتماندو مولگرو تعدادی از انگشتانش را از دست داد.

این تیم آنقدر سختی کشید که نام مولگرو ضرب المثلی برای بیان سختی ها و بیان درد و رنج گردید.

در 1970 ژاپنی ها مسیر تیغه جنوب شرقی را باز کردند. در 1980 کاکوشکای لهستانی نخستین صعود تک نفره واقعی یک 8000 متری را با عبور از تیغه شمال غربی و بدون اکسیژن مصنوعی در 4 روز انجام داد.

در سپتامبر 86 مسنر با صعود از مسیر عادی به سیزدهمین 8000 متری خود صعود کرد. وی پیشتر 3 بار بر روی ماکالو ناکام شده بود، از جمله در صعود دیواره جنوبی و تلاش زمستانی. وی بلافاصله به لوتسه رفت تا با فتح این کوه به عنوان نخستین انسان بر فراز تمامی 8000 متری ها بایستد.

در 1990 کتی کالون بعنوان نخستین زن ماکالو را صعود کرد وی به همراه جان اسکات از مسیر ستون غربی فرانسوی ها به شیوه آلپی قله را فتح کرد.

 

دیواره غربی ماکالو

در سال 1971 یک تیم فرانسوی به رهبری "روبرت پاراگو" توانست با گشودن راهی نو بر روی تیغه غربی ماکالو به قله پنجمین کوه مرتفع جهان دست یابد.این تیغه دیواره های غربی و جنوبی را از هم جدا میکند و پس از یک بخش سنگی تقریبا قائم در ارتفاع 7350 تا 7700 متر، ستون غربی نامیده میشود. این بخش نیاز به سنگنوردی با درجه "+V" و "A2" دارد که در سطح دریا نیز کاری بسیار دشوار بود اما در ارتفاع 7500 متر ، پیشرفتی در صعودهای دشوار به شمار می رود. در این صعود آب و هوا نیز به سایر مشکلات افزوده بود زیرا بهار 1971 با برف سنگین، دمای بسیار پائین و بادهایی با سرعت بیش از 150 کیلومتر در ساعت، بدترین بهار قرن بود. در بیشتر مسیر " یانیک سینیور" و " برنار مله" پیشتاز بودند و هم آنها پس از دو تلاش ناموفق و بازگشت سومین عضو گروه از 8300 متر، توانستند با مصرف اکسیژن از بالای ستون، سرانجام به قله برسند. در آن زمان – درست یک سال پس از صعود دیواره جنوبی آناپورنا – این صعود قابل توجه بود که ارزش و اعتبار شایسته خود را کسب نکرد.

در 1977 یک گروه بریتانیایی- آمریکایی- یوگسلاو، صعودی بدون شرپا و اکسیژن را روی دیواره غربی آزمایش کرد. در این برنامه چندین سانحه رخ داد که به خاطر نداشتن عوارض جدی، خنده آور به نظر میرسند. آسیبهایی در اثر ریزش سنگ پدید آمد، یک چادر خالی از کوهنورد بر اثر بهمن ویران شد و چادر دیگری در پی ترکیدن چراغ، سوخت و از بین رفت. گروه پیش از رسیدن به 7000 متر بازگشت.

راه ستون غربی فرانسویها در 1980 توسط یک گروه 4 نفره آمریکایی تکرار شد که بدون اکسیژن و به شیوه آلپی صعود کردند. " جان راسکلی " تنها به قله رسید و دیگران به دلایل گوناگون باز ماندند.

در 1981 "وویتک کورتیکا"، "یرزی کاکوسکا" و "آلکس مکینتایر" در فصل پس از بارش در تلاش برای گشودن راهی تازه در دیواره غربی شکست خوردند. سپس کاکوسکا تیغه شمال غرب را بدون اکسیژن و بتنهایی در 4 روز صعود کرد. پیشتر چندین نفر از بخش پایانی این را به تنهایی بالا رفته بودند ولی این نخستین صعود تک نفره واقعی قله و سومین صعود 8000 متری کاکوسکا بود.

در 1986 "کریستوف ویلیچکی" از راه ستون غربی فرانسویها (با کمی تفاوت) به قله رسید.

در 1988 "مارک باتارد" از ستون غربی به تنهایی بالا رفت و از راه اصلی برگشت. با این صعود او اولین تراورس ماکالو را انجام داد. باتارد با دو شرپا تا 7750 متری ثابت گذاری کرده، پائین آمد. سپس عصر 26 آوریل با پشت سر گذاشتن توده ای از تجهیزات به تنهایی به سوی قله حرکت کرد و ساعت 9:45 دقیقه بامداد روز 27 آوریل به قله دست یافت که صعود خوبی بود.

در فصل پس از بارش 1996 "یاسوشی یامانوی" کوهنورد ژاپنی در تلاش جاه طلبانه خود برای صعود تک نفره از راهی تازه در دیواره غربی شکست خورد زیرا گرفتار ریزش سنگ شده ناچار گردید از 7300 متری عقب نشینی کند. اما در بهار 1997 یک گروه روس توانست راهی تازه در این سو بگشاید. راه حقیقی دیواره غربی – خطی مستقیم تا بالای دیواره – شامل سنگنوردی بسیار دشوار در ارتفاع بالا که در معرض ریزش سنگ بود. البته روسها از این راه نرفتند بلکه راهی در سمت چپ ستون غربی برگزیدند که بخشهایی از آن از ریزش در امان بود. البته این نیز یکی از دشوارترین مسیرها روی قلل بلند و کاری قابل توجه بود که تنها پس از رسیدن به بالای ستون غربی – در ارتفاع 8000 متر- از طریق یک کمربر، کمی آسانتر میشد. از 7300 متر به بعد صعود توسط یک تیم 6 نفره به شیوه آلپی ادامه یافت ولی در 8200 متر "صلوات حبیبولین" که در بیشتر مسیر پیشتاز بود – ودر نتیجه تحلیل رفته بود – به ناچار توقف کرد. سایرین به کار ادامه دادند و روز 24 می به قله رسیدند. آنها در برگشت حبیبولین را مرده یافتند. هنگام فرود نیز، "بوگاچفسکی" در پی ریزش سنگ کشته شد.

راه حقیقی دیواره غربی ماکالو که چند گروه روی آن کار کرده اند ولی هیچیک از 7300 متر بالاتر نرفتند همچنان صعود نشده باقی مانده است و از دید برخی، این راه "آخرین مشکل بزرگ" 8000 متری ها می باشد و همچنین این اطمینان وجود دارد که در آغاز قرن جدید صعود گردد.

 

نکته

در بهار 1380 هفت تن از اعضای تیم 16 نفره ملی کوهنوردی ایران موفق به صعود قله ماکالو شدند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:7  توسط سیامک  | 

چوآیو

 (۶)

 

 چوآیو Cho Oyu

 

Cho Oyu

 

نام کوه چوآیو

ارتفاع 8201 متر، 26،906 فیت

موقعیت 28.1 عرض شمالی

86.65 طول شرقی

محل قرار گیری نپال، تبت

بهترین ماههای صعود ژانویه، فوریه، آگوست، سپتامبر

نزدیکترین فرودگاه بین المللی نانیوکی، کنیا

اولین صعود 1954

نزدیکترین فرودگاه کاتماندو نپال

 

چوآیو

در زمان طلوع سرخ فام خورشید به قله رسیدم، احساس بسیار عجیبی داشتم، به طوریکه این احساس می خواست مرا با خود به دنیای دیگری ببرد. دیواره های پر شیب و تیغه های صعب العبور را پشت سر گذاشته بودم و از انتهای دره ای تاریک و خطرناک بسوی فلات عظیمی حرکت می کردم که غرق در انوار ارغوانی خورشید بود. "جرزی کاکوسکا"

علی رغم هیبت عظیمی که" چوآیو "دارد، رتبه ششم را در میان 8000 متری ها داراست. تیم کاشف هندی-بریتانیایی در ابتدا رتبه ای از لحاظ ارتفاع برای این کوه تعیین نکرد گرچه با عنوان T45 نامگذاری و بعد به M1 تغییر نام داده شد. اما نزدیکی این کوه با توده ساقاراماتا باعث شد که چوآیو قله ای کوچک در میان قلل عظیم منطقه به نظر رسد. قللی که از ماکالو اغاز و تا دائولاگیری کشیده شده اند. چوآیو در زبان محلی" الهه فیروزه ای" رنگ معنا می دهد (در زبان تبتی چومو به معنای الهه و یو به معنای فیروزه می باشد، چومویو ترکیبی از این دو کلمه بوده که بعدها به چوآیو تغییر یافته – گرچه هیچ مدرک مستندی در این خصوص وجود ندارد). زیرا هنگام غروب زیبای تبت رنگ کوه فیروزه ای می شود.

در 1921 هیئت بررسی اورست به سرپرستی هوارد بری در سفر اکتشافی اورست از روستای تینگری به لانگ پال رسید و مسیش را تا غرب کوه ادامه داد و موفق شد عکسهای خوبی از قسمتهای غرب و شمال غربی کوه بگیرد. تا 1951 دسترسی و صعود کوه از سمت نپال ممنوع بود و از آن پس بود که کاوش و بررسی گوهنوردی از این سمت آغاز گشت. در این سال تیم بررسی اریک شیپتون تلاش بسیاری برای دستیابی به جبهه شرقی صورت داد اما از رسیدن به نوپلا باز ماند. با اینحال آنها با مشاهده قله از نزدیک متوجه شدند که مسیر آسانی در این جبهه وجود ندارد. سال بعد شیپتون به منطقه بازگشت و با صعود نوپلا تصویر بهتری از چوآیو مشاهده نمود. این تیم سپس به جبهه غربی کوه رفت و نانگ پالا را صعود کرد. از آنجا می شد فهمید در جبهه شمال غرب مسیری وجود دارد که دسترسی به قله از آنجا راحتتر است. سپس "هیلاری" و" لووه "از اعضای این تیم تلاشی را برای شناسایی بهتر این مسیر صورت دادند و تا 6800 متری بالا رفتند.

در پائیز 1954 هربرت تیچی اطریشی به همراه سپ" جوچلر" و" هلموت هوبرگر" به همراه 7 شرپا به چوآیو آمدند. آنها کمپ 4 خود را در ارتفاع 6980 متری برپاکردنه بودند. روز صعود در ساعت 6 بامداد تیچی به همراه جوچلر و شرپا پاسانگ صعود طولانی خود به سمت قله را آغاز کردند. آنها در ساعت 3 بعد از ظهر به فلات بزرگی رسیدند که قله چوایو را تشکیل می داد، جائیکه به گفته آنها بر روی آن جا برای بازیهای توپی هم وجود داشت! این صعود نخستین صعود یک 8000 متری پس از فصل مونسن بود. از نکات جالب این صعود تلاش پاسانگ داوا لاما بود، وی در مدت تنها سه روز از 4250 متری خود را به تیم حمله رسانده و به اتفاق ایشان قله را صعود نموده بود.

"پاسانگ داوا لاما "در 1958 نیز توانست قله چوآیو را صعود نماید، اما اینبار او سردار تیمی از کوهنوردان هندی بود. او به همراه" سنم گیاتسو" قله را صعود کرد. از این تیم ماج ان جایال(اولین رئیس موسسه کوهنوردی دارجلینگ) براثر ادم ریوی جان سپرد.

در 5 می 82 راینهولد مسنر به همراه" هنس کمرلندر" و" میشل داچر "موفق شدند در یک صعود به سبک آلپی از مسیر جدیدی در جبهه جنوب غربی قله را صعود نمایند. این دهمین 8000 متری مسنر به شمار می رفت. یک سال بعد "زس ورا کومارکف" و "مارگیتا دینا استربف" با صعود از همین مسیر بعنوان نخستین کوهنوردان زن چوآیو را فتح کردند.

در فوریه 85 نخستین صعود زمستانی یک 8000 متری توسط کوهنوردان لهستانی از مسیری جدید بر روی چوآیو صورت گرفت. پاولفسکی، بربکا و چند روز پس از آنها هاینریش و" کاکوسکا"  موفق به فتح قله شدند. این صعود هشتمین 8000 متری کاکوسکا به شمار می رفت. جالب آنکه وی این صعود را تنها چند روز پس از صعود زمستانی به دائولاگیری انجام داد.

در دسامبر 85 دومین صعود زمستانی چوآیو توسط دو کوهنورد چک اما اینبار به سبک آلپی صورت گرفت. "جارومیر سجسکال" و" دسان بچیک" صورت گرفت. از ابتدای دهه 80 چوایو به عنوان یکی از راحتترین قلل 8000 متری شهرت یافت و این بواسطه تعدد صعودهای کوه موفق به این کوه بود. همچنین اکسپدیشنهای بزرگ تجاری به این کوه رو آوردند.

در فوریه 88 فرناندو گاردیو نخستین صعود انفرادی یک 8000 متری در زمستان را با صعود به چو ایو انجام داد. همچنین در سپتامبر 88 مارک باتارد فرانسوی که در بهار این سال اورست را در مدت 24 ساعت از مسیر جنوبی صعود کرده بود توانست به همراه "شرپا سونگدار "چوآیو را در زمان حیرت انگیز 18 ساعت از کمپ اصلی صعود نماید.

بعدها "برونو گومی" با اسنوبورد، "ورونیکا پریلات" با اسکی و "برونو کورمیر" با پاراگلایدر از قله چوایو پائین آمدند(کورمیر بعدها هنگام فرود با چتر از اورست کشته شد). همچنین نخستین تراورس کوه توسط کوهنورد یوگسلاو" ایزوک توماسین" با صعود از مسیر دشوار شمالی و بازگشت از مسیر نرمال شمال غربی صورت گرفت.

در فوریه 93 ماریان" چاپیوسات" سوئیسی که به همراه تیمی اسپانیایی به چوآیو آمده بود با صعود قله بعنوان نخستین زن فاتح یک 8000 متری در زمستان شناخته شد. همچنین در سال 95 بریتون نورمن کروچر توانست با پاهای مصنوعی چوآیو را فتح نماید تا نامش بعنوان نخستین معلول فاتح یک 8000 متری ثبت شود. در سال 96 همچنین راسل برایت با صعود 11 ساعته خود و بازگشت در کمتر از 24 ساعت اولین صعود و فرود یکروزه کوه را صورت داد.

چوآیو همچنین دارای یک قله فرعی به ارتفاع 8156 متر می باشد که در ابتدای فلات اصلی قله قرار دارد و شایع است اغب کوهنوردانی که برای صعود به این کوه می آیند تنها تا ابتدای همین فلات بالا می آیند و از طی مسیر طولانی آن صرف نظر می کنند. چوآیو ششمین کوه دنیا امروزه پس از اورست بیشترین صعود یک 8000 متر را داراست و البته از نظر آمار صعودها به کشته ها دارای در رده آخر قلل 8000 متری قرار دارد.

 

نکته

7 عضو تیم ملی کوهنوردی ایران در تاریخ 21 اردیبهشت 79 موفق به صعود قله چوآیو از مسیر نرمال شمال غرب شدند. دو شرپا این کوهنوردان را در فتح قله همراهی و یاری می کردند.

 الف- قله شمال غربی 8156 متر

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:6  توسط سیامک  | 

دائولاگیری

 (۷)

 

 دائولاگیری Dhaulagiri

Dhaulagiri

نام کوه دائولاگیری

ارتفاع 8156 متر، 26،794 فیت

موقعیت 28،7 عرض شمالی

83،5 طول شرقی

محل قرار گیری نپال

بهترین ماههای صعود آوریل، می،

سپتامبرواکتبر

نزدیکترین فرودگاه بین المللی کاتماندو

اولین صعود 1960 هیئت اعزامی از کشورهای سوئیس،

اطریش، نپال

اولین صعود کننده کورت دیمبرگر، پیتر داینر، ارنست فورر، آلبین شلبرت، نیما دورجی و ناوانگ دورجی

کوه دائولاگیری با 8167 متر ارتفاع بعنوان هفتمین کوه دنیا در منطقه عمومی آناپورناها و در شمال کشور نپال قرار دارد. در میان کوههای مرتفع نپال، دائولاگیری بزرگترین کوهی است که تماما در این کشور واقع شده، این کوه در شمال مرکزی نپال و شمالغربی شهر پخارا قرار دارد و از میان تنگه عمیق کالی کانداکی به سمت شرق آناپورنا هیمال گسترده شده. کلمه دائولاگیری به معنای کوه سفید می باشد.

در سال 1808 زمانیکه غربیان دائولاگیری را برای نخستین بار کشف کردند آنرا بعنوان بلندترین کوه دنیا معرفی نمودند و آنرا بلندتر از" چمبورازو" که تا آن زمان بلندترین جهان شناخته می شد دانستند. این امر 30 سال پیش از کشف" کانچن چونگا" توسط کاشفان غربی بود و پس از آن کانچن چونگا بلندترین کوه عالم شناخته شد. خط الراس منتهی به دائولاگیری بالغ بر 30 کیلومتر می باشد و دورادور آنرا یخچالها و یخشارها (آبشارهای یخی) فراگرفته اند. در کنار برج اصلی کوه چندین تاج بلند قرار دارد که از شرق تا غرب گسترده شده اند و هر یک بیش از 7200 متر ارتفاع دارند.

 

قلل منطقه دائولاگیری

دائولاگیری I 8167 متر، 26،795 فیت

دائولاگیریII 7751 متر، 25،430 فیت

دائولاگیریIII 7715 متر، 25،311 فیت

دائولاگیریIV 7661 متر، 25،135 فیت

دائولاگیریV 7618 متر، 24،992 فیت

دائولاگیریVI 7268 متر، 23،845 فیت

در این میان تنها دائولاگیریI وII مورد توجه قرار دارند و سایر کوههای این رشته از اهمیت چندانی برخوردار نیستند.

در سال 1950 تیمی از کوهنوردان بزرگ کشور فرانسه برای صعود دائولاگیری عازم منطقه شدند. آنها کوه را پر برف و دست نیافتنی دیدند، از اینرو تصمیم خود را تغییر داده به آناپورنا رفتند تا نخستین صعود یک 8000 متری را بر روی آن صورت دهند. سرپرستی این تیم را موریس هرزوگ بر عهده داشت.

ده سال بعد یعنی در 13 می 1960 نخستین صعود دائولاگیری توسط تیمی مشترک از کوهنوردان سوئیس، اطریش و نپال صورت گرفت". کورت دیمبگر"،" پیتر داینر"،" ارنست فورر"،" آلبین شلبرت" به همراه نیما دورجی و ناوانگ دورجی فاتحان نخست کوه بودند. سرپرستی صعود را مکس ایزلین بر عهده داشت. این تیم از مسیر یال شمال شرقی قله را فتح نمود، که امروزه بعنوان مسیرعادی کوه شناخته می شود. کورت دیمبرگر از فاتحان نخست کوه پیش از این به همراه هرمان بول قله بروپیک را فتح کرده بود و با صعود دائولاگیری دومین شخصی بود که به دو قله 8000 متری صعود می کرد.
در صعود سال 1960 کوهنوردان برای نخستین بار توسط هواپیما به منطقه اعزام شدند، گرچه با سقوط هواپیما در نزدیکی کوهستان برای مدتها اعزام کوهنوردان با هواپیما ممنوع شد.

در مجموع از سال 1950 تا 1958 پنج هیئت برروی یال شمالی معروف به شکاف پیر تلاش نموده بودند که تماما ناموفق بود. یکسال بعد نخستین تلاش یال شمال شرقی نیز شکست خورد، اما کوهنوردان آنرا بهتر و قابل دسترس تر از یال شمالی یافتند. این صعود مقدمه صعود سال 1960 بود.

هم اکنون دائولاگیری با بیش از 320 صعود و حدود 56 کشته از جمله قلل دشوار و خطرناک هیمالیا به شمار می رود.

 

تذکر:

- در بهار 2006 سه تن از کوهنوردان ایرانی به نامهای مهدی اعتمادی فر، امیر حسین جابر انصاری و نادر فروتن اقدام به صعود دائولاگیری نمودند که بدلیل شرایط بد آب و هوا تلاش ایشان ناکام ماند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:5  توسط سیامک  | 

ماناسلو

 

(۸)

 

ماناسلو Manaslu

 

Manaslu 

نام کوه ماناسلو، کوتانگ

ارتفاع 8163 متر، 26،758 فیت

محل قرارگیری گورخا هیمال، نپال

موقعیت 28،33 عرض شمالی

84،34 طول شرقی

بهترین زمان صعود آوریل و می، سپتامبر و اکتبر

نزدیکترین شهر پخارا

نزدیکترین فرودگاه بین المللی کاتماندو

اولین صعود 1956 هیئت اعزامی کشور ژاپن

اولین صعود کننده تی امانیشی ژاپن، شرپا گیالزن نوربو نپال

"ماناسلو" بلندترین کوه بخش گورخا می باشد. این کوه هشتمین قله مرتفع دنیا به شمار می رود و در 14 مایلی شرق آناپورنا 8091 متر دهمین کوه دنیا قرار دارد.

نام ماناسلو نشات گرفته از زبان سانسکریت و کلمه ماناسا می باشد که می توان آن را کوه مقدس معنی کرد.

وجود خط الراسی طولانی و دره ای یخ زده تشخیص این کوه را از دوردستها امکان پذیر می کند. ضمن آنکه برج قله به این کوه دورنمایی رویایی داده.

اولین صعود کوه در سال 1956 توسط گروهی از کوهنوردان کشور ژاپن و از مسیر شمال شرقی صورت گرفت.

در سال 1972 تعداد 15 کوهنورد کشور کره در ارتفاع 22،800 فیتی کوه بر اثر سقوط بهمنی سهمگین جانشان را از دست دادند، این حادثه بعنوان یکی از فجایع هیمالیا بشمار می رود.

در همین سال راینهولد مسنر کوهنورد تیرولی موفق شد بعنوان سومین انسانی که به دو قله 8000 متر صعود کرده ماناسلو را فتح نماید. بیش از او تنها هرمان بول و کورت دیمبرگر موفق به این امر شده بودند. اما مسنر که بعدها به عنوان نخستین کوهنورد بر تمامی 8000 متریها فائق آمد در ماناسلو هم مانند نانگاپاربات یکی از همراهانش را از دست داد تا با توجه منفی رسانه ها و سایر کوهنوردان روبرو شود.

اما دو سال بعد یعنی در 1974 اخبار بهتری از ماناسلو به گوش رسید و آن اولین صعود یک 8000 متری توسط تیمی از زنان بود. گرچه از سه نفر زن ژاپنی فاتح قله که به همراه شرپایشان به قله رسیدند یکنفر هنگام بازگشت کشته شد.

تاکنون بیش از 250 کوهنورد ماناسلو را فتح کرده اند که در این راه حدود 52 تن جانشان را از دست داده اند و از این لحاظ ماناسلو پس از آناپورنا، نانگاپاربات، کی2 و کانچن چونگا قرار دارد (از نظر نسبت صعودها به کشته ها).

لازم به ذکر است کوهنوردان کشورمان ایران نیز در سال 1355 موفق به فتح قله ماناسلو بعنوان نخستین 8000 متری ایرانیها شدند. در این سال آقای محمد جعفر اسدی از اعضای تیم 8 نفره ایران توانست به همراه یک کوهنورد ژاپنی و یک شرپای نپالی برفراز قله بایستد. سرپرستی این صعود را آقای" محمد خاکبیز "بر عهده داشت.

 

دیگر کوههای توده عظیم " گورخا " عبارتند از:

 

- ماناسلوی شرقی 7894 متر، 25،900 فیت Manaslu east

- هیمال چولی 7864 متر، 25،801 فیت Himal chuli

- داکورا 7837 متر، 23،470 فیت Dakura

- ماناسلوی شمالی 7154 متر، 23،470 فیت Manaslu north

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:4  توسط سیامک  | 

نانگاپاربات

(۹)

 

  نانگاپاربات   Nanga Parbat 

  Nanga Parbat

 

نام کوه نانگاپاربات، دیامیر

ارتفاع 8126 متر، 26،658 فیت

موقعیت 35،14 عرض شمالی

36،74 طول شرقی

محل قرار گیری پاکستان، ایالت بالتیستان

بهترین ماههای صعود جون، جولای، آگوست، سپتامبر

نزدیکترین شهر چیلاس

نزدیکترین فرودگاه بین المللی راولپندی

اولین صعود 1953 هیئت آلمانی، اطریشی

اولین صعود کننده هرمان بول

هنگام طلوع خورشید دودی غلیظ آنجا را فرا می گیرد. گویی خدایان در حال طبخ نان هستند(افسانه ای محلی).

هیمالیا رشته کوه بسیار وسیعی است که کوههای مرکزی آن در نپال، کوههای شرقی در مرز سیکیم و بوتان و غرب آن تا پاکستان کشیده شده. نانگاپاربات در گوشه غربی این رشته کوه قرار دارد.

خط الراس این کوه مجزا از سایر قلل رشته کوه هیمالیا می باشد و قلل آن بوسیله رودهای" ایندوس و آستوری" محاصره شده اند.

"نانگاپاربات" یا "نانگاپارواتا" به معنای کوه عریان می باشد، که نامی بسیار با معنا برای کوه است. هر چند آن را دیامیر نیز می نامند که سلطان کوهها معنا می دهد.

نانگا پاربات دارای سه رخ پهناور است. جبهه "راکیوت" که بر بخش شمالی کوه مسلط گشته، جبهه نقره فام جنوبی و فلات گسترده آن و رخ پرعظمت دیامیر که با بخشی صخره ای آغاز و بعد به شکل یخشار(آبشار یخی) کوه را در بر گرفته.

جبهه "روپال" نیز که در بخش جنوبی قرار گرفته را می توان بزرگترین جبهه صخره ای کوههای جهان نامید، که با حدود 4500 متر ارتفاع از سطح دره ها قد برافراشته. راینهولد مسنر اولین فاتح این جبهه روپال را کاری فراتر از دشوارترین صعودهای آلپ می داند.

رخ پهناور کوه از دره های لم یزرع ایندوس بسیار تماشایی است.

در مطالعات صورت گرفته از سوی اداره جغرافیای پیشاور به همراه گروهی از زمین شناسان آمریکایی پیدایش نانگاپاربات را مربوط به 400000 سال قبل و درست زمانیکه شبهه قاره هند به قاره اوراسیا برخورد کرد میدانند. آنها معتقدند در میان کوههای جهان نانگاپاربات سریعترین رشد را داشته و این کوه همچنان در حال بالا رفتن است.

دسترسی به کوه از طریق بزرگراه قراقروم بسیار راحت است. گرچه صعود آن آنچنان راحت به نظر نمی رسد.

سالها پیش از اولین صعودها، نانگاپاربات را راحتترین کوه 8000 متری دنیا می دانستند. اما نخستین تلاشها خلاف این را ثابت کرد.

یخچالهای ناپایدار و طوفانهای یکنواخت و دائمی در کنار بهمنهای هولناک جشن کوچک نخستین فاتح کوه بودند.

هرمان بول با موفقیت کوه را فتح نمود اما این صعود به بهای از دست رفتن 31 کوهنورد و باربر در تلاشهای قبلی امکان پذیر شد.

نانگاپاربات در قرن نوزدهم توسط اروپائیان رویت شد. برادران شلانتوئیت که اهل مونیخ بودند در 1854 به این سوی از کره خاکی گام نهادند. آنها تصویری از کوه را ترسیم کردند که امروزه بعنوان نخستین عکس از "نانگاپاربات" شناخته می شود.

اما با کشته شدن یکی از دو برادر در سال 1857 در کاشگار نفرینهای" نانگاپاربات" آغاز شد که تا امروز نیز ادامه داشته و کوه عریان هرسال کوهنوردانی را اسیر نفرینهای خود می کند و زمانیکه در نخستین تلاشهای کوه 16 نفر از جمله 7 کوهنورد و 9 باربر بر روی کوه جانشان را از دست دادند لقب زشت کوه قاتل بر روی نانگاپاربات نهاده شد.

در واقع داستان صعودهای این کوه در همین زمانی آغاز گشت که باز می گردد به سال 1895 که یک هیئت انگلیسی به رهبری" ای.اف. مومری" بر روی جبهه های جنوب وغربی کوه شروع به تلاش برای پیداکردن راهی جهت صعود قله نمود. بهمنی عظیم کوهنوردان را در دل کوه قاتل مدفون کرد و آنها اولین قربانیان درون کوهستان بودند.

هم اکنون "نانگاپاربات" با بیش از 60 کشته پس از آناپورنا دارای بیشترین کشته ها (به نسبت صعودها) در میان کوههای 8000 متر است.

 الف- قله جنوبی 8042 متر

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:3  توسط سیامک  | 

آناپورنا

(۱۰) 

 

   Annapurna        آناپورنا

 

Annapurna 

نام کوه آناپورنا

ارتفاع 8091 متر، 26،545 فیت

موقعیت 28،35 عرض شمالی

83،57 طول شرقی

محل قرار گیری نپال

بهترین ماههای صعود آوریل و می و سپتامبر و اکتبر

نزدیکترین شهر پخارا

نزدیکترین فرودگاه بین المللی کاتماندو

اولین صعود 1950 هیئت اعزامی از کشور فرانسه

اولین صعود کننده موریس هرزوک، لوئیس لاشنال

بر روی رشته کوهی عظیم که از شرق به غرب و به طول 55 کیلومتر از ماریساندی به کالی گانداکی گسترده شده رشته کوه عظیمی واقع شده که آنرا" الهه محصول" می نامند.

نخستین بار در سال 1950 پس از آنکه هیئت اعزامی از کشور فرانسه از پیداکردن مسیری برای صعود به دائولاگیری نامید شد به این کوه روی آورد. در این صعود که با حماسه و جانفشانی اعضای تیم همراه بود کوهنوردان نامی فرانسه موریس هرزوک و لوئیس لاشنال موفق به فتح قله و البته فتح نخستین کوه 8000 متری دنیا شدند این صعود در 3 جون به ثبت رسید. آنها برای صعود قله بهای گذافی پرداختند که همانا سرمازدگی هر دو نفر و از دست دادن تمامی انگشتان دست و پای لشنال بود. آن دو که در بازگشت از قله کاملا تحلیل رفته بود، با کمک دوستان و هم تیمی های خود لیونل تری و گاستین ربوفا که هر دو از کوهنوردان برجسته عصر خود بودند، به شکلی حماسی به پائین منتقل شدند. در حالیکه یکی از آنها بر اثر سقوط شب سختی را درون یک شکاف به سر برد. از این تیم در پاریس همچون گروهی قهرمان استقبال شد.

هرزوک کتابی حماسی به رشته تحریر در آورد و از دوستانش ستایش کرد.

در 1955 لیونل تری به همراه تیم فرانسویها به ماکالو رفت و با سرپرستی جان کوزی قله را صعود کرد. در این سال متاسفانه لشنال هنگام اسکی به اعماق دره ای در شامونی سقوط کرد و کشته شد.

 

Annapurna 

 

کوه آناپورنا دارای یخچالهایی عظیم دردامنه غربی و شمال غرب خود می باشد.

نام کوه از زبان سانسکریت گرفته شده و به معنای الهه محصول است. این توده عظیم همچنین از چند قله فرعی تشکیل شده که مهمترین آنها عبارتند از:

آناپورناI 8091 متر، 26،565 فیت

آناپورناII 7937متر، 26،040 فیت

آناپورنا7555 IIIمتر، 24،786 فیت

آناپورناVI 7525متر، 24،688 فیت

گانگاپورنا 7455متر، 24،457 فیت

آناپورنای جنوبی 7219متر، 23،684 فیت

"آناپورناI "در غرب و" آناپورناII "در شرق از این رشته کوه محافظت می کنند.

در سال 1970 هیئتی از کوهنوردان کشور انگلستان به سرپرستی کریس بانینگتون موفق شد دیواره رعب آور جنوبی کوه را فتح نماید. این نخستین صعود یک دیواره در هیمالیا بود." دوگال هستون" و" دان ویلانس" افراد صعود کننده به قله از این مسیر بودند. در این صعود ایان کلاف هنگام بازگشت بر اثر سقوط یک برج یخی کشته شد.

نمای زیبای رشته کوه آناپورنا بخصوص کوه مقدس" ماچاپوچار"، هرساله کوهنوردان و جهانگردان زیادی را به این سوی از دنیا روان می کند.

اما به رغم زیبایی نسبت کشته های کوه به صعود هایش تقریبا 50% می باشد که از این حیث در میان 8000 متریها رتبه نخست را داراست.

الف- قله مرکزی 8064 متر

ب- قله شرقی 8029 متر

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:2  توسط سیامک  | 

گاشربروم یک

  (۱۱)

 

  گاشربروم یک  Gasherbrum I

 

Gasherbrum I 

 

نام کوه هیدن پیک(کوه پنهان)، گاشربروم I، کی5

ارتفاع 8068 متر، 26،470 فیت

موقعیت 35،43 عرض شمالی

76،42 طول شرقی

محل قرار گیری کشمیر، سینک

بهترین ماههای صعود جولای، آگوست

نزدیکترین شهر آسکوله

نزدیکترین فرودگاه بین المللی راولپندی

اولین صعود 1958 هیئت اعزامی از کشور آمریکا

اولین صعود کننده" پت شوئینگ"، "اندی کوفمن"

گاشربروم I جزو دوردستترین قلل مرتفع منطقه قراقروم می باشد که در شمال شرقی یخچال 36 مایلی بالترو قرار دارد. گاشربرو I بلندترین قله از مجموعه قلل گاشربروم است که بصورت نیم دایره در اطراف یخچال جنوبی گاشربرومها قرار گرفته اند. قللی تیز با برجهای سنگی و خط الراسی بسیار خشن که یالهای پرشیب و دیواره ها و برجهایی فراوان آنها را احاطه کرده اند.

گاشربروم I را هیدن پیک (کوه پنهان) نیز می نامند و این نامی است که در سال 1892 ویلیام مارتین بر روی آن نهاد که بسیار هم پر معنی بود. زیرا تا قبل از ورود به دره گاشربرومها امکان مشاهده کوه وجود ندارد.

اما نام گاشربروم به معنای دیواره درخشان است که برگرفته از دیواره طلایی کوه گاشربروم IV است و بدین شکل نام تمامی قلل این خط الراس را هم گاشربروم نهادند و به احتمال زیاد این نام از زبان ترکی و کلمه گاشکابرون (پیشانی سفید) گرفته شده است.

نام دیگر این کوه کی5 می باشد و این نامی است که مونت گومری در 1856 بر روی آن نهاد. مونت گومری یک مساح بود و بدون داشتن اطلاعاتی دقیق از نام کوههای منطقه قلل رفیع آنرا به نامهای قراقروم 1 تا 7 نامگذاری کرد، و نام کی1 تا کی 7 را برآنها نهاد که برگرفته از حرف اول karakoram بود. اما بعدها تنها نام کی 2 به عنوان تنها کوه مرتفعی که یک مساح آنرا نامگذاری کرده بود بر روی دومین قله رفیع جهان باقی ماند و سایر نامها تغییر کرد.

اما توده عظیم گاشربرومها جزو رفیعترین قلل مرتفع دنیا به شمار می روند. در واقع اگر برودپیک را هم جزوی از این بخش به حساب آوریم سه قله گاشربرومI با 8068 متر یازدهمین، برودپیک با 8047 متر دوازدهمین و گاشربرومII با 8035 متر سیزدهمین کوه مرتفع دنیا به شمار می روند. ضمن آنکه گاشربروم III با 7952 متر به عنوان پانزدهمین کوه مرتفع دنیا شناخته می شود و البته معروفترین کوه این خط الراس گاشربروم IV با 7925 متر ارتفاع و دیواره درخشانش یکی از صعب العبورترین و مشهورترین قلل دنیا به شمار می رود.

گاشربرومها در سال 1861 توسط گادوین آستین علامت گذاری شدند. اولین تلاش بر روی گاشربروم I نیز در سال 1934 بوسیله سوئیسیها و به سرپرستی دیرن فورث صورت گرفت و آندره روش و هنس آرتل تا ارتفاع 6300 متری بالا رفتند. دو سال بعد اعضای یک تیم فرانسوی به سرپرستی فرانسیس هنری تا ارتفاع 7000 متری کوه از مسیر جنوبی بالا رفتند ولی بدلیل فرا رسیدن فصل بارشهای موسمی مجبور به بازگشت شدند.

در نهایت در سال 1958 تیمی از آمریکا که از تلاش ناموفق خود بر روی کی 2 به گاشربروم I آمده بود توانست با صعود دو نفر از اعضایش بر این کوه فایق آید.

اما پس از این صعود تا 17 سال بعد گاشربروم I هیچ فاتحی برخود ندید تا اینکه در سال 1975 راینهولد مسنر و پیتر هبلر موفق شدند در یک صعود به سبک آلپی برفراز کوه بایستند و نخستین صعود آلپی بر روی یکی از قلل 8000 متری را انجام دهند. مسنر 9 سال بعد یعنی در 1984 بار دیگر به گاشربرومها بازگشت و اینبار وی به همراه هنس کمرلندر موفق به انجام کار جدید دیگری شدند. اینبار آنها غیر ممکن دیگری را با تراورس گاشربروم II به I عملی ساختند. گمان می رود آنها تراورس گاشربرومها را از صعود سال قبل "ارهارد لرتان"، "مارسل رودی" و "سان نویل" الهام گرفته باشند که در مدت دو هفته توانستند سه قله گاشربروم I,II و برودپیک را صعود کنند. هرچند بنیو شامو و اریک اسکوفیر کوهنوردان توانمند فرانسوی در سال 1985 توانستند در مدت 20 روز علاوه بر گاشربروم II و I قله کی2 را هم فتح کنند، که کاری بس درخشان بود. (بعدها اسکوفیر در برودپیک، مارسل رودی در ماکالو و بنیو شامو در کانچن چونگا کشته شدند).

اما امروزه گاشربروم I به عنوان یکی از قلل مرتفع و خطرناک منطقه قراقروم مورد توجه کوهنوردانی است که تنها به قصد مبارزه به کوهستان می روند.

 

ارتفاع قلل منطقه:

گاشربروم I 8068 متر، 26،470 فیت

برودپیک 8047 متر، 26،400 فیت

گاشربرومII 8035 متر، 26،360 فیت

گاشربروم III 7952متر، 26،089 فیت

گاشربرومIV 7925متر، 26،000 فیت

 

نکته- کوهنوردان ایرانی دو بار بر روی گاشربروم I تلاشهای ناموفقی را صورت دادند.

- در سال 1356 تیمی از کلوپ کوهنوردی دماوند بر روی این قله تلاش نمود که بدلیل مشکلاتی که یکی از همراهان ایجاد نمود ، ناموفق به کشور بازگشت.

- در سال 1382 تیم ملی کوهنوردی ایران در تلاش برای صعود قله بدلیل ریزش بهمن محمد اوراز یکی از بهترین کوهنوردان خود را از دست داد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:1  توسط سیامک  | 

برودپیک

(۱۲)

برودپیک    Broad Peak

نام کوه برودپیک، فالکون کانگری، کی3

ارتفاع 8047 متر، 26400 فیت

موقعیت 35،48عرض شمالی

76،34طول شرقی

محل قرار گیری قراقروم، مابین پاکستان و چین

بهترین ماههای صعود جون، جولای، آگوست

اولین صعود 1957

نزدیکترین فرودگاه بین المللی راولپندی پاکستان

برودپیک دوازدهمین کوه مرتفع دنیا بخشی از توده عظیم گاشربرومها بوده و در 8 کیلومتری از کوه کی دو در طول یخچال بالترو و بالای کنکوردیها در مرز چین و پاکستان قرار دارد. در نخستین مساحی ها توجه زیادی به این کوه نشد، شاید علت آن پنهان بودن از دید کاوشگران بوده. مسیر کمپ اصلی برودپیک از طریق اسکاردو و آسکوله می باشد و در طول آن میتوان قللی نظیر "ترانگوها"، "گاشربرومها"، "کی دو" و "چوگولیزا "7654  متر را مشاهده کرد.

برودپیک در بخش شرقی یخچال گادوین آستین و در فضایی مابین گردنه سلا و گردنه فالکون و گروه گاشربروم ها قرار دارد.

در سال 1892 مارتین کانوی نام برودپیک (کوه پهناور) را بخاطر پهناور بودن سطح خط الراس منتهی به قله – حدود 5/1 کیلومتر- برآن نهاد(این نام قبلا به کوه چوگولیزا اطلاق می شد). نام فالکون کانگری نیز بر این کوه نهاده شده که البته معنای همان کوه پهناور را می دهد که نامی است بالتی، ولی ظاهرا با اقبال عمومی مواجه نشد و پاکستانیها نیز نظیر سایر غربی ها کوه را برودپیک می نامند.

پس از کانوی کوه توسط سایر کاوشگران و کوهنوردان همچون اکنستین و آبروزی و بعدها توسط تمامی کسانیکه برای صعود قلل مرتفع منطقه وارد قراقروم می شدند نیز مشاهده شد.

کوه برودپیک از سه قله شمالی 7600 متر، مرکزی 8005 متر و قله اصلی 8047 مترتشکیل شده.

تا سال 1954 هیچ تلاشی بر روی برودپیک صورت نگرفت. در این سال تیمی متشکل از کوهنوردان اطریشی، آلمانی به رهبری دکتر هرلیخ کوفر جهت صعود کی2 وارد پاکستان شد، اما آنها فهمیدند تیمی ایتالیایی پیش از ایشان اجازه صعود به کی2 را دریافت نموده. هرلیخ کوفر پذیرفت برای شناسایی گاشربروم I و همینطور یخچال سیاچن به آن مناطق برود. او همچنین پذیرفت تا اجازه صعود خود را به سال 1955 موکول نماید. همچنین پیشنهاد کرد در پائیز هم نظری به منطقه بیاندازد.

در اواخر سپتامبر هرلیخ کوفر به آسکوله رسید او اجازه تلاش بر روی برودپیک را هم دریافت کرده بود. زمانیکه آنها وارد منطقه شدند عبور باربران بر روی یخچال سیاچن را همراه با ریسک دیدند، اما هرلیخ کوفر راه دسترسی به کوه از طریق کونکوردیها را بسیار مناسب دید. هرلیخ کوفر گرده غربی که میان قله اصلی و میانی در می آمد را قابل صعود تشخیص داد. این مسیر توسط دیرن فورث پیشنهاد شده بود که در صعود سال 1934 به گاشربروم    Iآنرا دیده بود. شیب تند مسیر حمل بار را برای باربران بالتی دشوار می نمود. بنابراین آنها به سمت شرق آمده یال جنوب شرقی را انتخاب کردند. این مسیر شامل 300 متر دهلیز بود که دیرن فورث آنرا خطرناک و بهمنی تشخیص داده بود. کوهنوردان نام دهلیز را لوله توپ نهاده بودند. تیم تا 6900 متر بالا رفت اما سقوط بهمن در دهلیز موجب جراحت سه نفر از اعضا شد. در اوایل زمستان و پیش از شروع بارشها تیم منطقه را ترک نمود.

در 1957 هرمان بول که اینک قهرمان نانگاپاربات شناخته می شد، تصمیم گرفت با تیمی کوچک، صعود سبکباری را بر روی برودپیک انجام دهد. همانند نانگاپاربات او تصمیم داشت باز هم کپسول اکسیژن همراه نبرد. زمانیکه او تصمیم به انتخاب اعضا گرفت از مارکوس شاموک هم برای همراهی دعوت نمود. شاموک دوست داشت تا هم طناب خود فریتز وینتراستیلر نیز در برنامه باشد. آنها تصمیم گرفتند دو کرده بشوند پس بول از کورت دیمبرگر جوان که به تازگی دیواره Giant Meringue را صعود کرده بود دعوت نمود تا وی را در صعود همراهی نماید. شاموک هزینه برنامه را از طریق آلپاین کلاپ اطریش که خود عضو آنجا بود تامین کرد، اما شرط آنها سرپرستی خود شاموک بود. بول موافقت کرد و قرار شد خودش مسئول فنی صعود باشد.

بول تصمیم داشت از کمپ اصلی به بالا، خودشان بارها را حمل نمایند تا ضمن هم هوایی، صعود کاملا توسط خود تیم صورت گیرد. تیم در ماه می به کونکوردیها رسید. آنها در 13 می کار خود را از غرب گرده مورد اشاره دیرن فورث آغاز کردند. تا 21 می دو کمپ در 5800 و 6400 متر برپا کردند. آنها می توانستند مقداری از طنابهای تیم سال قبل هرلیخ کوفر را دیده و از آنها کمک گیرند و البته مقداری طناب را هم در مسیر کمپ سوم قرار دادند. پس از 5 روز هوای خراب توانستند کمپ سوم خود را زیر گردنه بین قله اصلی و قله مرکزی در 6950 متری برپا نمایند. آنها قصد داشتند روز بعد (29 می) کمپ 4 را بر روی گردنه برپا کنند، اما برف سنگین موجب شد تا تنها بتوانند به 7800 متر برسند. آنها می دانستند قله در بالای خط الراس قرار دارد پس بدون برپایی کمپ 4 مسیر خود را به سمت بالا ادامه دادند. ساعت 6 بعد از ظهر دیمبرگر و وینتراستیلر در جلو و بول به همراه شاموک در پیشان به نک قله رسیدند ولی تازه متوجه شدند آنجا قله اصلی نیست و قله اصلی بعد از یک گردنه طولانی و حدود 15 تا 20 متر بلندتر از قله ای است که آنها فتح کرده بودند. آنها برای ادامه راه زمان نداشتند پس مجبور به بازگشت و رفتن به کمپ سوم شدند.

تیم یک هفته بعد تلاش دیگری را برای دستیابی به قله اصلی آغاز کرد و در روز 8 جون به کمپ سوم رسید. آنها نیمه های شب به سمت قله حرکت کردند و در روشنایی روز به گردنه مابین دو قله رسیدند، هوا بدون باد ولی بسیار سرد بود. شوماخ و وینتر زودتر به گردنه رسیده بودند و زمانیکه بول و دیمبرگر به گردنه رسیدند آن دو آنجا را ترک نمودند. آنها از دومسیر متفاوت صعود کردند و مسیر صعود بول و دیمبرگر در سایه و بسیار سرد بود و بول از ناحیه انگشتان پا که در نانگاپاربات دچار سرمازدگی شده بود بخصوص محل دو انگشت قطع شده خود بسیار رنج می برد. در ساعت 30/2 دقیقه بول و دیمبرگر به ابتدای تیغه پایانی مسیر رسیدند. بول از درد پا همانجا متوقف شد و دیمبرگر به تنهایی مسیر را ادامه داد. شوماک و وینتراستیلر ساعت 05/5 به قله رسیدند و زمانیکه دیمبرگر به قله رسید آن دو خود را برای فرود آماده می کردند. قله به حالت سه گوش بود و بلندترین نقطه آن نقابی بلند و عظیم بود که دیمبرگر و وینتراستیلر از رفتن بر روی آن اجتناب کرده بودند.

زمانیکه شاموک و وینتراستیلر به پائین باز می گشتند بول را دیدند که به آرامی بالا می رود. آنها به او متذکر شدند که تا قله ساعتی راه دارد، اما او به آرامی ادامه داد و پائینتر از قله به دیمبرگر که به استقبالش آمده بود پیوست، آن دو ساعت 7 بعد از ظهر بر روی قله بودند و پیش از غروب خورشید به پائین بازگشتند. در نهایت در تاریکی به کمپ سوم رسیدند.

با این صعود هرمان بول پس از شرپا گیالزن نوربو(نخستین صعود مانسلو به همراه ژاپنیها و صعود به ماکالو چند روز پس از اولین صعود قله) دومین کسی بود که به دو قله 8000 متری صعود می کرد. البته بعدها دیمبرگر نیز با صعود دائولاگیری به آن دو پیوست.

این نخستین صعود آلپی یک کوه مرتفع به شمار می رفت. آنها به سلامت به کمپ اصلی بازگشتند اما تیمشان کامل به اطریش بازنگشت.

در 19 جون دو نفر از اعضای همین تیم یعنی مارکوس شاموک و وینتراستیلر توانستند نخستین صعود اسکیل بروم 7360 متر Skil Brum  را به سبک آلپی و در مدت زمان 53 ساعت انجام دهند.

در روز 27 جون هرمان بول بر اثر سقوط از یک کلاهک سنگی در چوگولیزا، در پیش دیدگان کورت دیمبرگر کشته شد. جسد بول در داخل شکافهای چوگولیزا محو گردید و هرگز پیدا نشد. او نه تنها بهترین کوهنورد اطریش در آن زمان بلکه یکی از برترین کوهنوردان عصر خود بود و با صعودهای بزرگش برای همیشه نام خود را جاویدان ساخت.

 

صعودهای بعد

در 1975 تیمی از لهستان قله مرکزی برودپیک را صعود نمود. مسیر صعود قله همان مسیر سال 1957 یعنی از طریق گردنه مابین دو قله بود. آنها تا ابتدای صخره های منتهی به قله پیش رفتند ولی خستگی منجر به ماندن سه نفر و صعود تنها دو نفر از آنها یعنی کازیمیر کلادزیک و جانوس کولیس به قله اصلی شد. در بازگشت تیم آنها در تاریکی مطلق دچار حادثه گردید و یکی از نفرات (بودان نواکزیک) بدلیل کنده شدن کارگاه سقوط کرد و کشته شد. سایرین برای مقابله با تاریکی، سرما و بوران مجبور به بیتوته در دل برف شدند. صبح روز بعد آنها به دنبال طنابهای ثابت به پائینحرکت کردند و البته بدلیل هوای خراب در اطراف سرگردان شدند و شبی دیگر رانیز مجبور به بیتوته شدند. در واقع آنها برای دوری از باد شدید به سمت یال شمال شرقی رفته بودند، به همین دلیل نمی توانستند کمپشان را بیابند. روز بعد آندری سیکورسکی نیز بر اثر سقوط محو شد و لحظاتی بعد مارک کسیچکی و کولیس هم سقوط کردند، که تنها کولیس موفق به نجات خود شد، او و گلازک به زحمت کمپی را برقرار نمودند در حالیکه هر دو به شدت سرمازده بودند. در نهایت آن دو به پائین بازگشتند. در لهستان کولیس تمام انگشتان خود را از دست داد.

در 1976 تیمی کوچک از کوهنوردان فرانسوی به سرپرستی یانیک سیگنور در تلاش برای صعود از مسیر عادی شکست خورد.

در سال 1977 یعنی 20 سال پس از نخستین صعود، تیمی پر تعداد از کوهنوردان ژاپنی توانست بار دیگر از مسیر نرمال قله را صعود نماید. در روز 8 آگوست کازایوشی نورو، تاکاشی اوزاکی و یوشی یوجی شوجی توانستند قله را فتح نمایند.

در 1978 فرانسویها باز هم به برودپیک آمدند. اینبار یانیک سیگنور به همراه جورج بتمبورگ به شکل آلپی برای فتح قله تلاش نمودند، و باز هم مسیر عادی. در روز قله زمانیکه بتمبورگ پائینتر از قله فرعی ماند، یانیک سیگنور به تنهایی قله را صعود کرد. البته بتمبور مدعی بود سیگنور تنها قله فرعی را صعود کرده. بعدها سیگنور اعتراف کرد توانسته تا گردنه مابین دو قله بالا رود.

اما تا سال 1982 برودپیک تنها از طریق مسیر نرمال صعود شده بود، تا اینکه در این سال راینهولد مسنر به همراه دو کوهنورد بزرگ پاکستانی یعنی نظیر صبیر و شیر خان توانستند راهی نو در این کوه گشایش کنند.

برودپیک نهمین 8000 متری مسنر و سومین 8000 متری او در یکسال (پس از کانجچن جونکا  و گاشربروم  II ) بود. آنها تنها در مدت 4 روز به سبک آلپی قله را صعود نمودند. در مسیر صعود قله تیم مسنر با دو کوهنورد لهستانی به نامهای جرزی کاکوسکا و ویتک کورتیکا برخورد نمود که ظاهرا از قله باز می گشتند. وجود دو همراه پاکستانی مسنر عاملی بود برای آنکه لهستانیها صعودشان که ظاهرا بدون مجوز بوده را مخفی نمایند. آنها که دارای مجوز صعود به کی2 بودند برای این کارشان در اسلام آباد مورد بازخواست مقامات وزارت توریست قرار گرفتند. در این سال آنا ژروینسکا و کریستین پولموسکا از لهستان نخستین زنانی بودند که بر روی برودپیک تلاش نمودند. آنها در صعودی آلپی دو کمپ را در مسیر نرمال برپا کردند و نهایتا در 30 جون آنا در گردنه مابین دو قله متوقف شد و کریستین به تنهایی قله را فتح نمود.

در 18 جولای 1984 درست 27 سال و 39 روز بعد از نخستین صعود برودپیک، کورت دیمبرگر موفق شد مجددا بر فراز قله بایستد، اما اینبار بجای هرمان بول، بریتون جولی تولیس وی را همراهی می کرد. البته یک روز پیش از صعود دیمبرگر به قله کاکوسکای لهستانی به همراه کورتیکا برای دومین بار برودپیک را صعود کرده بودند. آن دو در صعودی بزرگ تنها در مدت 4 روز توانستند از طریق قله شمالی برودپیک به ارتفاع 7600 متر به قله مرکزی رسیده و سپس و از مسیر 1975 خودشان با رسیدن به گردنه مابین دو قله، مجددا برودپیک را صعود نمایند.

اما در این سال کریستوف ویلیچکی  لهستانی توانست در یک صعود سریع قله را فتح نماید. او کمپ اصلی را در ساعت 1 نیمه شب 14 جولای ترک نمود و ساعت 4 بامداد به کمپ 1 رسید. در ساعت 8 صبح کمپ 2 و در 2 بعد از ظهر قله میانی را صعود کرد. او در ساعت 4 بعد از ظهر و تنها 1 ساعت پس از هم تیمی هایش که همان روز از کمپ آخر به سمت قله رفته بودند به قله رسید. در واقع او 3150 متر اختلاف ارتفاع از کمپ اصلی را تنها در مدت زمان 13 ساعت صعود نمود. او در بازگشت ساعت 30/10 به کمپ اصلی بازگشت. این صعود نخستین فتح 1 روزه یک 8000 متری به شمار می رفت. کاری که بعدها یعنی در 1986 بوسیله بنیو شامو و یکسال بعد توسط نوربرت جاز بر روی برودپیک تکرار شد.

در مارس 1988 زمانیکه لهستانیها در صعود زمستانه به کی2 شکست خوردند، دو تن از اعضای تیم آنها یعنی ماسیج بربکا و الساندر لوه به برودپیک آمدند. در 3 مارچ آنها کمپ اصلی را ترک نموده و به شیوه آلپی صعود کردند. حجم برف بسیار زیاد بود، آنها کمپ خود را در 7700 متری برپا نمودند. روز بعد بربکا به تنهایی به سمت قله صعود کرد و توانست ساعت 6 بعد از ظهر در هوایی خراب به جایی برسد که گمان می کرد قله باشد، با تاریک شدن هوا در 7900 متری متوقف شد و روز بعد به لوه رسید در حالیکه هر دو سرمازده بودند. اما آن دو سالم به کمپ اصلی بازگشتند. بعدها بربکا با دیدن عکسهای برودپیک به اشتباه خود پی برد و متوجه شد او تنها تا قله پیشین بالا رفته.

تا سال 1992 تمامی صعودهای برودپیک از سمت پاکستان صورت می گرفت تا اینکه در این سال تیمی اسپانیایی توانست از جبهه چین قله را فتح نماید. این تیم را یک ایتالیایی و یک اطریشی(کورت دیمبرگر، وی در 60 سالگی بعنوان فیلمبردار تیم را همراهی می کرد) همراهی می کردند. آنها از مسیر قله مرکزی که یخی با شیب 70 درجه بود و نزدیک قله شیب آن به 65 درجه کاهش میافت به قله رسیدند. سه اسپانیایی و یک ایتالیایی تیم قله را تشکیل می دادند. تیم قله از کمپ سوم در 7350 متر به سمت قله رفتند و در روزی طولانی به زیرقله رسیدند. آنها شب را با لوازمی کم بیتوته نمودند و روز بعد هنگام طلوع خورشید قله را صعود کرده، سالم به پائین بازگشتند.

در  1994کارلوس کاسولیو با صعود مسیری جدید در برودپیک بعنوان چهارمین فاتح تمام 8000 متریها انتخاب شد. مسیر او در سمت راست مسیر اصلی قرار داشت. او سومین شب مانی خود را در زیر قله پیشین انجام داد. او بدلیل خرابی هوا به پائین بازگشت و پس از بهبود شرایط اینبار از مسیر نرمال صعود نمود. کارسولیو که تا زیر قله پیشین از مسیر جدید صعود کرده بود، اینبار از مسیر نرمال قله اصلی را فتح کرد. در این سال همچنین کمرلندر با صعود برودپیک به نهمین 8000 متری خود رسید. وی حد فاصل دو قله میانی و اصلی را با اسکی طی نمود، ضمن آنکه گوران گورپ سوئدی توانست در مدت زمان 18 ساعت و 15 دقیقه از کمپ اصلی قله را صعود نماید.

در 1997 برادران اینوراتوگی( آلبرتو و فیلیپ) و پس از آنها دو کوهنورد دیگر از تیم باسک اسپانیا یعنی ریک آلن و کوهنورد استرالیایی اندرو لاک از مسیر جنوب، جنوب غربی به قله رسیدند.

در1995 همچنین مسیر دیگری توسط کوهنوردان قزاق از جمله دنیس یوروبکو بر روی برودپیک گشایش یافت که تنها صعود قله اصلی در این سال بود. این یازدهمین 8000 متری یوربکو کوهنورد بزرگ قزاق نیز به شمار می رفت.

بهر حال برودپیک را می توان از جمله 8000 متریهای پر صعود و کم تلفات به حساب آورد، این در حالی است که صعود کنندگان بسیاری نیز تنها تا قله میانی آن بالا رفته اند و اگر بعد مسافت کوه از کمپ آخر زیاد نبود بی شک صعودهای کوه چند برابر حال بود.

 

نکته:

در تابستان 1384 آقای" مهدی اعتمادی" فر از کشورمان توانست قله برودپیک را فتح نماید.

 

مهمترین قلل

الف- قله میانی 8005 متر

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:0  توسط سیامک  | 

گاشربروم دو

(۱۳)

گاشربروم دو Gasherbrum II

نام کوه گاشربروم II ، کی4

ارتفاع 8035 متر، 26362 فیت

موقعیت 35،45عرض شمالی

76،39طول شرقی

محل قرار گیری قراقروم مابین پاکستان و چین

بهترین ماههای صعود جون، جولای، آگوست

اولین صعود 1956

اولین صعود کننده لارچ، موراوکو، ویلنپارت هر سه از اطریش

نزدیکترین فرودگاه بین المللی راولپندی پاکستان

گروه گاشربرومها توده عظیمی از قلل هستند که همچون یک نعل اسب در جنوب یخچال گاشربرومها قرار گرفته اند. در شرق یخچال گاشربرومها، گاشربروم I توسط گردنه ای از گاشربرومII و III جدا شده و قله گاشربروم II در فاصله 5 کیلومتر و 530 متری از قله گاشربروم I قرار دارد.

در قسمت شمال غربی از این قلل گردنه ای مرتفع قله زیبای" گاشربروم IV "را به این توده متصل نموده، و در جنوب این قلل خط الراسی همچون زین گاشربروم V و VI به توده اصلی وصل کرده است. در نامگذاری کلاسیک قلل منطقه که توسط جی.مونگومری صورت گرفت وی گاشربروم I را کی5 و گاشربروم II را کی4 نامگذاری نمود. اما نام گاشربروم که نامی است بالتی، دیواره درخشان معنی می دهد و اشاره ای است به دیواره درخشان گاشربروم IV در هنگام غروب خورشید.

توده گاشربرومها در بالای یخچال یالترو قرار دارند. در 1892 گانوی، و در 1909 دوک ابروزی قلل گاشربروم را از نظر گذراندند و سلا عکاس ایتالیایی همراه ابروزی نخستین عکسها را از این مجموعه مرتفع گرفت.

در 1934 یک هیئت بین المللی به رهبری گونتر دیرن فورث با رسیدن به یخچال گاشربرومها مسیر را تا محلی که امروزه کمپ اصلی گاشربروم I و II قرار دارد، ادامه داد. دیرن فورث یالی را مشاهده نمود که بدون وجود خطر بهمن به قله گاشربروم II ختم می شد. اما چیزی که مانع از تلاش وی برای صعود شد، ناتوانی باربرهای بالتی در حمایت از تیمش بود.

نخستین صعود

در 1956 تیم هیمالیا نوردی اطریش به سرپرستی" فریتز موراوکو "برای شناسایی و در صورت امکان صعود گاشربروم II وارد منطقه شد. این تیم را گروهی از باربران بالتی همراهی می کردند. آنها کمپ اصلی خود را در محل طلاقی ابروزی با یخچال گاشربرومها برقرار نمودند و کمپ 1 در ابتدای یال جنوب غربی برقرار شد. در سال 1934 دیرن فورث یالی برفی را که در بخش شرقی کمپ اصلی و در جنوب کوه قرار داشت مناسب صعود تشخیص داده بود. اما اطریشیها یال جنوب غربی را که امروزه مسیر نرمال صعود شناخته می شود مناسب تر یافتند. در روزهای نخست صعود کمپ اول مورد تهاجم بهمنهای خطرناک زیادی قرار گرفت و آنها مجبور به تغییر محل آن شدند. آنها کمپ 2 را در 6700 متری و کمپ 3 را در 7150 متری برپا کردند. موراوکو امیدوار بود کمپ نهایی را در بخش پایانی برفها برپا کند، اما باربران بالتی از ادامه حمل بارها به بالا خودداری نمودند. در 6 جولای یعنی 4 روز پس از این واقعه موراوکو، لارچ و ویلنپارت با حمل کوله بارهای سنگین کوپ سوم را به سمت بالا ترک نمودند. آنها مجبور به جا گذاردن کپسولهای اکسیژن شدند. مسیر خطرناک و برفها ناپایدار بودند، ضمن آنکه آنها طناب نیز به همراه نداشتند. بدین شکل در شیب زیاد مسیر قادر به حمایت یکدیگر نبودند. در زیر صخره های یال جنوب شرقی و در ارتفاع 7500 متری آنها مکان تختی را برای شب مانی یافتند. پس از شبی سرد و خوردن صبحانه ای مختصر آنها با گام نهادن بر روی یال شمال شرقی صعود خود را ادامه دادند. در ساعت 9 صبح آنها به اواخر یال رسیدند. ابتدای مسیر با برفی عمیق همراه بود، سپس عبور از کنار بخش صخره ای مسیر و در نهای ساعت 30/11 روز 7 جولای آن سه توانستند بر فراز سیزدهمین کوه مرتفع دنیا بایستند. هوا آنقدر گرم بود که آنها بتوانند بدون مشکل بادگیرهای خود را از تن خارج نمایند. بدین شکل آنها پس از به اهتزاز در آوردن پرچم کشورشان را پائین را در پیش گرفتند.

در 1975 و درست 19 سال پس از نخستین صعود یک گروه کوهنورد فرانسوی وارد کمپ اصلی گاشربروم II شدند. هدف آنها یال جنوبی بود که دیرنفورث آنرا مسیری قابل صعود تشخیص داده بود. این مسیر در زیرهرم قله به مسیر شرقی (مسیر صعود اطریشیها) وصل می شد. تیم حمله متشکل از مارک باتارد (نخستین کسی که در 1988 اورست را از مسیر جنوبی یک روزه صعود کرد) و یانیک سیگنور کمپ سوم خود را در این محل برپا نمودند و روز بعد با صعود این مسیر در ساعت 9 صبح قله را صعود کرده و پس از 19 سال از نخستین صعود دومین گروه از فاتحان قله را شکل دادند. زمانی که آنها قله را به سمت پائین ترک می کردند، لوئیس ادوبرت و برنارد ویلارت بعنوان دومین گروه به سمت بالا می آمدند تا روز بعد قله را صعود نمایند. آنها اواخر شب به سمت قله حمله کردند و ساعت 3 بامداد بر فراز آن ایستادند. در راه بازگشت هوا دگرگون شد، باد شدید همراه با سرما آنها را در بر گرفت. آنها به سختی به کمپ سوم رسیدند و تصمیم گرفتند همان روز به کمپ 2 بروند. آنها در برفی عمیق و سرمایی حدود 40- درجه و بادی شدید از یکدیگر جدا افتاده راهی پائین شدند، و زمانیکه ادوبرت به کمپ دوم رسید دیگر ویلارت را ندید. بدین شکل گاشربروم II نخستین قربانی خود را گرفت.

درست یک روز پس از نخستین صعود فرانسویها، دو تیم از کوهنوردان لهستانی به کمپ اصلی گاشربروم II رسیدند. یکی از این تیمها که تمامی نفرات آنرا زنان تشکیل می داد قصد صعود گاشربروم III را داشت. رهبری این تیم را وندا رتکوویچ  بر عهده داشت. آنها در حالی به کمپ اصلی رسیدند که تیم مردان مجوز صعود به هیچ قله ای را نداشت و تنها به عنوان همراهان تیم زنان به منطقه آمده بود.

تیم لهستانی ها مسیر اطریشیهای 56 را پیش گرفت و کمپ سوم خود را در 7350 متری برپا کرد. در 1 آگوست سه مرد و دو زن به گردنه مابین گاشربروم II و III رسیدند. تیم مردان یال غربی گاشربروم II را دست نیافتنی دیدند و تصمیم گرفتند کوه را به سمت یال شمال غربی تراورس نمایند. در نهایت آنها توانستند سومین مسیر قله گاشربروم را گشایش کرده به قله برسند.

گرچه دو زن همراه آنها در تلاش خود برای صعود گاشربروم III ناکام شدند، اما چند روز بعد دو مرد و دو زن این صعود را تکمیل کرده، قله گاشربرومIII به ارتفاع 7950 مترکه پانزدهمین کوه بلند دنیا به شمار می رود را فتح کردند. این کوه تا آن زمان بلندترین کوه 7000 متری صعود نشده به شمار می رفت و البته نخستین کوه مرتفعی بود که اولین صعود آنرا زنان صورت می دادند. چند روز بعد هالینا کورگر، سیرکومسکا و آنا اوکوپینسکا از همین تیم توانستند قله گاشربروم II را هم صعود کنند تا بدین شکل نخستین زنان فاتح این کوه و البته نخستین زنانی باشند که یک 8000 متری را بدون اکسیژن مصنوعی فتح می کنند.

تا سال 1981 این کوه از مسیر نرمال بارها فتح شد تا اینکه در این سال تیمی فرانسوی متشکل از اریک بیود، فلیپ گرینر و کریستین جنین(نخستین زن فرانسوی فاتح اورست در سال 1990) به همراه کوهنورد پر توان پاکستانی، شیرخان توانستند نخستین صعود آلپی کوه را در مدت زمان 4 روز صورت دهند.

سال بعد شیرخان باز هم کوه را صعود کرد، البته اینبار به همراه نظیر سبیر و راینهولد مسنر . این هشتمین 8000 متری مسنر به شمار می رفت. در همین سال یک زوج فرانسوی موریس و لیلین بارارد نیز قله را صعود کردند. ضمن آنکه برادر لیلیان نیز در این روز قله را صعود کرد.

در سال 1982 گاشربرومII سه قربانی دیگر نیز گرفت، یکی از این افراد کوهنورد اطریشی نوربرت ولف بود، جسد وی توسط مسنر و دو کوهنورد پاکستانی یافت شد. اما آنها بی تفاوت از کنار وی گذشتند. این کار مسنر موجب شد تا مقالات زیادی بر علیه وی به چاپ رسد و او را کوهنوردی بنامند که از روی جسد سایرین پا بر فراز قلل می نهد. دو سال بعد، زمانیکه مسنر به همراه کمرلندر برای تراورس گاشربرومها به آنجا آمد، زمان زیادی را برای دفن نوربرت ولف صرف نمود. جالب آنکه تا آن روز کوهنوردان بسیاری نیز همانند مسنر و دو پاکستانی از کنار جسد ولف بی تفاوت گذشته بودند.

در  1983جرزی کاکوسکا و ویتک کورتیکا در مدت سه روز و به سبک آلپی مسیری را بر روی یال شرقی گشودند. آنها با فرود از مسیر نرمال اولین تراورس کوه را هم انجام دادند. این پنجمین 8000 متری کاکوسکا بود. این دو همچنین در این سال گاشربروم I را هم از مسیری جدید صعود کردند.

در 1984 علاوه بر تراورس گاشربرومها توسط مسنر و کمرلندر، که مسنر آنرا بزرگترین کار تمام دوران کوهنوردی خود می دانست، پیر ژانوس با پاراشوت و ژان مارک بون با پاراگلایدر از فراز گاشربرومII فرود آمدند. بون در 8 جولای قله را با پاراگلایدر 17 کیلویی خود صعود کرده بود، اما بخاطر باد شدید و نامناسب از پرش اجتناب نمود. او در 14 جولای مجدد قله را صعود کرد و البته اینبار در مدت زمان 16 ساعت از کمپ اصلی. بون 4 ساعت برای خارج کردن پاراگلایدر خود از برف و سر هم کردن آن زمان صرف نمود و در نهایت در مدت 20 دقیقه به کمپ اصلی رسید.

در همین سال تیری رنارد کوهنورد فرانسوی نیز با اسکی از قله فرود آمد.

در 1958 نخستین تیم تجاری پایش به گاشربرومII باز شد. در این سال همچنین شیرخان سومین صعود خود بر روی این کوه را صورت داد.

در 1995 کارلوس کارسولیو  توانست با صعود از مسیر غرب یال جنوب غربی قله را صعود نماید. در این سال همچنین ژان کریستوف لافائل کوهنورد فرانسوی تنها در مدت 4 روز گاشربروم II و I را به صورت آزاد صعود نمود.

در 1997آناتولی بوکرایف کوهنورد توانمند قزاق این کوه را در مدت زمان 12 ساعت صعود کرد. وی راهنمای یک تیم تجاری بر روی این کوه بود. بوکرایف در زمستان 1997 بر روی آناپورنا گرفتار بهمن گردید و کشته شد.

امروزه گاشربروم دو بعنوان راحتترین 8000 متری قراقروم  یکی از پرطرفدارترین کوههای 8000 متری دنیا نیز می باشد و پس از اورست  و چوآیو  دارای بالاترین تعداد صعودها است.

 

نکته:

گاشربروم II در سال 1997 توسط تیم ملی کوهنوردی ایران فتح شد." رسول نقوی"،" محمد حسن نجاریان" و "حمید رضا اولنج" فاتحان قله بودند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 18:55  توسط سیامک  | 

شیشاپانگما

  (۱۴)

  شیشاپانگاما  Shisha pangama

Shisha pangama

 

نام کوه شیشاپانگما، گوزنتیان

ارتفاع 8027 متر، 26،289 فیت

موقعیت 28،35عرض شمالی

85،78 طول شرقی

محل قرار گیری تبت

بهترین ماههای صعود آوریل، می و آگوست، سپتامبر

اولین صعود 1964

نزدیکترین فرودگاه بین المللی کاتماندو، نپال

 

شیشتپانگما 8027 متر

تیغه هر لحظه نازکتر می شد. جبهه شمالی مملو از برف پودر بود و بسیار خطرناک و صعب العبور نشان می داد. جبهه جنوبی شیب بیشتری داشت و در هاله مخلوطی از سنگ و یخ محو و ناپدید می شد.

الکس مکین تایر

قله چهاردهم از نظر بررسی هندیها، سالهای متمادی در زبان سانسکریت به گوزنتیان Gosainthan مشهور بود، که به معنای مکان مقدس می باشد. وجود این نام سانسکریت برای کوهی در تبت کمی عجیب بود. اما اعتقاد بر این بود که نام کوه از کوههای مجاور یا دریاچه ای مقدس برای هندوان که در امتداد مرز نپال واقع شده و امتداد یافته گرفته شده.

اما شیشاپانگما به مفهوم نوک و کاکل کوهی برفراز چمنزار است، که البته نامی بس شاعرانه است. البته چینی ها معتقدند این نام آب و هوای بد معنا می دهد. پس از اشغال تبت توسط چینی ها تلاش شد تا نام "کوسنگ تسان فنگ" بر روی کوه نهاده شود. اما این تلاش شکست خورد و در نهایت همان نام تبتی شیشاپانگما رسمیت یافت. شیشاپانگما تنها قله 8000 متری مستقل در تبت می باشد.

شیشاپانگما نخستین بار در 1921 از فاصله حدود 45 کیلومتری توسط هیئت شناسایی انگلستان دیده شد، پس از آن هم مورد توجه تمامی هیئتهایی که برای صعود اورست به بخش جنوبی فلات تبت پای نهادند قرار گرفت.

در 1945 "اشنایدر و هارر "که از کمپ زندانیان جنگ دوم جهانی گریخته بودند این کوه را نقشه برداری کردند. سپس در 1945 "بیل تیلمن" انگلیسی تیمی کوچک را در جبهه غربی شیشاپانگما رهبری کرد. در این تیم تنسینگ نورگی که بعدها به همراه هیلاری نخستین صعود اورست را انجام داده بود نیز عضویت داشت. تا سال 1961 این کوه که در منطقه ممنوعه تبت بود تنها از دور توسط تعدادی زمین شناس عکسبرداری شد.

اما در 1961، زمانیکه سایر 8000 متریها فتح شده بودند، چینی ها تیمی را برای شناسایی عازم بخش شمالی کوه کردند. در 1963 تیم شناسایی تا 7160 متری کوه بالا رفت.

یکسال بعد یعنی در 1964 چینی ها با گروهی متشکل از 200 نفر شامل کوهنورد، باربر و البته تعدادی دانشمند علاقمند به محیط به منطقه بازگشتند. کوهنوردان این تیم از زمستان قبل در اردو بسر می بردند و نوعی کمپ نظامی از جمله اجازه گرفتن از مافوق و شنا کردن در آب سرد را تحمل نموده بودند.

آنها برای حمل راحتتر بار تا 5900 متر جاده احداث کردند و البته کار خود را با احداث یک سینما در کمپ 5900 کامل کردند.

تیم تا ابتدای تیغه 3 کمپ برپا کرد. دو کمپ نیز روی تیغه و تا 7700 متر برقرار شد. در 2 می 10 کوهنورد از جمله وانگ فوزو از اعضای تیم سال 1960 جبهه شمالی اورست که البته کمی بالاتر از کمپ 20 متر روی یخ سقوط کرد توانستند پس از 4.5 ساعت به قله برسند. آنها قله را هرمی برفی توصیف کردند که روی تیغه ای شرقی-غربی قرار گرفته. بعدها و با صعودهای بی شمار غربی ها به این کوه، صعود چینی ها همانند ادعای 1960 صعودشان در شب به اورست و قرار دادن نیم تنه مائو روی قله و البته با توجه به نداشتن عکس صعود، با شک روبرو شد. البته آنها عکسهایی داشتند که تنها کوهنوردان به همراه آسمانی آبی در آن مشخص بود. با اینحال شرح صعودشان نشان می داد آنها حداقل تا انتهای تیغه صعود کرده اند. با اینحال امروزه همچنان این صعود بعنوان نخستین صعود شیشاپانگما شناخته می شود. "چنگ تیان لیانگ"، "وانگ فوزو"، "ویوزونگیو"، سوجینگ (سرپرست تیم)، هانگ جان یان که همگی چینی بودند به همراه کوهنوردان تبتی" دوج"،" میما زاکسی"،" سنم دوج و یونگدن" نخستین فاتحان شیشاپانگما بودند.

پس از این صعود 16 سال هیچ کوهنوردی به شیشاپانگما نرفت تا اینکه در 1980 راههای تبت بر روی کوهنوردان بازشد. ژاپنی ها به جبهه شمالی اورست  رفتند و یک تیم آلمانی به رهبری گونتر استروم و مانفرد آبلین به شیشا پانگما آمد. در 7 می" میشل داچر"،" ولفگانگ شافر"،" گونتر استروم" و" فریتز زینتل" به قله رسیدند. 5 روز بعد نیز "سیگی هوپفر" و" مانفرد استروم" از همین تیم قله را فتح نمودند. در 1981 خانم جونکو تابای ژاپنی به همراه دو دو باربر چینی قله را صعود کرد تا همانند اورست نخستین زن فاتح شیشاپانگما هم باشد. یک ماه پس از ژاپنیها" راینهولد مسنر" و" فریدل موچلخنر" با کمی تغییر در مسیر عادی به قله رسیدند. این پنجمین 8000 متری مسنر بود. تیم آنها قصد داشت از مسیر جدید در جبهه شمالی صعود کند اما فرا رسیدن مونسن موجب شد تا آن دو به سرعت راهی مسیر عادی شده و پس از یک بیتوته در 6800 متر به قله برسند.

در 1982 "راجر باکستر"، "الکس مکینتایر" و "داگ اسکات" با دو شب بیتوته بر روی مسیر جدید جنوب غربی به سبک آلپی قله را صعود کنند.

سال 1983 شیشاپانگما نخستین قربانی خود را گرفت. "فریتز لوشینگر" اولین فاتح لوتسه  در 1954 که کسی که در 59 سالگی دائولاگیری  را هم صعود کرده بود، در سن 62 سالگی بر اثر خیز ریوی در شیشاپانگما کشته شد.

تا 1987 صعودهای متعدد دیگری هم از مسیر عادی صورت گرفت، تا اینکه در 18 سپتامبر"جرزی کاکوسکا" و" آرتور" هاجرز با صعود مسیر جدید تیغه غربی قله را فتح نمودند. کاکوسکا  قسمتی از مسیر بازگشت را با اسکی طی نمود. با این صعود وی توانست بر همه قلل 8000 متری فائق آید و دومین شخصی باشد که پس از مسنر به این مهم دست میابد.

چند روز پس از صعود تیم لهستانی آلن هینکس انگلیسی(سیزدهمین فاتح 8000 متریها در سال2005) به همراه "استیو آنتیچ" از راهی نو در جبهه شمال غربی به قله رسیدند.

در 1989 تیمی یوگسلاو توانست دو مسیر جدید در جبهه غربی گشایش کند. در فصل پس از مونسن همین سال" ارهارد لورتان" و"یتک کورتیکا" و" ژان تیروله" توانستند مسیری نو در جبهه جنوبی بازکنند. البته این مسیر در بهار همین سال توسط یوگسلاوها تلاش ناموفی را شاهد بود اما کوهنوردان سوئیسی و لهستانی سرانجام از آن با موفقیت به قله رسیدند. البته آنها تنها تا قله مرکزی بالا رفتند. به همین دلیل لورتان برای ثبت قله اصلی شیشاپانگما در میان صعودهایش چند سال بعد مجددا به این کوه بازگشت.

در  1993 "کریستوف ویلیجکی" از مسیری نو در سمت راست مسیر 82 انگلیسیها با عبور از یخچالی پر شیب به قله رسید. ویلیچکی همچنین کوهنوردانی را که تا لبه فلات چوآیو بالا می آیند و تنها تا قله مرکزی صعود می کنند را به باد انتقاد گرفت. زیرا قله مرکزی چند متر از قله اصلی کوتاهتر بود و البته تا قله اصلی بیش از 2 ساعت راه ناهموار باقی بود.

در همین سال "ژان کریستوف لافائل" بشکل انفرادی قله مرکزی شیشاپانگما را صعود کرد اما بدلیل طوفان نتوانست به قله اصلی برسد. او دو روز بعد مسیری نو را در سمت راست جبهه شمالی صعود کرد و با رفتن به روی تیغه شرقی به قله رسید ولی بازهم کمبود زمان مانع شد تا مسیرش را به قله اصلی ادامه دهد. او برای این تلاش جایزه معتبر "کریستال طلایی" را از فدراسیون کوهنوردی فرانسه دریافت نمود.

در سال 95 ارهارد لورتان برای صعود قله اصلی به شیشاپانگما بازگشت و توانست به شکل انفرادی دو روزه از کمپ اصلی قله اصلی را صعود نماید.

در 1999 همچنین مرگ" الکس لو" بهترین کوهنورد آمریکا و "دیوید بریجدر" بر اثر سقوط بهمن بار دیگر نام شیشاپانگما را بر سر زبانها آورد. "کنراد آنکر"(کسی که موفق شد پس از 75 سال جسد مالوری را در اورست بیابد) دیگر عضو این گروه بود که از این حادثه جان سالم به در برد.

در پائیز  2004  "لافائل" مجددا به شیشاپانگما بازگشت و توانست قله اصلی این کوه را از مسیر دشوار اسکاتلندیها (مکینتایر، باکستر و جونز) در جبهه جنوبی در تاریخ 11 دسامبرفتح نماید. وی صعود خود به شیشاپانگما را در 11 نوامبر آغاز و پس از فتح قله در 15 دسامبر به پایان رساند. این نخستین صعود زمستانی شیشاپانگما از نظر نپالیها به شمار می رفت. البته در روز 14 ژانویه "سیمون مورو "و" پیوتر موراوسکی" کوهنوردان ایتالیایی توانستند شیشاپانگما را فتح نمایند. در اینکه آیا صعود لافائل زمستانی محسوب می گردد در میان اروپائیها اختلاف نظروجود دارد اما نپالیها ماههای دسامبر، ژانویه و فوریه را ماههای فصل زمستان می دانند. آنها برخلاف اروپائیها صعود لافائل را اولین صعود زمستانی شیشاپانگما به حساب می آورند و باز هم کریستال طلایی به لافائل اهدا شد. در صعود به شیشاپانگما، لافائل 90 درصد مسیر را به شیوه کاملا آلپی طی کرد و تنها از 300 متر طناب ثابت استفاده نمود که 200 متر آن در ارتفاع 7000 تا 7200 کار گذاشته شد و 100 متر هم بر روی شکافهای ژرف یخچال جنوبی شیشاپانگما نصب گردید. مسیر صعود به جبهه جنوبی 2200 متر طول داشته و درجه سختی آن VII ثبت گردیده با شیب یخ 80 درجه و شیب ترکیبی مسیر(سنگ و یخ) 55 درجه بود. وی همچنین در میان 6 کاندیدای کسب جایزه کلنگ طلایی Pioletd’or برای صعود به شیشاپانگما قرار گرفت اما موفق به کسب آن نشد.

بدون شک امروز شیشاپانگما بعنوان یک 8000 متری محبوب کوهنوردان و گردشگران را به تبت جذب می کند. در نتیجه تیمهای تجاری زیادی نیز به این کوه روی آورده اند و احتمالا این کوه پس ازاورست ، چوآیو ، گاشریروم  IIمحبوبترین و پر صعودترین 8000 متری می باشد.

 

نکته

تیم ملی کوهنوردی ایران  در بهار 1379 پس از فتح چوآیو به شیشاپانگما رفت و سه عضو این تیم در 7 خرداد موفق به فتح قله شدند.

 الف- شیشاپانگمای مرکزی 8012 متر

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 18:50  توسط سیامک  | 

آفریقا

 

  آفریقا

قاره آفریقا با 30،065،000 کیلومتر مربع حدود 20% از سطح کره زمین را پوشانده. این قاره دارای جمعیتی بالغ بر 877،500،000 نفر می باشد. بلندترین نقطه آفریقا قله اوهورو Uhuru می باشد که بر روی آتشفشان کلیمانجارو واقع است.

طویلترین رودخانه آفریقا نایل Nile دارای 6690 کیلومتر وسعت در کاگرا قرار دارد.

بزرگترین دریاچه آفریقا ویکتوریا بوده و با 69،485 کیلومتر مربع وسعت در تانزانیا واقع است.

کشور سودان با 2میلیون و 376،000 کیلومترمربع وسعت بزرگترین و کشور سیسچلیس با 270 کیلومتر مربع وسعت کوچکترین کشورهای آفریقا هستند.

45% مردم این قاره مسیحی، 40% مسلمان و 15% دارای سایر مذاهب بویژه بت پرست هستند.

کوههای آفریقا

شمال آفریقا

در شمالی ترین بخش آفریقا کوههای اطلس بعنوان بلندترین کوههای شناخته می شوند. چین خوردگی های این رشته کوه تا بیش از 1500 کیلومتر گسترده شده که از مراکش، تونس و الجزایر عبور می کند. بلندترین کوههای ایت بخش در غرب کوههای اطلس قرار دارند. برغم کمبود مسیر، دسترسی به این کوهها چندان دشوار نیست. مسیرها کوتاه و مالرو بوده، قابل شناسایی هستند، راهنماهای زیادی منطقه را می شناسند و حیوانات براحتی بارها را حمل می کنند. بلندترین قله شمال آفریقا کوه توبکال Toubkal 4165 متر می باشد که درست در 75 کیلومتری جنوب شهر مراکش قرار دارد. این کوه دارای رخهایی پرشیب و صخره ای بوده، جنس سنگهایش از گرانیت است و چندین قله فرعی بالای 4000 متر آنرا احاطه کرده اند. در تابستان منطقه بسیار گرم است، اما زمستانهایش پر برف و خشن همراه با برف سنگین می باشد. قله های بلند تا مدتها توسط کلاهکی از برف پوشیده اند، اما این کوهها فاقد یخچالهای طبیعی هستند. درزمستان و بهار حد فاصل فوریه تا می بهترین فصول کوهنوردی بر روی این کوهها می باشد، زیرا برغم گرم تر شدن هوا برف کوهستان هوا را بسیار مطبوع می نماید. البته در اوایل پائیز و پیش از شروع فصل بارشها نیز شرایط برای کوهنوردی کاملا مهیا است.

توبکال 4165 متر

اولین صعود کوه در 6 فوریه سال 1923 توسط V.Berger, H.Dolbeau و Marquis Segonzac صورت گرفت. البته این احتمال نیز وجود دارد که قله این کوه پیشتر توسط افرادی محلی صعود شده باشد، اما اطلاع دقیقی از آن در دست نیست.

 

شرق آفزیقا

در این بخش از آفریقا بدلیل بلند و در دسترس بودن و همچنین توجه زیاد به کوههای این بخش اطلاعات زیادی در دست می باشد.

کلیمانجارو

کوه کلیمانجارو رفیعترین کوه آفریقا آتشفشانی است خاموش در کشور تانزانیا و در مرز این کشور با کنیا.

اما تانزانیا با 945،087 کیلومتر مربع وسعت، در حاشیه غربی اقیانوس هند و جنوب خط استوا قرار دارد. این کشور با حدود 25 میلیون نفر جمعیت دارای حکومت جمهوری است. نژاد مردم آن سیاه، 31% مسلمان، 25% مسیحی و سایرین بت پرست می باشند. زبان رسمی مردم تانزانیا سواحلی و انگلیسی است و پایتخت آن دارالسلام است. همچنین زنگبار از شهرهای مهم و توریستی تانزانیا می باشد. این کشور در 1964 از اتحاد دو کشور زنگبار و تانگانیگا بوجود آمد و همان سال به عضویت سازمان ملل در آمد. واحد پول این کشور شیلینگ تانزانیا می باشد.

تانزانیا با در اختیار داشتن حیات وحشی اعجاب انگیز فخر قاره سیاه به شمار می رود. پارک ملی تانزانیا از جمله مکانهای نادری است که هنوز بشر نتوانسته آنرا کاملا تخریب نماید و بازدید از آن شانس بزرگی است برای انسانهای عصر حاضر وجود حدودا 3000 راس شیر در سیلوسSelous و باقی مانده شامپانزه ها در ماهال Mahale و گومبی Gombe و همینطور میلیونها حیوان اهلی و وحشی در پارک ملی سرنگیتی، تانزانیا را به یکی از استثنایی ترین نقاط دنیا تبدیل نموده.

کلیمانجارو، کوه خداوند

بلندترین کوه آفریقا با 5895 متر، 19،340 فیت ارتفاع، آتشفشانی است نیمه خاموش با کلاه خودی از برف بر تاجش. این کوه جزو قلل هفتگانه دنیا به شمار می رود(بلندترین قلل هفت قاره). دسترسی راحت به کوه باعث هجوم کوهنوردان ، ماجراجویان و جهانگردان به این مکان شده. تنوع مسیرهای صعود، وجود راهنمایان خبره محلی و باربران پرتوان صعود کوه را بسیار راحت و مطمئن می نماید. وجود جاذبه های فراوان در یک نقطه موجب شده تا کلیمانجارو را بدرستی کوه خداوند بنامند.

بلندترین نقطه کوه اوهورو می باشد، شکل کوه نیز بدلیل مستقل بودن این آتشفشان به شکل نیمه گنبدی می باشد و از دوردستها براحتی قابل مشاهده است. در کنار این کوه، کوه مونزی Mawenzi با 5149 متر ارتفاع قله ای است دندانه دار و مستقل در کیبو Kibo که توسط یک گردنه از قله اصلی جدا شده. فلات مابین دو کوه به بیابانی می ماند که 5 کیلومتر وسعت دارد. هر دو کوه فاقد صخره های قابل ذکر می باشند. 7 مسیر راه پیمایی بر روی کلیمانجارو، که البته برخی از آنها بسیار دور افتاده اند که در کنار چشم انداز زیبای یخچال هیم Heim و دیواره بریچ Breach در رخ جنوب غربی کیبو چندان به چشم نمی آید. تمامی رخهای کوه پر شیب بوده و برف و یخ در آنها به چشم می خورد.

نخستین صعود کلیمانجارو در 1889 توسط هنس میر Hans Meyer و لودویک پورشلر Ludwig Purtscheller صورت گرفت.

مسیر مارانگو

شروع مسیر از ارتفاع 1980 متری می باشد که با داشتن راهی پهن به جان پناه ماندارا در 2700 متری می رسد(4 ساعت). کمی پس از ترک ماندارا، درختان بلند بمرور جایشان را به بوته ها می دهند، و بعد جان پناه هورومبو در ارتفاع 3700 متری(5ساعت). گیاهان بمرور محو شده و در مسیر آب کمتری به چشم می خورد. با عبور از یک گردنه به جان پناه کیبو در 4703 متری می رسیم، که در زیر شیب تند کیبو قرار دارد(5 ساعت). نیمه های شب گروهها جان پناه را به سوی دهانه آتشفشان ترک می کنند، تا این قسمت حدود 5 ساعت صرف می شود. از اینجا تا نک اوهورو نیز 1.5 ساعت زمان لازم است تا بام آفریقا فتح گردد.


مسیر ماچامی

از پست نگهبانی پارک ملی در ارتفاع 1900 متری تا جان پناه مچامی در مجموع حدود 5 ساعت زمان لازم است. در بالای این قسمت با عبور از دره ای کوچک و با عبور از علفزار به ابتدای رودخانه می رسیم. با تراورس به غرب و سپس ادامه دادن آن به سمت شمال در ارتفاع 3800 متری به جان پناه شیرا می رسیم. در نهایت با عبور از کنار گدازه ها و برجهای صخره ای در سمت شرق پس از 3.5 ساعت به بام کوهستان می رسیم.

ژانویه و فوریه در تابستان نیمکره جنوبی و همچنین آگوست و سپتامبر در زمستان این نیمکره بهترین ماههای صعود این قلل به شما می روند، زیرا در این ماهها از بارانهای سیل آسای منطقه که بویژه در آوریل، می و نوامبر جاری است، خبری نیست.

کوه کنیا

نام کوه کنیا

ارتفاع 5199 متر، 17057 فیت

موقعیت 0.15- عرض شمالی

37.3 طول شرقی

محل قرار گیری نپال، تبت

بهترین ماههای صعود ژانویه، فوریه، آگوست سپتامبر

نزدیکترین فرودگاه بین المللی نانیوکی، کنیا

اولین صعود 1899

  

کوه کنیا

دومین کوه مرتفع آفریقا کوه کنیا واقع در کشور کنیا و در 70 مایلی ازشمال نایروبی و 10 مایلی جنوب خط استوا قرار دارد.

کشور کنیا با 582،646 کیلومتر مربع وسعت حدود 20 میلیون نفر جمعیت دارد. پایتخت این کشور نایروبی است.

کوه کنیا با فاصله نچندان دور از کلیمانجارو با گستره ای حدود 60 کیلومتر مربع قرار گرفته. یالهایی پر شیب با نمایی از سنگ و یخ به کوه جلوه ای بس تماشایی داده، قلل متعددی دورادور کوه را فراگرفته اند. باتیان Batian با 5199 متر ارتفاع بلندترین نقطه کوه به شمار می رود. نیلیونNelion 5188 متر، لنیان Lenan 4958 متر، پیگوت Piggott 4957 متر، دوتون Dutton 4885 متر، جوهن John 4883 متر از رفیعترین نقاط کوه کنیا به شمار می روند. در این بین بجز باتیان، لنانا و نیلون که قله های مرکزی هستند، سایر قلل فنی بوده و دسترسی به آنها بسیار دشوار می باشد. کنیا در مجموع آتشفشانی است مسن تر از کلیمانجارو.

ژانویه و فوریه در تابستان نیمکره جنوبی و همچنین آگوست و سپتامبر در زمستان این نیمکره بهترین ماههای صعود این قلل به شما می روند، زیرا در این ماهها از بارانهای سیل آسای منطقه که بویژه در آوریل، می و نوامبر جاری است، خبری نیست.

جنوب آفریقا

مولانجی Mulanjie طولانی ترین توده گرانیتی در مالاوی می باشد. کشوری کوچک در جنوب تانزانیا، شمال شرقی زامبیا و شمال موزامبیک. این توده در دشتهایی فراخ، سر از زمین بیرون آورده و بلندترین نقطه آن با 3000 متر ارتفاع قله ساپیتوا Sapitwa نام دارد. کوه مولانجی در دشتهایی بسیار گرم و البته در میان جنگل سرو قرار دارد.

دراکنزبرگ Drakensberg بزرگترین رشته کوه در جنوب آفریقا می باشد، که صدها مایل از لبه جنوب شرقی این بخش از قاره را فرا گرفته. بخشهای عمده رشته کوه از جنس بازالت است و در طی هزاران سال فرسایش بخشهای عمده ای از سنگهای آنرا تغییر حالت داده. بلندترین بخشهای این رشته در حدفاصل لسوتو تا استان ناتال آفریقای جنوبی قرار دارد.

برخی از قلل مهم این رشته کوه عبارتند از:

کوه 3282 آئوکس متر

کوهCowl 3234 متر

کوهCathedral 3004 متر

همچنین بلندترین کوه آفریقای جنوبی Thabana Ntlenyana دارای 3482 متر ارتفاع می باشد.

وسیع و پهناورترین کوه Tabel 1087 متر ارتفاع داشته و در گوشه جنوب غربی آفریقا قرار دارد که به کیپ تاون (پایتخت آفریقای جنوبی) می رسد.

ماداگاسکار جزیره ای است بسیار بزرگ در اقیانوس هند، با وسعت 380 کیلومتر، در جنوب شرقی قاره آفریقا. در باریکه ای از ساحل این جزیره رشته کوهی سر برآورده که جنس سنگهای آن از گرانیت می باشد. Maromokotro با 2878 متر، Ankaratara 2643 متر و Pic Boby 2658 متر ارتفاع بلندترین نقاط این رشته کوه هستند. در اطراف این کوهها، شهرها و روستاها با جمعیت زیاد پراکنده اند .

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 23:52  توسط سیامک  | 

پامیر

 

پامیرPamir 

سرزمین مرتفع پامیر، قلب آسیا، مرز قاره و بام جهان نامیده می شود. بخش میانی منطقه بیش از 60000 کیلومتر مربع وسعت دارد که 8000 کیلومتر مربع آن را یخچال تشکیل داده.

این رشته کوه واقع در کشور تاجیکستان، در شمال شرقی افغانستان و جنوب غربی ایالت سینکیانگ چین می باشد. رشته کوهی با چندین قله بالای 6000 متر ارتفاع. این رشته کوه همچنین دارای پیوستگی با رشته کوههای تیان شان، قراقروم، کولان شان و هندوکوش می باشد.

پامیر دارای زمستانهایی بسیار سرد وسخت و تابستانی خنک است با مناطقی پوشیده از جنگل.

وجود چندین یخچال طویل از جمله یخچال "مورغاب" به طول 231 کیلومتر که طویلترین یخچال دنیا به شمار می رود از شاخصه های این منطقه به شمار می رود.

"یخچال فدچنکو" به طول 70 کیلومتر نیز یکی از بزرگترین یخچالهای جهان به شمار می رود. ارتفاعات کوهستانی پامیر بخش عظیمی از خاک تاجیکستان را فرا گرفته است. جناح های جنوبی پامیر به منطقه عمومی مرغاب در خاک چین وارد می شوند. زبانه های جنوبی رشته کوه به بخشی از رشته کوه هندو کش متصل است. همچنین پامیر از شمال در خاک قرقیزستان به "کوههای آلای" می رسد.

رشته کوه پامیر از مناطق نسبتا مرتفع و مجزایی تشکیل گردیده که شامل مناطق زیر می باشد.

1- رشته کوه اطراف فدچنکو با قلل معروف سامانی (کمونیسم) 7495 متر و کورژنفسکایا 7105 متر.

2- رشته کوه قراتا با قلل مایا کوفسکی 6096

3- رشته کوه قزل سو در جنوب شهر سارق داش با قله بو علی سینا (لنین)

4- رشته کوه بدخشان با قله ودارا 6233 متر

5- رشته کوه زرافشان با قله تارگا 5487 متر 

بلندترین قله پامیر

کوه" سامانی" با 7495 متر ارتفاع بلندترین قله رشته کوه پامیر بوده و در فاصله 500 کیلومتری از جنوب سمرقند، 300 کیلومتری شمال تیریچ میر و 60 کیلومتری جنوب غربی کوه لنین واقع است. این کوه در حصاری از یخچالهای مهم جهان همچون "فدچنکو" واقع است.

در سال 1933 یک گروه تحقیقاتی همراه با چندین دانشمند و 29 کوهنورد زبده به رهبری آبلاکف پس از روزها تلاش و تحمل سختی موفق شدندبه قله کمونیسم برسند.

در تاریخ آمده نام پامیر نخستین بار توسط "مارکوپلو" جهانگرد ونیزی در خاطراتش ذکر شده، وی در سال 1271 میلادی از این منطقه بازدید کرده بود. اما مستند ترین پیمایش پامیر شاید مربوط به "پیر بونووالت" جهانگرد فرانسوی در سال 1886 باشد که از شمال تا جنوب پامیر را طی کرد .

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 23:48  توسط سیامک  | 

هیمالیا

 

هیمالیا، سرزمین برف   Himalaya

Himaliya

 

منشا شکل گیری هیمالیا و تبت


نتایج تحقیقات دانشمندان آلمانی نشان می دهد که در حدود
۱۴۰ میلیون سال قبل هند با یک سرعت بسیار زیاد به به طرف آسیا حرکت و پس از برخورد رشته کوه هیمالایا و فلات تبت را ساخته است. دانشمندان موسسه زمین شناسی "پتسدام" که نتایج تحقیقات خود را در مجله نیچر منتشر کرده اند، کشف کردند که شبه قاره هند در ۱۴۰ میلیون سال قبل و پس از جداشدن از آفریقا و استرالیا با یک سرعت بسیار زیاد به قاره آسیا برخورد کرده و هیمالایا و تبت را شکل داده است. این کشف می تواند درخصوص سرعت صفحه تکتونیک هند توضیح دهد.درحقیقت این صفحه نسبت به دیگر صفحات تکتونیکی که ابر قاره " گوندوانا" را می سازند باریکتر است. به گفته این زمین شناسان، درحدود ۲۰۰ میلیون سال قبل و زمانی که قاره "پانگائا" شروع به تقسیم کرد، بخش شمالی با عنوان " لائورازیا " و بخش جنوبی با عنوان " گوندوانا " شکل گرفتند. گوندوانا در حدود ۱۴۰ میلون سال قبل قاره های آمریکای جنوبی، آفریقای جنوبی، استرالیا و قاره جنوبگان را تشکیل داد. این دانشمندان معتقدند در دوره کرتاسه از ۱۶۵ تا ۳۵ میلیون سال قبل صفحه تکتونیکی هند با سرعت بسیار زیاد، درحدود ۲۰ سانتی متر در سال حرکت کرد و سرانجام در حدود ۵۰ میلیون سال قبل با آسیا برخورد کرد. در این دوره صفحات استرالیا و آفریقا با سرعت کمتری یعنی درحدود ۵ سانتی متر در سال حرکت کردند و قاره جنوبگان بدون حرکت برجای خود ثابت ماند.تیم تحقیقاتی راینر کایند از موسسه پتسدام آلمان با اندازه گیری زمانی که امواج زمین لرزه ای از طریق لایه های عمیق تر به زیر پوسته زمین رسیدند، صفحاتی را که " گوندوانا " را می سازند بررسی کردند. به این ترتیب کشف کردند که پلاک هند به طرز شگفت انگیزی باریک است. در حقیقت در آفریقای جنوبی، استرالیا و جنوبگان " لیتوسفر" بین ۱۸۰ تا ۳۰۰ کیلومتر عمق دارد این درحالی است که در هند عمق این لایه تنها ۱۰۰ کیلومتر است. لیتوسفر از پسته زمین و قسمتی از جبه ساخته می شود.این دانشمندان نشان دادند که در اثر این برخورد هیمالایا و تبت ساخته شده اند


هیمالیای بزرگ

 

رشته کوه هیمالیا به طول 2400 کیلومتر معروفترین، بلندترین و جوانترین رشته کوه آسیا به شمار می آید که شمال شرق پاکستان (پنجاب)، شمال هند (گاروال)، جنوب تبت، کشور نپال و بوتان و ایالت سیکیم هند را در بر می گیرد. این رشته کوه در شمال با فلات مرکزی آسیا و در جنوب با جلگه حاصلخیز هند هم مرز می باشد. (در اصل هیمالیا را پیوند دهنده 6 ملیت اطرافش می دانند، که عبارتند از: بوتان، چین، هند، نپال، پاکستان و افغانستان).

10 کوه از 14 کوه مرتفع دنیا در این رشته کوه واقع شده (4 کوه دیگر در رشته کوه قراقروم قرار دارند). هیمالیا را همچنین سرچشمه سه حوزه آبی بزرگ دنیا یعنی حوزه آبی ایندوس، شاخه های حوزه براهماپوترا و حوزه یانگ تسه می دانند، که برآورد می شود حدود 750 میلیون انسان در حاشیه آبی از آن بهره مند می شوند.

اما گستره 2400 کیلومتری هیمالیا از نانگاپاربات در غرب (در پاکستان) تا نامچه باروا در شرق کشیده شده. ضمن آنکه پهنای این رشته کوه از 250 تا 300 کیلومتر متغیر می باشد. البته این پهنه شامل سه رشته موازی است که از لحاظ ارتفاع و موقعیت جغرافیایی با یکدیگر متفاوتند.

جوانترین این رشته ها دامنه و ریشه هیمالیا با حدود 1200 متر ارتفاع از سطح دریا می باشد. بخش بیرونی این رشته بر اثر فرسایش منطقه طی سالیان متمادی پدیدار شده. به موازات این بخش کوه پایه های هیمالیا با ارتفاع متوسط 2000 تا 2500 متر در مرکز این رشته کوه قرار دارد. در نهایت هیمالیای بزرگ در شمالیترین بخش این رشته کوه عظیم با قللی بالاتر از 6000 متر سر برآورده است. این بخش پیرترین قسمت هیمالیا را تشکیل می دهد، که از مهمترین قلل این منطقه می توان به اورست، کی2 و کانچن چونگا اشاره نمود.

از نظر جغرافیایی نیز بخش اعظمی از نپال و بوتان، ایالت بالتیستان پاکستان، جامو و کشمیر، هیمال پرادش، اوترانچال، سیکیم و آرونچال پرادش در هند در منطقه اصلی هیمالیا قرار دارند. ضمن آنکه بخش کوچکی از جنوب شرقی تبت نیز در هیمالیا واقع است (گرچه در برخی تعاریف فلات تبت را جدا از هیمالیا به حساب می آورند).

 

 

هیمالیای مرکزی نپال Central Nepal Himalaya

 

کشور کوچک و سلطنتی نپال در بخش جنوبی از هیمالیای مرکزی قرار دارد. قسمت اعظمی از بی نظیرترین کوههای دنیا در این کشور واقع شده اند، شامل 8 قله از 14 قله 8000 متری دنیا. که البته نهمین قله 8000 متری نزدیک به نپال، شیشاپانگما بوده و در تبت قرار دارد. جمعیت نپال از چندین قوم شکل گرفته، و بخش بزرگی از آنها را شرپاها تشکیل می دهند که البته سالها قبل از تبت به نپال مهاجرت نموده اند و البته در مرزها شمالی نپال ساکن می باشند. کلام مقدس Om Mani Padme Hum همه جا به گوش می رسد و پرچم تبت در هر سو برافراشته شده. البته مذهب اصلی مردم نپال هندو می باشد و بودائیان تنها در نوار شمالی ساکن هستند. شرپاها در ارتفاع بالای 4000 متر ساکن هستند و عمدتا علاوه بر کشاورزی به اموراتی نظیر راهنمایی گردشگران و کوهنوردان می پردازند.

از نظر موقعیت می توان هیمالیای نپال را به بخشهای ذیل تفکیک کرد:

منطقه " کانجن جونگا " واقع در شرق هیمالیای نپال

هیمالیای "خومبو روالینگ": شامل قلل "اورست، چوآیو، لوتسه و ماکالو"
هیمالیای " ماناسلو" ، شامل:
 "ماناسلو، هیمال چولی و ناگادی چولی"
"آناپورنا هیمال" شامل: "دائولاگیری 1 تا 5 " و "تکوچه"

 

هیمالیای پنجاب Punjab Himalaya

 

هیمالیای پنجاب در جنوب آسیا و البته مابین هند و پاکستان قرار دارد. بخش اعظم پنجاب دشتهایی است که به کوهستانهای شمال محدود می شوند. دسترسی به مناطق کوهستانی در پاکستان از طریق راولپندی و در هند از سریناگار (مرکز ایالت جامو و کشمیر) می باشد. مهمترین و معروفترین کوه این رشته بی شک  نانگاپاربات8125 مترمی باشد که غربی ترین کوه 8000 متری به شمار می رود، و البته نون کون 7135 متر نیز از قلل مهم و معروف این رشته است.

 

بوتان Bhutan Himalaya

 

بوتان در زبان محلی نعره اژدها معنا می دهد. وسعت کوهستانهای این سرزمین برابر کشور سوئیس می باشد. این سرزمین در سرحد شرقی هیمالیا قرار دارد. سرزمین بوتان از چندین قله بالای 7000 متر و همینطور یخچالهایی عظیم شکل گرفته که بویژه در مرزهای شمالی آن مشهودند، و در کنار کوهها تپه های سرسبز و جنگلها سرزمینی سبز و پر آب را بوجود آورده. فرهنگ مردم بوتان نشات گرفته از دین بودایی می باشد و معابد باستانی در سراسر سرزمین پراکنده اند و البته سر و صدای راهبان هر از گاهی از این سرزمین به گوش می رسد. مراسم بودایی در حضور گردشگران و کوهنوردان هر از گاهی دیده می شود، گرچه این کشور در امر ورود توریست بسیار سخت گیر بوده و محدودیتهای زیادی برای ایشان وجود دارد. ضمن آنکه از سال 1996 هیچگونه مجوزی برای صعود به کوهنوردان داده نشده.

از قلل مهم بوتان می توان به قلل زیر اشاره نمود:

چومولهاری 7314 متر

جامیس فاولر پیک 7494 متر

کولا کانگری 7554 متر

 

هیمالیای آسام Assam Himalaya

 

هیمالیا آسام سنتی ترین بخش رشته کوه هیمالیا به شمار می رود که مابین شرقی ترین بخش مرز بوتان در غرب و خم بزرگ رودخانه تسانگ پو در شرق قرار دارد. قله نامچه باروا با 7782 متر بلندترین قله این منطقه می باشد و قلل مرتفع دیگر آن عبارتند از: گیالا پری که خواهر خوانده نامچه پاروا است، کانگتو و نگی کانگ سانگ. البته این منطقه همچنان برای علاقمندان ناشناخته است و از سوی خارجیها کمتر مورد بازدید قرار گرفته. نام آسام به معنای گمراه کننده است و بخشهایی از تبت و هند (آرونچال پرادش) را در بر می گیرد که البته مورد اختلاف دو کشور بوده ولی در حاکمیت هند است.

قله نامچه باروا بلندترین قله آسام هرمی غول آسا از یخ است، که به شکل منفرد بر بلندای جنگلها و کوه پایه های آسام سر برآورده و شرقی ترین قله مرتفع هیمالیا به شمار می رود (حدود 250 مایلی شمال شرقی بوتان). رودخانه تسانگ پو، سه وجه نامچه پاروا را در بر دارد و قله گیالا پری، خواهر خوانده آن در سوی دیگر رودخانه قرار گرفته است. نخستین صعود نامچه پاروا نیز در سال 1992 توسط کوهنوردان ژاپنی صورت گرفت.

 

هیمالیای گاروال Garhwal Himalaya

 

بخش گاروال پیشتر جزو مستعمرات انگلستان بود و اینک جزوی به ایالت اوتارپرادش می باشد. گاروال به بخشهای کوچکتری نیز تقسیم می شود که عبارتند از: چومولی، پائوری گاروال و رودراپرایاگ. در نقشه ها از بخش گاروال با نام هیمالیای کومان نام برده شده. کوههای پوشیده از برف و یخچالهای اطراف آن دره لوش گانگوتری را احاطه نموده. این ناحیه حدود 250 کیلومتری شمال دهلی قرار دارد. در بخش گاروال بیش از 100 قله بالای 6000 متر قرار دارد. بلندترین کوه منطقه ناندادی وی 7817 متر و کمت 7756 مترمی باشند.

از این ناحیه رودهای زیادی سرازیرند که همگی رود مقدس گنگ را آبیاری می نمایند. بر اساس افسانه های هندیها "هیمالیا نه تنها منشا گنگ، که محل تولد خدایان می باشد". زائران رودخانه را تا ابتدای دره به سمت یخچال گانگوتری می پیمایند و عبادت می کنند. روستاهای بدرینات و جوشیمات در جنوب غربی قلل کمت و ناندادیوی، مرکز مذهبی بوده و زائران برای عبادت در آنجا تجمع نموده، با آب مقدس استحمام می کنند.

آب و هوای بخش شمالی منطقه خشک بوده و زمینها لم یزرع می باشند. در مقابل بخش جنوبی دره پر آب و سرسبز می باشد.

 

هیمالیای سیکیم Sikkim-Eastern Nepal Himalaya

 

این منطقه پیشتر مستقل بود ولی اکنون بخشی از خاک هند به شمار می آید. مردم ایالت سیکیم بودایی بوده و بوسیله نپال در غرب و بوتان در شرق محصور شده است. ایالت سیکیم برغم کوچک بودن از قلل زیادی با بیش از 6000 متر ارتفاع شکل گرفته، که البته وجود کوه عظیم کانچن چونگا با ارتفاع 8586 متر بعنوان شرقی ترین قله 8000 متری از ویژگیهای این منطقه به شمار می آید. این کوه مرتفع که از چندین قله 7 و8000 متری شکل گرفته در غرب سیکیم و هم مرز با نپال می باشد. مرکز این ایالت شهر دارجلینگ می باشد.

از قلل مرتفع این ایالت می توان به قلل زیر اشاره نمود:

ژانو 7710 متر

کابرو 7317 متر

کانچن چونگای جنوبی 8476 متر

کانچن چونگا مرکزی 8586 متر

کانچن چونگای شمالی 7741 متر

نارسینگ 5800 متر

کانچن چونگای غربی (یالون کانگ) 8505 متر

زموگپ 7780 متر

پیدایش هیمالیا

حدود 70 میلیون سال قبل شبه قاره هند از قاره جنوبگان جدا شد و به فرمان خداوند سفری طولانی را برای خلق رفیعترین کوههای جهان آغاز نمود. این سفر که از میان دریایی عظیم به نام تتیس صورت می گرفت 50 میلیون سال به طول انجامید (حرکتی حدود 15 سانتیمتر در سال) و با برخورد صفحه عظیم هند به قاره "اوراسیا" به پایان رسید. بر اثر این برخورد لبه جنوبی قاره اوراسیا (فلات تبت) بالا آمد و رشته کوهی را خلق کرد که حدود 2400 کیلومتر طول دارد و اکنون آنرا با نام هیمالیا (به معنای سرزمین برف) می شناسیم.
اما بر اثر این برخورد دریای تتیس هم ناپدید شد. دریایی که امروزه رسوبات کف آنرا می توان در رفیعترین سطح قله اورست یعنی ارتفاع 8000 متری کوه ومحلی بنام نوار زرد مشاهده کرد، جالب است بدانیم در دهه 70 و 80 میلادی سنگواره هایی متعلق به 50 میلیون سال قبل در این محل کشف شد که مربوط به موجودات آبهای کم عمق دریا بود.

ضمنا آنکه فشار صفحه هند به آسیا همچنان ادامه داشته و سالی حدود 67 میلیمتر در دل قاره نفوذ می نماید، که در طول 10 میلیون سال این حرکت موجب حدود 1500 کیلومتر جابجایی می باشد. این جابجایی در سطوح پائین حدود 2 سانتیمتر و در هیمالیا حدود 5 میلیمتر می باشد، که آثار آنرا می توانبشکل زلزله های گاه به گاه مشاهده نمود.

 

کوههای سپید و سیاه

 

هیمالیا ازنظر جنس از دو نوع کوه تشکیل شده است، کوههای سیاه وکوههای سپید. کوههای سیاه قللی هستند که از رسوبات کف دریای تتیس شکل گرفته اند و کوههای سپید قللی هستند که سطح سیاه آنها بر اثر فرسایش از میان رفته و لایه هایی از سنگهایی همانند گرانیت در آنها یافت می شود. قللی نظیر" ماکالو " و "ماناسلو " از این جمله کوهها می باشند، در حالیکه اورست همچنان دارای سطحی از لایه های سیاه رنگ کف دریا است، و این تفاوت اورست را از سایر کوههای عظیم ولی کوچکتر از خود متمایز میکند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 23:44  توسط سیامک  | 

قراقروم

 

قراقروم( به معنای کوههای سیاه)   Karakoram

karakoram                

رشته کوه قراقروم در شمال شرق پاکستان، شمال هند، غرب هیمالیای نپال(لبه غربی هیمالیا) قرار گرفته و بوسیله رود ایندوس از هیمالیا جدا می شود، با این حال اغلب بخشی از هیمالیا خوانده می شود. شکل کوههای قراقروم عمدتا بسیار تیز و صخره ای می باشد و حتی کوههای برفی آن نیز از برجهای یخی غیر قابل دسترس شکل گرفته. صعود اکثر کوههای قراقروم بسیار دشوار می باشد.

قراقروم دارای آب و هوای خاص خود می باشد، این امر بخصوص در منطقه بالترو و( قله کی2 ) کاملا مشهود است. ماههای جون، جولای و آگوست بهترین ماههای صعود به قلل این منطقه است. معروفترین کوه این رشته بی شک کی2 می باشد که علاوه بر ارتفاع بلندش 8611 متر، بعنوان سرسختترین کوه دنیا نیز شناخته می شود. این کوه به کوه کوهها نیز معروف است و تمامی مسیرهای آن دارای دجه سختی بسیار بالایی است.

( گاشربروم 2 ) با 8035 متر ارتفاع کوتاهترین 8000 متری قراقروم و سیزدهمین کوه دنیاست که بعنوان یکی از راحت ترین کوههای 8000 متری همواره مورد توجه می باشد. این کوه بر روی رشته کوه گاشربرومها و در کنارهیدن پیک ( گاشربروم 1 ) قرار گرفته که با 8068 متر یازدهمین کوه دنیا می باشد. کمپ اصلی و کمپ 1 این دو کوه مشترک است.

( برودپیک ) دیگر کوه 8000 متری قراقروم بوده و با 8047 متر رتبه دوازدهم را در دنیا دار است.

علاوه بر غولهای 8000 متری شاید بتوان از" راکاپوشی" 7788متر، "اگری" 7285 متر، " اسپانتیک" 7027 متر، "ترانگوتاور" 6231 متر و....... بعنوان کوههای افسانه ای این رشته کوه یاد کرد.

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 23:33  توسط سیامک  | 

هندو کش

 

   هندو کش  Hindu Kush

    Hindu Kush

 کلمه هندو کش از زبان پارسی بر این منطقه نهاده شده و به معنای کشنده یا قاتل هندوها می باشد ، این کلمه به سرمای کشنده منطقه و مرگ هندیها بر اثر سرما اطلاق می گردد. پیشتر کوهستان این منطقه را هندو کوه نیز می نامیدند که کاملا برگرفته از زبان پارسی می باشد. رشته کوه هندوکش در جنوب غرب رشته کوه پامیر واقع شده است. این رشته کوه کم و بیش در مرز افغانستان و پاکستان قرار دارد. بطور کل اطلاعات زیادی نیز از کوههای این منطقه در دست نیست و کوههای زیادی را نیز می توان در این رشته یافت که همچنان صعود نشده و بکر مانده اند. این رشته کوه که از شرق به غرب گسترده شده کم و بیش در مرز افغانستان و پاکستان قرار دارد. بخش شرقی این رشته کوه عموما دایره وار و البته بکر و وحشی می باشد که با ارتفاعی نزدیک به 5500 متر کمی کوتاهتر از سایر کوههای آسیای میانه است، ضمن آنکه رشته های فرعی زیادی نیز در این بخش مشاهده می شود. امتداد کوههای این منطقه به جنوب و غرب گسترده می شوند و در نهایت با کاهش ارتفاع به کوهها و تپه های مرکز کشور افغانستان ختم می گردند.

اما بخش غربی این کوهها حالت رشته رشته داشته و مملو از کوههای مرتفع و پر برف می باشد که در میانشان بالغ بر 20 قله بالای 7000 متر یافت می شود. در میان این کوهها تریچ میر با ارتفاع 7690 متر بالاترین ارتفاع را داراست که در قیاس با کوههای بسیاری از مناطق دنیا ارتفاع بلندی محسوب می شود. از ویژگیهای مهم کوهستان این منطقه می توان به هوای نسبتا پایداروقابل پیش بینی آن اشاره نمود.

در قیاس با کوههای اغلب مناطق آسیای میانه، دسترسی به کوههای پوشیده از یخ و برف هندو کش راحت است.

تابستانهای این منطقه گرم و زمستانها پوشیده از برفند.

در نهایت باید توجه داشت بدلیل شرایط خاص سیاسی منطقه هنوز امکان حضور گسترده در آن محیا نیست.

از کوههای هندو کش می توان به قلل زیر اشاره نمود:

تریچ میر 7706 متر

تریچ میر بلندترین قله رشته کوه هندو کش در شمال کشور پاکستان قرار دارد. این کوه به شکل چند شاخه، از قلل فرعی متعددی تشکیل شده که عمدتا صخره ای و پوشیده از یخ و برف می باشد. تریچ میر در جنوب نوشاق و در بخش جنوبی رشته کوه هندو کش قرار گرفته و در اغلب نقشه ها در کشور پاکستان منظور گردیده است. نخستین صعود این کوه در سال 1950 توسط تیمی از کوهنوردان کشور نروژ صورت گرفت.

تریچ میر را به راحتی می توان از چیترال مشاهده نمود، گرچه مسیر صعود از این سو چندان مناسب به نظر نمی رسد. وجود شکافهای یخی متعدد در یخچالهای کوه موجب شده تا هر سال شاهد سقوط گردشگرانی باشیم که برای سیاحت به دامنه های تریچ میر گام می نهند. آخرین روستای نزدیک به کوه روستای تریچ می باشد که در زیان محلی دماغه معنا می دهد. زبان محلی ساکنان منطقه نیز زبان خاوری می باشد.

نوشاق 7492 متر

دومین قله مرتفع هندوکش رفیعترین کوه کشور افغانستان به شمار می رود. این کوه در شمال مرز افغانستان با پاکستان قرار دارد، و البته در شمال تریچ میر. قله نوشاق نیز از چندین قله فرعی تشکیل شده. برغم شرایط امنیتی نامناسب این کوه صعودهای زیادی را به خود دیده، از جمله نخستین صعود زمستانی یک قله بالای 7000 متر در آسیا که در زمستان 1973 توسط هیئتی از لهستان بر روی نوشاق صورت گرفت. در این صعود که به سرپرستی آندره زاوادا انجام می شد، زاوادا به همراه داریوژ پتروسکی موفق به فتح قله از جبهه شمالی گردید. در ضمن نخستین بار این کوه در سال 1960 توسط توشیکا ساکای و گورو لواتسوبوآ کوهنوردان ژاپنی صعود شد. این صعود از مسیر جنوب شرقی و از طریق یخچال قاضی ده صورت گرفت.

لازم به ذکر است نخستین ایرانی فاتح این کوه آقای عظیم قیچی ساز می باشد که در مهر 1385 توانست این قله را صعود کند.


سارا گرار 7349 متر

چهارمین قله منطقه هندوکش کوهی است کاملا مستقل، توده عظیمی از دیواره های گرانیتی و رخهای پوشیده از یخ و برف در دورادور آن.

نخستین بار در سال 1958 تیمی انگلیسی به سرپرستی تد نوریش بر روی قله شمال شرقی تلاشی را صورت داد. اما بدلیل کشته شدن یکی از اعضای تیم آنها ناموفق بازگشتند. یکسال بعد یعنی در 24 آگوست 1959 تیمی 5 نفره از ایتالیایی به سرپرستی فوسکو مارینی موفق شد قله شمال شرقی را فتح نماید. این صعود از مسیر شمال شرقی یخچال نیروقی صورت گرفت.

قلل اصلی ساراگرار عبارتند از قله شمال شرقی با ارتفاع 7349 متر، قله شمال غربی 7300 متر، قله جنوب غربی 7148 متر، قله جنوبی 7307 متر، و قله جنوب شرقی 7208 متر.

داربان زوم 7220 متر

این کوه نخستین بار در سال 1965 توسط کورت دیمبرگر در سفری اکتشافی صعود گردید.

 شاچاور 7084 نتر

گرچه نخستین صعود کوه در سال 1969 از سمت پاکستان صورت گرفت، اما شناخته شده ترین راه دسترسی از طریق دره واخان در افغانستان می باشد، که البته یک دهه پس از نخستین صعود یعنی از سال 1979 به اشغال نظامیان شوروی در آمد. در سالهای اخیر توجهات مختصری به این کوه شده و چندین بار از سمت پاکستان صعود گردیده است که شاید علت آن دور بودن این کوه از منطقه تحت نفوذ طالبان بوده.

کویو زوم 6889 متر

رشته کوهی طویل و با شیبهای تند یخی. این کوه بلندترین قله رشته هندو راج می باشد، رشته ای که به رغم حالت کوچک خود در بخش جنوبی، رشته کوه هندو کش را قطع می نماید. نخستین صعود این کوه در سال 1968 صورت گرفت.

آسو پیک 5800 متر

این کوه در کنار دریاچه زیبای باری قرار گرفته. مدت زیادی از شناسایی این منطقه توسط خارجی ها نمی گذرد. دورادور دریاچه را کوههای زیادی فراگرفته است. نخستین صعود کوه توسط 5 کوهنورد ایتالیایی به سرپرستی روسونی آنجلو در سال 1999 صورت گرفت .

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 23:13  توسط سیامک  | 

کولان شان

 

کولان شان  Kunlun Shan

کولان شان يا کون لون بزرگترين سيستم کوهستاني در آسيا به شمار مي رود. این رشته کوه در لبه شمالی از پهنه خشک فلات تبت درست در وسط رشته کوه هیمالیا و رشته کوه تیان شان قرار گرفته. در سمت غرب نیز با رشته کوه پامیر هم مرز می باشد. بلندترین کوههای این رشته در باریکه شرقی کولان شان قرار دارند. آنها چندین کوه مرتفع با درجه سختیهای مختلف هستند که بلندترینشان کونگور با ارتفاع 7719 متر می باشد. اما کوه نه چندان دشوار موستاق آتا یا پدر کوه یخی با ارتفاع 7546 متر از شهرت جهانی برخوردار بوده و صعودهای به مراتب بیشتری نسبت به کونگور دارد. سوا از این دو کوه مرتفع کوههای بسیاری را می توان در این رشته کوه یافت که البته دوردست بودن و گاها درجه سختی بالا باعث استقبال کمتر از آنها می باشد و درمیانشان می توان به چندین کوه بلند صعود نشده و بی نام نیز اشاره کرد . تعدادی از قلل مرتفع و مهم کولان شان عبارتند از: موستاق 7282 متر، چولپانک لیک 7102 متر، اولوگ موستاق 6987 متر، بوکادابان فنگ 6860 متر، چاکراگیل 6727 متر و امنی مچن 6280 متر.

ماههای جولای و آگوست بهترین ماههای صعود به قلل کولان شان می باشد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 23:7  توسط سیامک  | 

تیان شان

 

تیان شان Tian Shan

رشته کوه تیان شان به طول 1200 کیلومتر و عرض 300 کیلومتر در میان کشورهای چین، قزاقستان و قرقیزستان محصور گشته. نام قدیم رشته کوه تانگری تاک به معنای کوههای آسمانی بود ولی چینی ها آنرا به تیان شان تغییر دادند.رفیعترین قله این رشته کوه پوبدا یا پیروزی با ارتفاع 7439 متر بوده که در خاک قرقیزستان قرار دارد و یخچال اینلچیک جنوبی به طول 46 کیلومتر طویلترین یخچال تیان شان محسوب می شود. در این میان ماربل وال با دیواره مرمرین خود همچون الماسی در بخش شمالی تیان شان می درخشد و از سویی چشم انداز کم نظیری از ارتفاعات بلند و ناشناخته چین در جنوب شرقی خود به دوستداران طبیعت عرضه می کند. بخش وسیعی از تیان شان در قرقیزستان گسترده شده. رشته کوه آک شیراک در شرق، فرگانا در غرب و رشته کوه قرقیز در شمال و همینطور تاریمسکایا در خاک چین و جنوب تیان شان قرار دارد. حدود 30 رشته کوه با قللی بالای 5000 متر در بخش میانی تیان شان با شکوهی تمام قرار گرفته اند که دسترسی به آنها چندان دشوار نیست.

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 23:2  توسط سیامک  | 

کوههای آسیا

 

کوههای آسیا

 کوههای چین

کوه های بلند و عظیم چین که به طور های متفاوت گسترش می یابد، استخوانبندی زمین چین را تشکیل داده و به سیتسم های کوهی متفاوت تقسیم می شود. کوه های معروف و بزرگ چین عبارت است از:

"هیمالایا"،"کون لون"،"تیان شان"، " تانگولا"، "چین لینگ"، "دا شینگ آن لینگ"، "تای هانگ"، "چی لیان" ، کوه"هنگ دوان"و غیره.
کوههای"هیمالیا"
قوسی شکل است و در مرز با هند، نپال و دیگر کشورها قرار دارد. طول آن 2400 متر بوده و 6000 ارتقاع داشته و مرتفعترین کوه جهان است. قله "اورست" قله اصلی این
کوه با 8848.13 متر ارتفاع مرتفع ترین قله جهان است.

کوه "کون لون " از فلات "پامیر"در غرب آغاز می شود و به شمال غرب استان "سی چوان" در شرق امتداد می یابد. طول آن 2500 متر و ارتفاع آن 5000-7000 متر از سطح زمین و قله "کنگور" بلندترین قله آن 7719 متر ارتفاع دارد.
رشته کوه "تیان شان": در قسمت مرکزی منطقه خودمختار"سینگ کیانگ" واقع در شمال غرب چین قرار دارد. ارتقاع آن 3000-5000 متر است و قله "تومور"بلندترین قله آن 7455.3 متر ارتفاع دارد.

کوه"تانگولا": در مرکز فلات "چینگ زانگ" قرار گرفته و 6000 متر ارتفاع دارد. قله "گلادایدونگ" بلندترین قله آن 6621 متر ارتفاع داشته و منشا رود "یانگ تسه" طولانی ترین رود چین است.

کوه "چین لینگ": از شرق استان "گان سو" در غرب چین آغاز شده و به غرب استان"هه نن" واقع در شرق چین امتداد می یابد و به طور میانگین 2000 تا 3000 متر ارتفاع دارد. قله "تای بای" قله اصلی آن 3767 متر ارتفاع دارد و خط نشانه قسمت های جنوبی و شمالی چین است.

کوه"دای شین آن لینگ": از نزدیکی دهکده"مو هه استان "خه لونگ جیانگ" واقع در شمال شرق چین به حوضه بالای رود "لاها" در جنوب امتداد می یابد. طول این کوه 1000 کیلومتر و ارتفاع آن 1500 متر است. قله"هوانگ گانگ" قله اصلی آن 2029 متر ارتفاع دارد.

 

کوه "تای هانگ": در حاشیه شرقی فلات "هوانگ تو" قرار دارد و از شمال به جنوب گسترش می یابد. طول آن بیش از 400 کیلومتر و ارتفاع آن 1500 تا 2000 متر است. قله"شیائو وو تای شان" قله اصلی آن 2882 متر ارتفاع دارد.
کوه "چی لیان": در حاشیه شمال شرقی فلات "چینگ ذانگ" قرار دارد و بیش از 4000 متر ارتفاع دارد.ارتفاع قله اصلی آن 5547 متر است.

 

کوه "هنگ دوان": در جنوب شرق فلات "چینگ ذانگ" و در مرکز اتصال منطقه تبت، استان های "سی چوان" و "یون نان" قرار دارد. این کوه به طور میانگین 2000 تا 6000 متر ارتفاع دارد. قله "کونکا" بلندترین قله آن 7556 متر ارتفاع دارد.

 

کوه "تایوان": در شرق جزیره "تایوان" قرار دارد و از شمال به جنوب امتداد می یابد. این کوه به طور میانگین 3000 تا 3500 متر ارتفاع دارد. ارتفاع قله "یو شان"قله اصلی آن 3952 متر است.
کوه های معروف دیگر چین عبارت است از: "هوانگ شان"، "تای شان"، "هوا شان"، "سونگ شان"، "هنگ شان"، "عه مه"، "لو شان"، "وو دانگ"، "یان دانگ شان" و غیره...

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 22:55  توسط سیامک  | 

كوه هاي اقيانوسي

 

كوه هاي اقيانوسي

 

كوه هاي زيراقيانوسي درواقع قله هاي آتشفشاني هستند. اين قله ها درواقع جزاير زيردريايي هستند و همان گونه كه گونه گياهي و جانوري در جزاير سطح زمين منحصر به فرد است، گونه هاي حياتي كوه هاي زيردريايي هم منحصر به فرد است. با اينكه در حدود يكصد هزار قله اقيانوسي در جهان وجود دارد، ما فقط اطلاعات اندكي در مورد چند تاي آنها داريم. بزرگترين رشته كوه زيردريايي به وسعت 70 هزار كيلومتر در سراسر زمين كشيده شده است.

 

مائوناکیا

 

 

کوه مائوناکیا در جزایر هاوایی بلندترین کوه کره زمین می باشد. این کوه که آتشفشانی است عظیم ارتفاعش از کف دریا تا قله 10203 متر است که حدود 1300 متر بلندتر از اورست است. تنها حدود 4300 متر از کوه از آب بیرون آمده و جزیره ای زیبا را پدید آورده.

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 22:32  توسط سیامک  | 

يخچالهاي طبيعي پاكستان

 

  يخچالهاي طبيعي پاكستان

 

مقدمه

به نظر نمي رسد جغرافي دانهاي آكادميك در مورد توصيف دقيق یخچالها كاملا متفق باشند. ما بايد يخچالها را به مانند توده هاي عظيم برف به صورت رود خانه هاي يخ زده در دره هاي كوهستاني توصيف كنيم كه از بالاي مسير برفي سرچشمه گرفته اند. نواحي قطبي (قطب شمال و جنوب)، بخاطر داشتن بزرگترين يخچالهاي كره زمين شناخته شده اند قطبین مسيرهاي عبور دريايي را طي قرنها بر هم زده اند. زيرا توده هاي عظيم يخبندان از بدنه اصلي شكسته و به درون اقيانوس لغزيده اند، و به شكل كوه يخي شناور در آمده اند.

 

 

 

محققان مي گويند كار بررسي در قره قروم ساده نيست. آنجا صدها مشكل وجود دارد. مناطق، غير قابل دسترسي، مسيرها خيلي مشكل و آبهاي منجمد، عدم سهولت در حمل و نقل و ارتباطات، منابع ناكافي در تهيه تجهيزات و افراد آموزش ديده، فقدان تصميم گيري و فداكاري، برنامه ريزي ضعيف و مديريت بد، كار بررسي را در آنجا مشكل كرده است.

در هر صورت بايد پذيرفت كه در هر حال كارهايي انجام شده كه در حال حاضر ما مي توانيم اين يخچالها را توصيف كنيم. اصلي ترين تفاوت بين يخچالهاي قطبي و يخچالهاي منطقه پاكستان اين است كه يخچالهاي مناطق قطبي در درياها واقع شده اند، در حالي كه يخچالهاي پاكستان در ارتفاعات 20هزار تا 27 هزار پايي بالاي سطح دريا، تقريباً در آسمان معلق اند.

در میان صدها يخچال پاكستان، يخچال سياشن جایگاه ویژه ای دارد.

يخچال سياشن 46مايل/74 كيلومتر طول داشته و عرض آن از 2 تا 4 مايل می باشد. اين يخچال در ارتفاع 17 تا 20 هزار پايي بالاي سطح دريا واقع شده و با تعدادي يخچال كوچكتر محاصره شده، از جمله بيلافوند، چوميك، لولوفند، ترام، شر، سيالا و...

اين يخچالها در شرق قره قروم قرار گرفته اند، در آنسوي دره هوشی و دانسوم، ميان سياشن موزتاق و رشته كوه بالتورو كه كوهها بزرگي با ارتفاع متغير از 18 هزار تا 24 هزار پايي بالاي سطح دريا قرار دارد.

پيش از 1982، اين محل امن ترين منطقه اي بود كه حركتي به جز رقص آرام پوسته هاي برفي و نغمه بادها نداشت. براي سالها گوشه و كنار صخره ها، تپه هايي پوشيده از برف باقي مانده بود. طي سالهاي3-1982 نيروهاي هندي، به آرامي بوسيله هلي كوپتر و سپس از طريق راههاي پر شيب زميني به منطقه وارد شدند.

آنها تقريباً همه ارتفاعات كليدي كوهها و تمام بخش جنوب غربي را اشغال كردند. اين كار بسيار برنامه ريزي شده و دقيق بود. آنها منطقه اي را كه متعلق به خاك پاكستان بود، اشغال كردند. رفت و آمد به آن منطقه را ممنوع اعلام كرده بودند، اين درحالي بودكه پاكستان ارتش منظمي براي سركشي به آنجا نداشت.

اما به محض اينكه خبر حركت هندي ها منتشر شد، ابعاد اثر بخشي به خود گرفت و همه چيز به يك تباني در پايان سال 1983 منتهي شد. پاكستان تلاش كرد منطقه را برگرداند. اما هندي ها استحكامات و جانپناه هاي خوبي داشتند و بواسطه آن تمام نقاط مرتفع كليدي را اشغال كرده، چنانچه تمام تلاش پاكستان در بيرون راندن آنها بي نتيجه ماند.

از آنجايي كه هيچ كشوري روي زمين نمي تواند تحمل كند بخشي از خاكش بوسيله دیگری اشغال شود (هر چند آن زمين بي استفاده هم باشد)، پاكستان گامهاي ديگري را در بيرون راندن آنها در پيش گرفت، و اين چنين جنگ در گرفت. البته هيچ انسان عاقلي گمان نمي كند در 18 هزار پايي بالاي سطح دريا بتوان جنگيد.

در چنين فرايندي، در هر صورت هزاران زندگي پرارزش از دست رفت، نه بخاطر شليك اسلحه يا حمله یکی از طرفین، بلكه بخاطر طوفانهاي برف، سرماي گزنده، بادهاي سرد كشنده، نبود اكسيژن و ساير عوارض مربوط به آن.

شكي وجود ندارد كه سيستم بسيار پيچيده يخچالها، دنياي ناشناخته اي است، كه براي مردم عادي به هيچ وجه آشنا نيست. اين يخچالهاي بيرحم و وحشي، اغلب در نگاه اول روح با شكوه شان را در مقابل بشريت آشكار مي كنند كه بطور قطع از هر جهت شيطاني است. گاهي براي ماه ها و گاه براي سالها آنها برنامه ريزي و طرح حركت هایشان را به آرامي و بصورت محرمانه ادامه مي دهند، مانند حركت يك مار بزرگ پيش از حمله به قرباني اش.

پس از مدتي ساكت و بي حركت ماندن، آنها بيك باره از هم پاشيده و همه چيز را درسر راه خود از بين مي برند. آنها اغلب چندين روستا را از بين برده، راهها را مي بندند و مسير رود خانه ها براي چندين روز بسته ميشود. و فجايع باور نكردني به بار مي آورند.

شكي نيست كه اين يخچالها براي مردمي كه در كوهستان و دره ها زندگي مي كنند، سرچشمه دائمي ترس و خطر هستند. اما آنها در عين حال منابع دائمي جريان آب هستند كه كاميابي را براي مردمي كه در جلگه ها زندگي مي كنند به همراه دارد. آنها در اين زمين ها زندگي مي كنند و كشاورزي و باغاتشان در آنجا قرار دارد. كه آنجا را با آب يخچالها زه كشي كرده و در سراسر منطقه رودخانه ها و نهرهاي متعددي جريان مي يابد.

ترديدي نيست در سياشن وضعيت جنگي وجود دارد. بازديد كنندگان با سرماي بينهايت و تنفر فوق العاده اي در طي چندين روز روبرو مي شوند.

انحصاري كردن بلندي كوهستان، به نظر خصومت شخصي با بازديدكنندگان است، نه تنها براي صعود طولاني مدت از مسيرهاي صعب العبور تر، انسان را از پا در ميآورد، حتي فواصل كوتاه بسيار بلند و غير قابل عبور به نظر مي آيد. بخاطر نبود اكسيژن، بدن و مغز كوهنورد ضعيف مي شود، واكنش هاي بدن بطور خطرناكي به آرامي كاسته مي شود و انرژي انسان گرفته مي شود، در نتيجه توان زندگي از دست مي رود.

من بايد اعتبار و اعتقاد كاملي به سربازان پاكستاني بدهم كه براي دفاع از بخش مهمي از پاكستان در چنين شرايط نامناسبي تلاش مي كنند.

اين حقيقت را بايد پذيرفت كه ميليونها شهروند هندي رنج گرسنگي و قحطي را تحمل كردند، ميليونها نفر در پياده روها به دنيا مي آيند، در پياده روها مي خوابند، زندگي شان را در پياده روها مي گذرانند و در همانجايي كه بدنيا مي آيند، مي ميرند؛ ميليونها نفر ديگر هر سال بخاطر بيماريهاي واگيردار و گرسنگي مي ميرند. بخش كوچكي از مبلغي كه هندي ها براي تلاش در سياشن مي پردازند، اگر معطوف رفاه اجتماعي شان گردد، مي تواند هزاران شهروند هندي را نجات دهد.

 

oltar 

یخچال اولتار

 

يخچالهاي منطقه قره قروم

 

برخي از يخچالهاي مهم واقع شده در كوه هاي پاكستان در زير آورده شده است:

بالتورو: 36 مايل(58 كيلومتر) طول و که از طویلترین یخچالهای دنیا در خارج از مناطق قطبي است. تعداد زيادي از قله هاي قره قروم در دوسوي آن قرار داشته و همچنين تعدادي يخچال فرعي در اطراف آن وجود دارد.

بارپو: در دره ناگار.

 

باتورا: 36مايل (58 كيلومترطول). در دره هونزاي عليا كه در نزديكي دوست داشتني ترين قلل دنيا قرار گرفته: باتورا موزتاق، كمپير و ديور و ...

بيافو: حدود 37مايل (59 كيلومتر)، واقع در بخش مركزي قره قروم. اينجا محل تلاقي بزرگترين يخچالهاي كوههاي آسياست. بيافو و هيسپار در پهنه ای حدود 60 مايل(10 كيلومتر) در جهت شرقي - غربي چشم انداز پر ابهت ترين و دورنماي باشكوه را رقم زده. مارتين كانوي جغرافي دان بريتانيايي اين پديده را چنين توصيف مي كند: "شگفتي هاي زمين به خاطر می آورند كه زندگي ادامه دارد."

بيانگ: نزديك برج موزتاق و قله بيانگ

بيارچدي: نزديك قله بيار‌چدي ژاكورا، كه به بالتورو مي پيوندد.

بيلافوند: نزديك قله K-13.

 

برالدو: يكي از تغذيه كننده هاي رود شاكس گام.

چوگولانگما: با 11مايل (17كيلومتر) طول. نزديك قله هاي مارلوبيتينگ و هاراموش، تغذيه كننده بوشا از شعبه هاي ايندوس.

 

 

 

چولونگ: يكي از تغديه كنندهاي رود دانسوم.

چوميك: نزديك گيونگ لا، به يخچال بيلافوند مي پيوندد.

گاشربروم: 12 مايل(17كيلومتر). ميان يخچال اوردك و سينقي.

قاندر شيش: در دره ناگار

 

 

 

گوندو كورو: نزديك قله ماشربروم.

 

هيسپر: 36:63مايل(59 كيلومتر) طول. تا نوك گذرگاه هيسپر ادامه يافته. پهناي آن در حدود 3مايل(4كيلومتر) است. يكي از 4 يخچال كوه است كه بوسيله تعداد كوچكتري، به شكل متوازي الاضلاع احاطه شده است. بخشي از يخچال هيسپر در ارتفاع 17500پا(5334 متري) قرار گرفته است. كه در پايان به يخچال بيافو مي پيوندد. هيسپر و بيافو در كنار هم بزرگترين يخچال خارج از ناحيه قطب شمال را تشكيل مي دهد (لازم به ذکر است مولف نسبت به یخچالهای طویل منطقه پامیر اطلاعات جامعی نداشته).

خابري: نزديك قله چوگوليسا و K-6 و K-7 تغذيه كننده رود كندوس.

خال خال: به يخچال گادوين آستن در نزديكي قله هاي ماربل و كريستال مي پيوندد.

خين يانگ چيش: در دره ناگار.

خورد پين: 26مايل(41كيلومتر) طول در شمال شرقي دره هانزا.

كون يانگ: در دره ناگار.

كوتيا: در كوهستان هاراموش.

ماندو: نزديك به يخچال يرمانندو.

ماشربروم: نزديك قله ماشربروم، تغذيه كننده هاشه.

ميار: در دره ناگار.

ميناپين: در دره ناگار.

پيسان: در دره ناگار.

موم هيل سر: در دره ناگار.

پورماري كيش: در دره ناگار.

ميتر: نزديك قله ميتر. قبل از اينكه به بالتورو بپيوندند به يخچالهاي بيارجدي و گادوين آستن، ملحق مي شود.

ريمو: در قره قروم شرقي واقع شده است. در رودخانه شيوك در هندوستان تقسيم مي شود.

ساويا: نزديك K-2 و به يخچال گادوين آستن مي پيوندد.

سياشن: 46مايل(47كيلومتر) طول دارد. در قره قروم شرقي ميان ارتفاعات سياشن موزتاق و بالتورو.

 

 

                                     

                            

سكامري: نزديك قله كراون . تغذيه كننده شاكس گام.

سكي يانگ: 7مايل(11كيلومتر).

ترينيتي: نزديك قله ترينيتي

ويگن: نزديك قله ميتره و بريد. در نزديكي كونكورديا به يخچالهاي بالتورو و گادوين آستن مي پيوندد.

ويرجداگ: 24مايل(38كيلومتر) طول دارد. در شمال شرقي دره هانزا واقع است.

يازگيل: 18 مايل(29كيلومتر) طول دارد. در شمال شرقي دره هانزا و شيمشال واقع شده است.

ين گوتز: دردره ناگار.

البته چندين يخچال ديگر وجود دارد كه در اينجا ذكر نشده اند. چرا كه خيلي از اين يخچالها غير قابل دسترسي اند و اطلاعات قابل اعتماد و موثقي درمورد آنها در دست نيست.

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 17:44  توسط سیامک  |