مسنر و یتی

 

مسنر و یتی

 

 

 

افسانه يتي درسال 1832 آغازگرديد، وقتيكه يك طبيعي دان بريتانيائي ازيك موجودپشمالوي شبيه به ميمون كه درمناطق پربرف هيماليازندگي مي كرد، خبرداد.صبورانه اطلاعات جمع آوري مي شد، محتاطانه ممكنهاازغيرممكنهابيرون كشيده مي شد، مسنرنتيجه گرفت كه يتي يك ساختاراداركي ، سنت وموضوع جانورشناسي است ."درجستجوي يتي" يك داستان ماجراجويانه است كه شبيه بقيه نيست ، مارابيشتربه حقيقت آنسوي يك افسانه نزديك مي كندوباعث مي شودكه درك كنيم كه چراآن چه كه درمسيراو درشرق تبت درآنروزدرسال 1986 بود، براي هميشه درذهن اوباقي ماند. راینولد مسنر

 

مسنر و یتی

من قلل هيماليا را صعود كرده ام ويتي را چهار بار ديده ام.راینهولد مسنر

 

يتي خوابيده بود، كوهنوردان به آرامي به او نزديك شدند، پاورچين به بيست متري اورسيدند بنابراين قادر به عكاسي وفيلمبرداري ازاوبودند. حدودسه دقيقه بود كه به اوخيره شده بودند.

""او بيدار شد و ما را ديد، حالت نگاه كردن او به مامثل بچه اي بود كه براي اولين بار كسي را ديده است . چشم در چشم هم دوختيم ، حتي مي توانستم او را لمس كنم ، او بلندشد و آنجا را ترك كرد"".

تصور كنيد اولين ملاقات واقعي مستند بين انسان ويك گونه حياتي جديد، يتي غول برفي معروف ، او چگونه مخلوقي است؟ يك موجودمهربان خجالتي ، ديداري توأم با صلح وعدم درك متقابل؟.

كوهنوردايتاليائي رينهولدمسنر مدعي است كه دقيقا"یتی چنين موجودی بود. ومي گويد با او مواجه شده است نه يكبار بلكه چهار بار، يكبار آنقدر نزديك به او بود كه مي توانست او را لمس كند. از همه مهمتر او مدعي است كه از اين موجود و يك يتي مادر كه از بچه خود مراقبت مي كرده و نيز يك اسكلت يتي عكس نيز گرفته است، مسنر مي گويد اوخجالتي است، تقريبا" 2 متر قد دارد. شبها مي آيد تا گوسفند ویاک (گاوتبتي) شكار كند، یتی با همنوعان خود از طريق صدائي شبيه به سوت زدن ارتباط برقرار مي كند.

يتي غول بي آزار وخيالي هيماليا در موقعيت جذابي قراردارد كه علم را با تفكرات اميدوار كننده روبرو ساخته است . اكثر دانشمندان يتي را به اين دليل كه يك موجود خيالي است و حاصل هواي رقيق كوهستان، توهم ارتفاع و افسانه هاي تبتي ها است به كناري گذاشته اند ولي فوق العاده خواهدبود اگر واقعيت داشته باشد. اويكي از مخلوقاتي است كه اكثر ماآرزوي واقعيت داشتن او را داريم. اگر مسنر عكسها و قيلم ويدئويي خود را ارائه دهد، اولين مدرك مستند از اين موجود است كه چند دهه ويا شايد حدود150 سال است كه اخباري درمورد او گفته مي شود ولي هنوز عنوان افسانه به آن اطلاق مي گردد. ادعايي خارق العاده، البته هنوز مسنر نيز يك مرد خارق العاده در دنياي كوهنوردي است . او واقعا" يك افسانه است ، سرشناسترين هيماليانورد براي همه نسلها، او اولين كسي است كه اورست رابدون اكسيژن صعود كرده، شاهكاري كه آنرا غير قابل تصور مي پنداشتند و نيز اولين كسي است كه به تنهائي آنرا صعود كرد. او اولين كسي است كه تمامي 14 قله بلند جهان را هم صعود كرده است . راینولد مسنر متولد 17 سپتامبر 1944 در منطقه ویلنوس در جنوب تیرول ایتالیا اکنون به جايگاهي رسيده كه عده كمي از آن برخوردار هستند، او دربرخي از نواحي كاملا"‌ بکر هيماليا درباره اولين ديدار خود بايتي مي گويد: درسال 1986 درشرق تبت بعد از رديابي جاي پاهاي پهن 35 سانتي اوبود، در ماه جون سال گذشته يك اسكلت را از يك چادر نشين درجلگه لاداخ مابين هند و پاكستان خريداري كرد، بعدشروع به جستجوي جدي درمحيط اطراف كرد.""براي يك هفته روزي 12 ساعت درمحيطي بدون درخت درحال جستجو بودم ، توقع نداشتم كه خيلي زود يكي ازآنها را پيدا كنم، ابتدا ما يك مادر و بچه را ديديم، من فقط توانستم يك عكس ازپشت سرآنها بگيرم. بچه يتي موي قرمز براقي د اشت و موهاي مادر سياه بود، يتي مادر بيش از دو متر قد و با موهاي سياه چهره اي افسانه اي داشت ، وقتيكه ما را ديدند ناپديد شدند"".

دو روز بعد مسنر و همراهان او براي فيلمبرداري ازيتي كه خوابيده بود عازم شدند، آيا اين ممكن بود؟ بدون ترديد تبتي ها و شرپاهاي نواحي اطراف قله اورست قويا" معتقدند كه يتي وجود دارد ولي عليرغم اخبار مربوط به ردپاها و رؤيت متناوب او يافتن مدرك مستند براي اثبات وجود یتی بسيار سخت است .

وجود يتي در غرب از سال 1832 زمانیکه يك انگليسي درنپال زندگي مي كرد و شنيد كه موجودي كه شق و رق حركت مي كند و بدن او پوشيده از موهاي بلند مشكي است ، شايع شد. اسامي ديگري كه بر روي او گذاشته اند متوخانگمي، ميركا، سوگپا و ميگو است . اولين اسم او به معني آدم برفي مزخرف است ولي باعث اين نامگذاري ترجمه غلط يك روزنامه نگاردرسال 1921 درخصوص گزارش تيم اعزامي به اورست بود كه سبب شد اين اسم به روي اين موجود بي نوا گذاشته شود درصورتيكه او بيشتر مهربان و خجالتي است تامزخرف. درآن سال 32 شاهد شامل شش كوهنورد انگليسي و 26 شرپا ردپاهاي يتي را مشاهده كردند اگر چه شرح ديگري درخصوص خرسها، بزها و يا پلنگ برفي نيز داشتند. درسال 1953 زمانيكه تيمي كه به اورست اعزام شده بود موفق به صعود قله شد مسئول صومعه که یک لاما بودایی بود به سرجان هانت گفت جائي كه او كمپ را برقرار كرده بود در سال گذشته يك يتي درحال برف بازي در علفزار ديده شده است و بعلت سر و صداي بوق هاي شيپوري (راهبان با کمک بوقها مردم را از زمان عبادت با خبر می کنند) متواري شده است. درسال 1960 سر ادموند هيلاري پوست يك يتي را از يك شرپاي روستائي قرض گرفت ولي در بررسي كه بر روي آن انجام شد مشخص شد كه پوست متعلق به یک بز هيماليائي می باشد. دكتر كارل شوكر جانور شناس انگليسي و متخصص در زمينه يتي مي گويد در ادعاهاي مسنر مواردي دال بر واقعيت وجود دارد. او مي گويد يتي در بيش از 2000 كيلومتر از نواحي هيماليا، ازپاكستان تا هند و تبت و حتي بوتان ديده شده است . آنها از سه گونه تشكيل شده اند نوع اصلي يتي قرمز است نوع بلندتر آن مشكي است و تعدادي از مشاهده ها حاكي از وجود نوع كوچكتر كه زير شاخه اي از قرمز است را اعلام مي نمايد. مشاهدات مسنر تائيدي است بر دسته بنديهاي فوق.

گونه قرمز يك يتي جوان است كه پس از رشد صاحب موهاي مشكي مي شود. مشكل بزرگ در باور وجود يتي اين است كه هيچ موجودي تنها متكي به خود نمي تواند ادامه حيات دهد، براي جلوگيري از انقراض به يك كلني يا اجتماع دست كم 50 نفره اگر نگوئيم 100 نفر براي زاد و ولد نياز است . مسنر معتقد است يتي از مخاطرات فاصله زيادي دارد. ""من تخمين مي زنم كه هزاران يتي در هيماليا وجود دارد"". البته مشكلات بزرگ ديگري نير در تائيد وجود اين مخلوق وجوددارد، اوبه منابع غذائي نياز دارد، طبق ادعاي مسنر او يك گوشتخوار است ، هنوز اخباري دال بر گم شدن گاو و گوسفندها وجود دارد اگر چه كريس بانينگتون كوهنورد معروف انگيسي كه مسنر و ناحيه مذكور را كاملا" مي شناسد منكر وجود مشكل غذا در آن مناطق است. اومي گويد: ""نواحي شمال شرقي اورست به نحو عجيبي بكر و دور افتاده است و اكثرا" غير قابل عبور بخاطر جنگلهاي انبوه است "". ولي همين جنگلهامي توانند منبع غذا و سر پناه و به موازات آن مكاني براي روئيت اين موجودات محسوب شوند. به تعبيري يتي درماوراء راههاي برفي كه براي عبور از يك ناحيه به ناحيه ديگر درست شده است، براي فرار از خطر زندگي مي كند.

دستاورد قهرمانيهاي مسنر در كوهنوردي قصري است درآلپ ايتاليا و او اميدار است كه موزه اي از يتي تاسيس كند كه يافته هاي او را به نمايش گذارد. ولي او هنوز هيچ مدركي را نشان نداده است و بايد در کتابش مداركي را كه مدعي است تهيه كرده ببينيم. درنهايت شانس بد يتي خواهد بود اگر وجود او اثبات شود..

 

 

بدون شك كسي قادر به اصرار و تحريك براي شكار يكي ازآنها نخواهد بود. اگر وجود دارد مطمئنا" مثل یاکها (گاوتبتي) خود را با هواي رقيق و ارتفاع زياد كوهستان وفق داده است. یاکها اگر به ارتفاع همسطح دريا برده شوند شاید بمیرند، ششهاي آنها نمي تواند هواي غليظ راتحمل كند. اينچنين است كه يتي آخرين حر به خود را بر عليه ما براي حفظ راز تنهائيش بكار بسته است .

 

ديلي ميل : فايل اطلاعات يتي

 

اندازه : حدود 198 سانتيمتر، وزن حدود200 كيلوگرم از روي گفته هاي افرادي كه مدعي اند او را ديده اند و از عمق ردپاهاي آنها محاسبه شده است .

ردپا: آنهائي كه ديده شده است حدود35 سانتيمتر پهنا و50 سانتيمتر طول دارند.

محل زندگي : 2000 كيلومتر محيط وسيع هيماليا به مركزيت اورست، اكثر مشاهدات در محيط 2500 تا 3600 متر و عموما" جنگلي بوده است .

سرعت: 60 كيلومتر درساعت كه تقريبا" دو برابر سرعت يك انسان دونده است .

سبك زندگي: طول عمر حدود30 سال ، تغذيه از گاو و گوسفند، ارتباط از طريق صدائي شبيه سوت و فعاليتهاي او شبانه است.

منشاء: احتمالا" بازمانده ناندرتالهائي هستند كه به مركز آسيا در38000 سال پيش عقب نشيني كرده اند.

مو: معمولا" سياه و در جواني قرمز و هنگام كودكي قرمز براق.

خصوصيات : حالت غيرتهاجمي اولين نكته اي است كه از رفتار او برداشت مي شود و بيشتر مهربان و خجالتي است .

اسم : Abominable Snowman اسمي است كه بواسطه ترجمه غلط از لغت محلي ""متوخانگمي"" به معني آدم برفي مزخرف گرفته شده است .

كمپاني هرالدو ويكلي تايمز با مسئوليت محدود

استراليا/نيوزلند

21/9/1997 ساندي هرالدسان

نكته : ماتنهامي توانيم اميدوار باشيم كه ادعاهاي مسنر واقعيت داشته باشد زيرا اگر چنين باشد او وجود يك موجود اسرارآميز (ناپديدشده ) واقعي راثابت كرده است . اين اولين موجود اسرارآمير "واقعي" است كه بطور علمي تائيد مي شود. از زمانيكه هيوو لمنز لغت cryptozoology به مفهوم رمزشناسي حيوانات ناپديد شده را ابداع نمود بر مي گردد به دهه 1950، ادعاي اسكلت يتي مهمترين يافته مسنر است وما اميدواریم اجازه دهند تحقيقات اندامشناسي بر روي آن انجام شود .

 

 

.....................

دريكي ازبزرگترين ماجراجوئي هاي دوران ما، علاوه برقهرمانيهاي مشهوروجهاني اودركوههاي هيماليا، قطف جنوب وگرينلند رانيزپياده طي كرد. اونويسنده بيش ازسي كتاب است كه به هجده زبان انتشاريافته است ، ازجمله اورست ، افق شيشه اي ، روح آزاد وقطب جنوب . اودريك قصردرآلپ ايتاليازندگي مي كند.

سفربه نواحي كوهستاني فقط ازكسي ساخته است كه صاحب قدرت وفنون افسانه اي كوهنوردي اوبراي دوام دراين نواحي باشد، درجستجوي يتي گريزپاي ، رينهولدمسنرمارابه قلمروهاي دست نيافتني وجذاب مي برد. منطقه مرزي تاريك كه افسانه باجغرافياي بي تجربه مواجه مي شود.

كارولين الكساندر، نويسنده Endurance (استقامت)

 

راهم رادرون بوته هاي سروكوهي خاكستري رنگ ادامه دادم ، ناگهان يك صداي ترسناك شنيدم ، صداي سوت بود، شبيه صداي هشداري كه بزهاي كوهي به هم مي دهند. ازگوشه چشمم نقش يك اندام صاف راديدم كه ازبين درختهابه لبه منطقه صاف ،جائي كه علفزارانبوه سرتاسرشيب تندراپوشانده بودمي رفت.اوعجله داشت ، ساكت بود، خم شدودرپشت يك درخت ناپديدشد، دوباره درنورماه پديدارشد. چندلحظه ايستادوبرگشت وبه من نگاه كرد. دوباره صداي سوت راشنيدم ، يك صداي خشن وبراي يك لحظه خيلي كوتاه دندانهاوچشمهاي او راديدم.آن موجودبطرزفوق العاده اي رعب آوربود، صورت اويك سايه خاكستري ، اندام اويك طرح تيره پوشيده ازمو، روي دوپاي كوتاه خودصاف ايستاده بود، دستهاي خيلي قوي داشت كه تقريبا" تاسرزانوهايش آويزان بود. بيش ازدومتربلندي قدش بود.

بدن اوسنگين ترازانساني به همين سايزبودولي چنان باچابكي وقدرت به سمت لبه سرازيري حركت كردكه من درآن واحدهم متحيرشدم وهم آسوده خاطر.

 

ازمتن داستان درجستجوي يتي نوشته راینولد مسنر

 

گاه شمار یتی

 

گاه شمار یتی

 

 

نام يتي آدم برفي زشت به يك هيولاي انسان نمامي گويندكه ردپاهايش درزمينهاي يخ زده ودائما" برفي هيمالياناحيه اي بين هندوستان ، نپال وتبت كشف شده است . طبق گفته بومي هايتي فقط يكي ازمخلوفات ناشناخته شده اي است كه درارتفاعات آسياي جنوبي ساكن است . مشاهدات متعددكه عمدتا" ردپاهابوده اندتوسط جهانگردان غربي طي ساليان متمادي گزارش شده است .

 

يتي درمسيرزمان

1832 - ب.اچ هودستون ، نماينده بريتانيادرنپال ، ازوجودموجودپشمالوئي اطلاع پيدامي كندكه به كرات مستخدمين اوراموردحمله قرارداده بود. بوميهابه اين موجودوحشي راكشاس مي گفتندكه معني آن شيطان است ، اين اولين گزارش مربوط به يتي توسط غربيهابوده است.

1889 - ال.ا. ودل، رهبرارتش بريتانيا، ردپاهاي بزرگي رادربرف يك قله بلنددرشمالشرقي سي كين(Sikkin) پيدامي كند. باربران به اوگفتندكه ردپاهامتعلق به يك موجودانسان نمابنام يتي است كه آدمهارامي كشدوبراي خوردن باخودمي برد.

1913- يك گروه ازشكارچيان چيني اعلام مي كنندكه يك موجودانسان نماي پشمالورازخمي وبه دام انداخته اند، بوميهااورامردبرفي ناميدند. ظاهرا" به مدت پنج ماه اورادرپاتانگ درايالت سين كيانگ حبس مي كنندتااينكه مي ميرد. درمورداوكفته اندكه صورت اومثل يك ميمون سياه بوده وبدن بزرگش ازموهاي زردنقره اي پوشيده شده بوده كه بلندي موهابه چنداينچ مي رسيده ، دستهاوپاهايش شبيه به انسان بوده وبطرزناباورانه اي قوي بوده.

1914- جي. آر.پي جنت ، افسرجنگلداري بريتانياكه درسي كيم مستقربوده است مي نويسدكه ردپاهايي راديده كه بايستي به يك موجودعظيم الجثه وحيرت آورتعلق داشته باشد.

1921- يكي ازاعضاء تيم صعودكننده (به سرپرستي كوي هاواردباري) به جبهه شمالي اورست اشباح تيره اي رادرحال حركت دراطراف ميدان برقي بالاي سرشان مي بيند. وقتيكه كوهنوردان به آن نقطه كه ارتفاع آن 5300 متر بوده مي رسند، آن موجودات آنجانبوده اندولي ردپاهاي بزرگي كه شبيه به ردپاي انسان بوده دربرفهابجاي گذاشته بودند.

1923- آلن كامرون سرپرست تيم اورست درسال مذكوررديفي ازموجودات غول پيكروتيره رادرحال حركت درامداديك رخ صخره اي دربالاي خط برفي مشاهده مي كند، دوروزبعدكه به آن نقطه مي رسندازردپاهائي كه آنهابه جاگذاشته بودندعكس برداري مي كند.

1925- يك عكاس يوناني وعضوجامعه جغرافياي سلطنتي به نام ان.ا. تومبازي تصويراجمالي ازيك موجودرامي بيندكه بعدا" اورادقيقا" شبيه به انسان تشبيه مي كند، شق ورق راه مي رفته وگهگداري مي ايستاده تابوته هاي كوتاه گل صدتوماني راازريشه دربياورد. تومبازي كه درارتفاع 4500 متري دركوهستان بوده بعدازآن به نقطه اي مي رودكه آن موجودراديده بودوفقط ردپاهاي جالبي دربرف ازاومي بيند.

1936- تيمي به سرپرستي اچ.دبليوتيلمن ردپاهاي عجيبي رادربرف درمسيرنزديك به قله اورست مشاهده مي كند.

1937- فرانك اسميت گردشگربريتانيائي دربازگشت ازسفرتبت اخباري بازگوميكندازگفته هاي شرپاهاوتبتي هادرخصوص يك مردوحشي پشمالو.اوهمچنين شخصا" اقدام به صعودبراي ديدن ردپاي آن موجوددرارتفاع 4200 متري مي كند.

1938- بنابه داستان نقل شده ازكاپيتان دآورگنه متصدي بنيادويكتوريادرنزديك چورينگهي كلكته ، يتي مظهرمهرباني وهمدردي توصيف شده است ، كاپيتان مدعي است زماني ك به تنهائي به هيمالياسفرمي كند، صدمه مي بيندوبرف كوري وبي سرپناهي درطبيعت اوراتهديدمي كرده كه توسط يك موجودحدودا" دومتري كه يادآورانسانهاي ماقبل تاريخ بوده است ازمرك نجات پيدامي كند، اووي رامايلهاحمل ميكندتابه درون يك غارببرد،ازاوپرستاري ميكندوبه اوغذامي دهدتااينكه قادرمي شودراه برگشت رابه خانه درپيش بگيرد.

1942- اسلاوميرراويچ دركتاب پرفروش خودبنام راهپيمائي طولاني كه درسال 1952 انتشاريافت شرح مي دهدكه چگونه اووشش تن ازرفقايش ازيك كمپ جنگي درسيبريه فرارمي كنندوبراي آزادي راه خودرابه سمت هندوستان درپيش مي گيرندوازهيمالياعبورمي كنند، اوشرح مي دهددرجائي بين بوتان وسي كيم باموجوداتي به طول دومتربرخوردكرده اند. طبق گفته اسلاوميراووهمراهانش آن موجودات بيش ازحدمعمول بزرگ رابراي مدت دوساعت ازفاصله نودمتري تماشامي كرده اند.

1948- جان فراستيس كاونده نروژي معدن اورانيوم مدعي است بادويتي برخوردمي كندكه يكي ازآنهااوراموردضرب وشتم قرارمي دهدسپس لنگان لنگان به نزديك زموگيپ درسي كيم مي رسد. شانه اوبدجوري لت وپارشده بوده وبه مداواي طولاني مدت براي بهبودزخم خودنيازپيدامي كند.

1949- شرپاتنسينگ اعامي كندكه نزديك معبديتي رادرحال برف بازي ديده است . اوهمان شرپائي است كه سرادموندهيلاري معروف رادرنخستين صعودموفقيت آميزبه اورست همراهي كرده بود.

1950- يك تكه پوست وانگشت موميائي وانگشت شست دركوههاي هيمالياپيدامي شود. دربررسي جانورشناسان وانسانشناسان اين قطعات متلاشي شده نزديك به انسان وشبيه به نوع انسانهاي ناندرتال اعلام مي گرددچراكه آنهاوابسته به هيچ نوع ازگونه هاي حيات نبوده اند.

1951- تيم اكتشافي اورست (سازماندهي شده براي ارزيابي مسيرهاي صعودبه اورست) باردپاهاي تازه در5400 متري برخوردمي كنند. درخلال ماههاي بعدي ردهاپاهاي ديگري ازيتي راگزارش مي كنند.

1953- ادموندهيلاري نيوزلندي وشرپاتنسينگ نورگي درمسيرفتح اورست آثاري ازردپاهاي غول پيكررامشاهده مي كنند.

1954- تيمي باحمايت مالي ديلي ميل لندن باهدف شكاريك يتي زنده عازم مي شوند. پوست هائي راكه احتمال مي داده انداصل پوست سريتي بوده بررسي مي كنندولي درمي يابندكه آنهاتقلبي هستندوازچيزي غيرازپوست حيوان درست شده اند، اگرچه مقداري ازاين پوستهابراي جانورشناسان جالب بوده اندولي نتوانسندآنرابه هيچ گونه اي ازحيوانات ربط بدهند. آن تيم همچنين ردپاهاوتكه هاي افتاده كنارآنهاراديده اندكه وقتي بررسي وتجزيه شدندثابت شدكه هم متعلق به حيوان است وهم ازجنس سبزيجات.

1955- ابوردت آلماني سه ردپاي جداگانه كه متعلق به موجودناشناخته اي بوده رادنبال مي كند.

1957- توماس اسلينك مالك تاسيسات نفتي تگزاس اسپانسريك تيم براي شكاريتي مي شودتيم اوصرفا"بااخباري كه ازروستائيان نپالي نقل شده بوده مبني براينكه درخلال چهارسال گذشته پنج نفردرزدوخوردسختي بايتي كشته شده اندبرمي گردد.

1958- دكترنورمن دايرنفورت يك دانشمندامريكائي تحقيقاتي درخصوص كاتماندودرنپال انجام مي دهدواعلام مي كندكه بايستي كاوشهائي درغارهائيكه يكزماني محل سكونت نوع پستي ازنوع بشرويانزديك به نوع بشراست انجام گردد، مدارك وآثاري نظيرنمونه مو، قالب گيري وخط كشي دورجاي پاهاوتكه هاي دورافتاده غذاارائه مي شود. همچنين درسال 1958 يك پزشك به نام الكساندرپرونين گزارش كردكه يتي راوقتيكه درپامير(يك كوه مرتفع وبي همتاوصعب العبوركه عمدتا" درتاجيكستان واقع شده است)ديده است .

61-1960-تيم كوهنوردي وفني هيمالياردپاهاي عجيبي دربرف مشاهده مي كند.

1970- دان ويلانزكوهنوردبعدازشنيدن سروصداي عجيب نزديك قله آناپورنادرنپال به سمت آن مي رودويك موجودانسان نمارابراي مدت بيست دقيقه بادوربين دوچشمي خودقبل ازرفتن پرسروصداي وي تماشامي كند.

1978- لردهانت ازردپاهاي يتي عكس مي گيرد.

1986- رينهولدمسنركوهنوردگزارش مي كندكه يك يتي راازنزديك وقتيكه ازپشت يك درخت بيرون مي آمده ديده است .

1992- جوليان فريمن – آرتوردوودومردديگردريك مكان دورافتاده روي يك يخچال درمغولستان كمپ خودرابرپامي كنند. يكروزصبح ردهائي ازجاي پاهاي بزرگ روي برف دربيرون چادركه قطعا" توسط يك جانداربزرگ وقوي ترازانسان برجاي مانده بوده رامشاهده مي كنند.

1998- كوهنوردامريكائي كريج كالونيكه گزارش كرده كه درقله اورست يك جفت يتي راكه ازسمت چين به پائين مي رفتندديده است هردوپشمالوبوده اند موهاي سياه براقي داشته اندوشق ورق راه مي رفته اند.

 

یتی _افسانه گمشده هیمالیا

 

یتی _افسانه گمشده هیمالیا

 

       

 

یتی سنبل زشت هیمالیا

در سال 1951 ردپای عجیبی بر روی یخچال منلانگ مابین تبت و نپال در ارتفاع حدود 6000 متری دیده شد. جای پا 33 سانت عرض و 45 سانت طول داشت، دارای 5 انگشت بود و انگشت داخلی پهنتر و بزرگتر از سایر انگشتان، پاشنه پا تخت و به شکل عجیبی پهن بود. ردپا تازه بود و در تابش نور در حال محو شدن. این همان چیزی بود که در عکسهای ارائه شده نیز مشخص بود، گرچه باور آن دشوار بود و تصاویر شبیه ردپای هیچ حیوان شناخته شده ای نبود.

 

مرد برفی

مردم نپال او را ""راکشاسا"" می نامند که در زیان سانسکریت دیو معنا می دهد. بر طبق نظر آنها داستانهای این حیوان به 4 قرن پیش باز می گردد، زمانی که نام یتی در اشعار ""راما و سیتا"" نقل شده بود. تا سال 1832 دائما از این حیوان اخباری نقل می شد.

اما معنای نام یتی ""موجود سحرآمیز "" می باشد. گرچه نشریات غربی به اشتباه آنرا مرد برفی منفور معنا کردند و موجب حراس مردم از این ساکن سحرآمیز دشتها و کوههای هیمالیا شدند.

افسانه ها یتی را به چند شکل وصف کرده اند، رامی 2.5 متر، نیالموت 4.5 متر و راکسی-بومبو 1.5 متر. اما به رغم اختلاف نظر در اندازه این حیوان در مجموع همه آنها به نوعی شکل یتی را یکسان توصیف می کنند: حیوانی با موهای قرمز(البته گروهی مدعیند موهای یتی خاکستری است)، کمی ترسناک و بسیار قوی، عده ای صدای وی را چونان سوت می دانند و عده ای نعره زن وصف می کنند، گروهی نیز صدایش را چون شیهه شیر می دانند. شایع است یتی علاقه زیادی به الکل دارد!.

البته چیزهای نامشخص بسیاری در مورد یتی نقل می شود و واقعا معلوم نیست حقیقت دارد یا نه!. گروهی معتقدند یتی بازمانده انسانهای اولیه است، که حدود 500.000 سال قبل به کوههای هیمالیا پناه آورده. تئوری دیگری یتی را نسل قدیم مردمانی می داند که برای رهایی از دست دشمنان به کوهها فرار کرده اند. اما عده ای که به این حرفها اعتقادی ندارند می گویند، جای پاها متعلق به خرس یا میمونها می باشد.

 

 

کوهنوردان و یتی

اما کوه نوردان و گروههای نخستین اعزامی به هیمالیا نیز با داستان یتی درگیر بودند، از جمله ادموندهیلاری نخستین فاتح قله اورست. آنها پوستی متعلق به حیوانی را یافتند که امروزه قسمتی از آن بعنوان پوست یتی در صومعه دهکده کومجونگ نپال نگهداری می شود. پوست متعلق به حدود 300 سال قبل بوده، 20 سانت عرض و 65 سانت طول دارد. گرچه دانشمندان آنرا به بزهای کوهی که پیشتر در شرق آسیا می زیستند نسبت می دهند.

البته گروههای زیاد دیگری هم بودند که در مورد این حیوان مطالبی را عنوان نمودند، اما کمتر مستنداتی در این مورد ارائه گردیده است. مگر چند عکس از ردپای حیوانی ناشناخته. بدین شکل عدم وجود اسناد موجب شد تا در سال 1961 دولت نپال رسما وجود یتی را نفی نماید و آنرا تنها افسانه بداند.

یتی اینک بعنوان یک سنبل ملی برای مردم تبت و نپال شناخته می شود و البته عاملی است برای کسب درآمد ایشان، ضمن آنکه عکس فرضی این حیوان بر روی پوسترها و تمبرها نیز نقش بسته.

 

 

 

یتی افسانه یا واقعییت ؟

 

یتی افسانه یا واقعییت ؟

 

yeti 

 

هيچكس نمي دانديتي واقعا" وجودداردويافقط يكنوع جانوري است كه اشتباها" به اويتي مي گويند.

خيلي ازآدمهافقط براي ديدن اواقدام به صعودمي كنندوبرخي نيزاورايك موجودساختگي مي دانند. ردپاهائي پيداشده وگفته شده كه يتي آنهارابرجاي گذاشته ، خيلي هاهم مدعي هستندكه اوفقط يك حقه است برخي نيزمي گويندمهم نيست چون يتي واقعي است .

ازيتي به عنوان عول برفي بابدني پوشيده ازمومثل يك گوريل بزرگ يادمي كنند. درتبت به اومتوخانگمي مي گويندكه مفهوم آن آدم برفي زشت است . محل زندگي يتي دررشته كوههاي هيماليامابين هندوستان ، نپال وتبت واقع شده است ، هيماليامكان خطرناك وغيرقابل پيش بيني است كه عده كمي موفق به ورودبه آن شده اند. آنهائي كه جرات رفتن به هيمالياراداشته اندمدعي ديدن يتي شده اند. شواهدي نظيرردپاهاوتكه هائي ازمووپوست وجودداردكه البته باتوسل به اين مدارك عده اي اورايك ميمون وحشي مي دانند. حتي اعتقادي هست مبني براينكه اوراهي است براي گسترش صنعت توريسم. آنهائي كه اوراباوركرده اندبه هيماليارفته اندتادنبال اوبگردندوتعداداندكي به موفقيت دست يافته اند. ازاين روست كه مردم معتقدنداوراهي است براي افزايش توريسم. صنعت توريسم اززمانيكه يتي كشف شدرونق گرفت.

يتي به عنوان يك جانوربي آزاروازطرفي وحشي وخطرناك پنداشته شده است . برخي ازمردم گزارش كرده اندكه يتي آنهارانجات داده است . آنهادرنزديكي مرگ بوده اندودستشان به جائي بندنبوده كه يك هيولاي پشمالومي آيدوآنهارانجات مي دهد. عده اي نيزاعلام كرده اندكه يتي خطرناك است . آنهامي گوينديتي وحشيانه به گله هايشان حمله كرده وبه مزارع آسيب رسانده است . همچنين مي گويندتنهادليلي كه باعث شده زنده بمانندتوليدسروصداي بلندبوده كه باعث شده يتي بترسدوفراركند. اين هم نمونه اي است كه ادعاي حمله يتي رادارد. يك دخترشرپامدعي مي شودكه يتي به اوحمله كرده . اومي گويدوقتيكه سرگرم اداره گله ياك بوده يك موجودي شبيه يك ميمون گنده معلوم نيست ازكجاپيدامي شودواورابه روي زمين مي كشدتااينكه دخترك جيغ مي كشدوميمون اوراازترس رهامي كند.اماياكهاخوش شانس نبودندووحشيانه دريده مي شوند. جريان به پليس اطلاع داده مي شودآنهاشروع به جستجومي كنند. ردپاهاي بيشماري درصحنه جرم پيدامي كنندكه احتمالا" متعلق به يتي بوده ولي مي توانسته يه يك ميمون گنده هم تعلق داشته باشد. اندازه اودرست بوده است ومنطقي بنظرمي رسيده ولي هيچكس حقيقتا" نمي دانداويتي بوده است .

همانطوركه اطلاع داريدداستانهاوحكايتهاي عاميانه اي درمورديتي گفته شده است . يكي ازاين روايتهاموردتوجه آقاي رام كومارپاندي پروفسورجغرافيادردانشگاه تريبهووان قرارمي گيرد. اواين داستان راثبت مي كندوبه مامي گويدكه چراجمعيت يتي هاروبه زوال گذاشته شده است . دهكده زيبائي بنام آلوگوان درناحيه خومبووجودداشته است . اين دهكده موردتوجه يتي هابوده وساكنين دهكده هميشه موردحمله آنها قرارمي گرفته اند. ولي اين حمله هاهميشه درشب اتفاق مي افتاده و يتي هادرطول روزمخفي بوده اند.

آنهامردم دهكده راتماشامي كردندكه درمزارع مشغول بكار بوده اندوازاين كارروستائيان متعجب مي شدندوبعدبه اين نتيجه رسيده اندكه تمامي اينكارهابراي تهيه غذااست(به اين نكته توجه كنيدكه يتي هاباهوش ترين مخلوقات روي زمين نيستند) وقتيكه شب فرامي رسيده آنهاسعي درتقليدازروستائيان راداشتند. تلاش آنهابراي تقليدازروستائيان به فاجعه منتهي مي شودوتمام مزارع رازيرورومي كنند. روستائيان ترتيب يك گردهمائي براي مشورت وبحث درمورداين بحران رامي دهند. درنهايت تصميم مي گيرندبادادن يكسري اطلاعات مانع ازحملات مداوم يتي بشوند.اين اطلاعات اين بوده كه آنهامي دانستندهركاري كه بكننديتي ازآنهاتقليدمي كندبنابراين ازاين حربه برعليه آنهااستفاده مي كنند. اولين قسمت نقشه استفاده ازپسربچه هاي شرپابوده است ، آنهادورهم جمع مي شوندو بشكه هائي راازآبجوپرمي كنند(آبجويك نوشيدني محلي درچانگ است) بعدبه بشكه هاسم اضافه مي كنندوآنهارادرمزارع باتعدادي اسلحه فلزي رهامي كنند.بعدشرپاهابجاي آبجو،آب مي خورندويكديگرراباسلاحهاي بي خطرچوبي بجاي اسلحه هائي كه درمزارع گذاشته بودندكتك مي زنند. وقتيكه همديگررامي زنندوانمودمي كنندكه مي ميرند. اين نقشه باعث مي شودكه يتي هاهم همين كارراتكراركننندامابه جاي آب آبجووبجاي اسلحه چوبي اسلحه فلزي دركاربوده است . بااطمينان كافي ازاين نقشه وقتيكه شب مي شوديتي هادقيقا" همان كاري رامي كنندكه روستائيان اميدوار بوده اندودرنهايت همه آنهاميميرند. فقط يك يتي باردارجان سالم بدرمي بردووقتيكه مرگ كليه افرادطايفه اش رامي بيندپابه فرارمي گذارد.

بعضي هامي گويندآنهائي كه مدعي ديدن يتي هستنددرواقع يكي ازاين چهارگونه راديده اند. موجودي كه شرپاهابه اودزوته مي گويند. دزوته يك حيوان بزرگ پشمالواست كه عمدتا" به گله هاحمله مي كند. نوع ديگرهماني است كه تبتي ها به عنوان خرس آبي آن رامي شناسند. اين جانوربسيارنادراست وفقط درغرب هيماليا ديده شده است ولي كسي حمله اورابه انسان نديده است . تنهامدركي كه اين موجودراثابت مي كندمقداري پوست ، استخوان وجمجمه است . سومين جانداربه عنوان گيبون شناسائي شده است كه گونه اي ازميمون است ولي هرگزآثاري ازاودرگذرازرودخانه برهماپوتراديده نشده است وآخرين نوع گونه اي است كه به آن ميه ته مي گويند. اين جانورنيزيك افسانه است ويك نوع ميمون وحشي است . بدن اوپوشيده ازموهاي سياه وقرمزاست ودرارتفاع بالاي بيست هزارپائي زندگي مي كند.

يتي هرچه كه هست هميشه تداعي يك خاطره ازآغازآفرينش درذهن دارد .

درآينده معماي يتي حل خواهدشد. اين رازسالهااست كه بشررابه دردسرانداخته است وهيچكس حقيقتا" وجوداورانتوانسته اثبات كندولي بشردرآينده آنراحل خواهدكرد. تكنولوژي درحال پيشرفت است وماشيني اختراع خواهدشدكه رخ دادن هرگونه فعاليت غيرمعمول راكشف كند. اين وسيله يتي راكشف خواهدكردوثابت خواهدشد كه اويك ميمون گنده است يايك افسانه. بله بااين وسيله بالاخره معماي يتي حل خواهدشد .

کشف رد پای یتی

 

کشف رد پای یتی

 

 

گروهي از گردشگران موفق شدند ردپايي از موجود افسانه اي هيماليا، يتي را در دامنه كوه اورست، منطقه خمبو بيابند.

جاشوا گيتس سرپرست اين گروه آمريكايي جمعه گذشته اين اظهارات را در يك برنامه تلويزيوني عنوان نمود: ما بسيار خرسنديم كه موفق شديم ردپاي يتي را پيدا كنيم. آدم برفي تبتي اينك براي ما چيزي بيش از افسانه است.

او با نشان دادن مدلي از ردپاي كشف شده، مطالبي را درباره اين موجود افسانه اي بيان نمود.

اين تيم شامل 14 آمريكايي و 9 نفر نپالي روز 24 نوامبر كاتماندو را به قصد كمپ اصلي اورست ترك نمود و پس از كشف ردپاي يتي با اجاره يك بالگرد خيلي سريع خود را به كاتماندو رساند.

جاشوا گيتس در مورد محل كشف ردپا گفت: در بازگشت از خومبو و در محل طلاقي رودخانه دودكسي با رودخانه گتي و در نزديكي روستاي مونجو در ارتفاع 2850 متري موفق به اين كشف شدند. بهادر راي كمك راهنماي تيم نخستين كسي بود كه اين ردپا را در حاشيه رودخانه ديد.

او گفت يكي از ردپاها حدود 30 سانتيمتر طول داشت ولي ساير آنها كوچكتر بودند، زيرا به شفافي و وضوح ردپاي بزرگتر نبودند.

جاشوا عنوان كرد نميتوانم باور كنم اين ردپا متعلق به خرس باشد، هر چند براي همه ما همچون يك ترديد مطرح شده.

آنها بلافاصله اقدام به قالب گيري از ردپا نموده و آنرا براي آزمايش به ايالات متحده ارسال كردند.

اين نخستين بار نيست كه ردپايي از موجود افسانه اي هيماليا كشف مي شود. نخستين بار در سال 1925 تومبازي عكاس يوناني مدعي ديدن اين حيوان در دامنه كوه اورست گرديد. از ديگر افرادي مدعي ديدن اين حيوان هستند مي توان از تنسينگ نورگي ياد كرد كه به همراه ادموند هيلاري توانست در 1953 قله اورست را فتح نمايد. همچنين اريك شيپتون و ميشل وارد نيز از جمله افرادي محسوب مي شوند كه در 1951 موفق به ديدن ردپاي يتي در مرز تبت شدند.

راينولد مسنر كوه نورد ايتاليايي را هم مي توان به عنوان فردي دانست كه سالها در تلاش براي كشف راز يتي به تحقيق پرداخت.

 

شيپتون و رد پاي يتي

 

شيپتون و رد پاي يتي

 

 

 

اين ردپاها احتمالا" معروفترين ردپاهاي يتي گريزپاتابه اين تاريخ هستند.

اريك شيپتون ازاين تك ردپاي موردادعاي يتي عكس گرفت وآنرااندازه گيري كرد، كه ازانگشت تاپاشنه 13 اينچ بود. اين ردپادرسال 1951 دريخچال منلانگ مشاهده شد.

درهمان دوره علاوه برردپاي يتي شيپتون ، پيتربايرن دراولين اكسپديشن خوددرمعيت لردجان هانت ، سرادموندهيلاري ، فرانك اسميت ، اچ دبليوتيلمن درسال 1948 نزديك به اطراف يخچال زمودرارتفاع پانزده هزارپايي ، يك رديف ردپاكه به ظاهرشبيه ردپاهاي كشف شده شيپتون بودندپيدامي كندكه هيچكدام شبيه به ردپاي خرسهاي قهوه اي بومي كه دربرف بجاي مي ماند،نبود زيراردپاهاي خرس پنجه نيزداردواحتمال داده شده بودكه يتي فاقدپنجه است درنهايت عكسي كه شيپتون گرفت پنجه اي رانشان نمي دادوبايرن نيزبه پنجه اشاره اي نكرد.

پتيربايرن به همراه تام اسليك درسال 1957 بعدازسه ماه كوهپيمائي درمحدوده رودخانه آرون درنپال دريك ماموريت اكتشافي براي اكسپديشن بعدي درچمويانك خولادرارتفاع 10000 پائي با يك رديف ردپاي يتي برخوردكرد. ردپاهاشبيه همانهائي بودكه بايرن سالهاقبل درسي كيم ديده بود، اندازه آنهاده اينچ بودباهمان ساختارقبلي.

 

 

 

اسليك وقتيكه باگروه ديگري درجائي ديگرفعاليت داشت يكسري ديگر ازاين ردپاهاراديدكه اندازه آنها13 اينچ بود.

ردپاهاي بعدي كه كشف شدشبيه ردپاهاي يتي باپنج انگشت واندازه آنهابين ده تاسيزده اينج متعلق به جانوردوپاباوزن قابل ملاحظه اي بود.

بايستي دروراي اخبار، عكسهاوسايرمواردمرتبط بااين ردپاهاي غيرعادي حقيقتي وجودداشته باشد، ردپاهاي بزرگ بجامانده وغيرعادي كه شبيه ردپاي انسان است .

براي يك كوهنورداظهارنظرغيرمسئولانه اي است كه فرض كنديتي صرفا" يك خرس است ، حال آنكه شماري ازردپاهائي كه پنجه اي ندارندوشباهتي نيزبه ساختارپاهاي خرس بومي نداردپيدامي شود.

 

حراج عکسهای یتی

 

حراج عکسهای یتی

 

 

 

فروخته شد ... به مردي باانگشتهاي پشمالو


درسال 1951 زمانیکه هنوزكسي قله اورست را صعود نكرده بود و يك "مسابقه" بين المللي براي تعيين اولين صعود كننده به قله درجريان بود، اريك شيپتون رهبري يك تيم تحقيقاتي، به منظوربررسي مسيري ازنپال به سمت اورست را برعهده داشت . این پنجمين باري بود كه ازآن مكان ديدن مي كرد. تيم شیپتون متشكل ازمايك وارد، بيل موري، تام برديلون ، ادموندهيلاري ، ارل رديفورد، آنگ تركي، پاسانگ بوتيا، نيما، تنسينگ پدروتعدادي شرپا بودند.

بعد ازموفقيت درتعيين مسيري ازسمت جنوب به سوي قله، تيم آنهابه كاتماندو بازگشت تا اقدام به يافتن راه فرعي جهت تحقيق درخصوص قلل گواري سانكار درحوضه رودخانه منلانگ(كه تا مدتها اشتباها" تصورمي شد كه اورست است) نمايد. دراين مكان بود كه شيپتون، مایک وارد و تنسينگ پدر به رد پاهاي عجيبي برخوردند .

 

اریک شیپتون می گوید

 

آنجا يكي ازآبرفتهاي يخي حوضه رودخانه ملانگ بود. درارتفاعي حدود 5791 متر در اواخر بعد ازظهرما به آن ردپاهاي شگفت انگيزروي برف برخورديم كه درج خبرآن باعث ايجاد شورعجيبي درجمعيت بريتانيا شد. چيزي بيش ازيك مايل يا يك مقدار بيشتر. ردپاها را دنبال نكرديم زيرا هركدام بار زيادي را با خود حمل مي كرديم وگذشته ازاين ما به مرحله ويژه اي درتحقيقات خود برروي حوزه رودخانه رسيده بوديم. من درگذشته تعداد زيادي ازاين ردپاهاي شگفت انگيزراديده بودم و سعي كرده بودم آنهارا دنبال كنم ولي هميشه روي يخ رفتها وسنگهاي نواحي يخچالي آنها را گم مي كردم. اين ردپاهاي جديد خيلي تازه بنظرمي رسيدند، احتمالا" چيزي بيش از24 ساعت ازعمرآنها نمي گذشت. وقتيكه موري و بورديلون چند روزبعد به دنبال ما آمدند ردپاها تقريبا" دراثرذوب شدن محوشده بود.

 

 

 

تنسينگ پدركه شك نداشت موجوداتي كه اين ردپاها را ايجاد كرده اند " يتي " يا " مردوحشي" هستند (حداقل دوتابودند) به من گفت كه دوسال پيش او وعده اي شرپا يكي ازآنها را درفاصله اي حدود 23 متري در تیانبوچه ديده است. اوآنرا نيمه انسان ونيمه وحشي توصيف كرد. قدي حدود 70/1 متر و سري دراز داشت، بدنش پوشيده ازموهاي قهوه اي متمايل به قرمز ولي صورتش بدون مو بود. دراواخرماه نوامبر وقتيكه به كاتماندو رسيديم، به زبان نپالي او را سئوال پيچ كردم (زبان هندي را نيز امتحان كردم) شكي درصداقت وي وجود نداشت . هرچه بود بنظرمي رسيد كه متقاعد شده كه آن موجود نه خرس است ونه ميمون ، البته باهردونوع حيوان ياد شده آشنائي كافي داشت
آنهادوريين ها رابيرون آوردند، تبريخ و پوتينهايشان راكنارردپاها براي مقايسه گذاشتند و ازردپاهاي يتي يكسري عكس گرفتند كه با راه يافتن به روزنامه هاي بريتانيائي غوغائي ايجاد كرد

 

عده اي آنرا باورو برخي نيزآنرا دروغ پنداشتند

 

ازاين ميان جهانگردان معروف محو اعتقاد سرد هيماليائيها به غول برفي شده و راهي " جستجو براي يتي" شدند. سرادموندهيلاري درسالهاي 61-1960 تيم كوهنوردي وهيمالياشناسي خود راهدايت مي كرد. اونيزردپاهائي يافت وباپوست سريك يتي كه درجعبه اي درمعبد کومجونگ نگهداري مي شد، يك پوست ومقداري استخوان برگشت. بررسيهاي علمي برروي اين اقلام ثابت كرد كه همگي "جعلي" مي باشند. پوست متعلق به خرس آبي هيماليائي بود، استخوانها ازمجموعه متنوعي ازجانوران گرفته شده بود وپوست سركه هيلاري آنرا باخود به پاريس – لندن وشيكاگو براي ارزيابي تخصصي توسط برترين جانورشناسان دنيا برد صراحتا" چيزي سواي هرنوع حيوان تشخيص داده شد.

"راینهولد مسنر" نيزمطمئن بود كه درسال 1986 يك يتي ديده است و راهي جستجوي مشهورخود براي يافتن اين موجود شد، بعداز12 سال او به اين نتيجه رسيد كه يتي درنهايت احتمالا" يك خرس قهوه اي تبتي(هيماليائي) است .
واما درباره ردپاهائي كه درسال 1951 مشاهده شده بود. بعضي معتقد بودند كه كه شيپتون خيلي ساده اطراف ردپاهاي خود را براي شوخي قالبگيري كرده است. اما مايكل وارد يكي ازاعضاء تيم درصحت عكسها وداستان آن اصراردارد. اواعلام كرد كه ردپاها به هيچ وجه دروغين نيستند. وارد درمقاله اي جالب درروزنامه طب وطبيعت وحشي ازجزئيات آن روزمي گويد، ولي نتيجه اي متفاوت درخصوص منشاء اين ردپاهامي گيرد.
اوصراحتا" ادعامي كند كه ردپاها توسط بوميهاي كوهستانهاي هيماليا كه پاهاي زمخت وكج وكوله اي دارند ايجادشده است. مقاله او ده سال پيش انتشاريافت
وهنوزيك باور نا متزلزل درمورد يتي پايدارمانده است

در 26 سپتامبر 2007 كريستي عكسهاي معروف يتي كه اريك شيپتون و يا هم تيمي او مايكل وارد درسال 1951 گرفته بودند را به حراج گذارد. عكسهائي كه درواقع چيزي جز ردپاهاي انسان نبوده اند این عکسها باقيمت پايه 2500 پوند به بالا به حراج گذاشته شدند .

 

گفتگو با مسنر در باره یتی

 

گفتگو با مسنر در باره یتی

وقتی یتی با انسان برخورد می کند بر روی دو پای خود می ایستد، در این زمان می توان تشخیص داد او قصد فرار دارد یا می خواهد حمله کند. راینهولد مسنر

مسنردر سال 1978 با صعود بدون اکسیژن خود به اورست اوج توانمندیهای انسانها را به نمایش گذارد. او در 1986 توانست با صعود قله لوتسه بعنوان نخستین انسانی که موفق به فتح 14 قله 8000 متری می شود نام خود را به ثبت رساند. مسنر همچنین از آن دسته کوه نوردانی بود که با پرداختن به موضوع یتی بحثهای زیادی را ایجاد نمود. او با انتشار کتاب جستجوهای من برای یافتن یتی My Quest for the Yeti از ملاقاتش با این موجود افسانه ای می گوید.

اینک توجهتان را به گفتگوی مسنر با نشریه نشنال جغرافی در مورد یتی جلب می نمائیم:

- پیش از ملاقات با یتی در مورد این موجود افسانه ای چه تصوری داشتید؟

ابتدا من یتی را همچون دیگران افسانه می دانستم. حقیقتا نمی توانستم باور کنم چنین موجودی واقعیت داشته باشد. در دهه های 50، 60 و 70 میلادی تصاویری از جای پاهای یتی گرفته شده بود و من آنها را مشاهده نموده بودم، اما چندان به آنها توجه نمی کردم. با خودم می گفتم بگذار هر چه دلشان می خواهد در مورد این موجود بیان کنند بدون شک این حیوان یک گاو بزرگ تبتی است.

- چه اتفاقی افتاد زمانی که برای نخستین بار با این حیوان روبرو شدید؟

زمانیکه برای نخستین بار با یتی ملاقات کردم، شب 21 جولای1986 بود، به او خیره شدم و به فکر فرو رفتم. با خودم گفتم این چه موجودی است؟! البته من نمی توانستم رنگ پوست و صورت او را ببینم. تنها قادر بودم سایه ای را در تاریکی مشاهده کنم زیرا او بسیار دور بود. زمانیکه به سمت او رفتم پیش از برخورد با او به جای پاهایی برخوردم که پیشتر در عکسهای مربوط به دهه 50 دیده بودم و من حیرت زده به آنها خیره شدم. جای پاها مربوط به حیوان تنومندی بود که بر روی دو پای خود ایستاده بود. پیشتر من به گونه ای از خرسهای قهوه ای و کمیاب تبت برخورد کرده بودم. جای پاها به آنها شباهت داشت.

- واقعا یتی چیست؟

یتی را می توان اوج افسانه های مردم هیمالیا دانست. آنها به تلویزیون و سینما دسترسی ندارشتند، این امر موجب خلق افسانه در میان آنها می شد. اما برخی از این افسانه ها مانند یتی ریشه در واقعیاتی دارند که از دل طبیعت خلق شده اند.

مردم محلی داستانهایی را برای هم نقل می کنند. بمرور و با گذشت سالها هر کس بخشی را به این افسانه ها می افزاید و این همان چیزی است که آنها لمس نموده اند. یتی را می توان اوج این تصورات در نظر گرفت، گر چه جانور شناسان آنرا نمودی از خرسهای تبتی به حساب می آورند و این افسانه ها را به خرسهای تبتی پیوند می دهند.

- چگونه این افسانه ها با خرسهای تبتی پیوند می خورند؟

افسانه ها یتی را موجودی با قامت حدود 2.5 متر بیان نموده اند. آنها یتی را سیاه رنگ می دانند، ولی گروهی یتی را موجودی کوچک می دانند، آنها معتقدند موجودی است قرمز رنگ، باید توجه کرد نوع کوچک خرسهای تبتی مایل به قرمز هستند.

همه چیز به شکلی کامل در کنار هم جفت و جور شده. به طور مثال آنها می گویند: زمانیکه یتی به انسانی برخورد می کند بر روی دو پا ایستاده و سوت می کشد، زیرا احساس خطر می کند و قصد دارد تا توانایی خود را به رخ آنها بکشد. در این حالت اگر فرار نکنید خواهید مرد.

- در واقع یتی موجودی است قوی، تنومند و خطرناک؟

او می تواند با یک ضربه مشت یاکی را از پای در آورد. هیچ حیوانی را در هیمالیا سراغ دارید که دارای چنین توانمندیی باشد؟! یاکها همانند بوفالو تنومندند. من یاک مرده ای را دیدم که با ضربه ای از سوی یک خرس تبتی و یا احتمالا یتی کشته شده بود.

- شما یاکی را دیده اید که با یک ضربه کشته شده بود؟!

من چگونگی مرگ یاک را ندیدم، بلکه در پی ردپای یاک مرده، جای پاهای عظیمی را دیدم که می توانست به یتی یا چموی غول پیکری تعلق داشته باشد(در برخی از مناطق تبت یتی را چمو می نامند)!. سپس حیوان مرده ای را یافتیم که پس از کشته شدن در زمین دفن شده بود و این شبیه همان کاری بود که خرسها برای ذخیره غذایی خود صورت می دهند.

- چرا مردم محلی خرسهای تبتی را همان یتی واقعی نمی دانند؟

یتی حیوان شب است و تنها می توان سایه عظیمی از این حیوان خطرناک را مشاهده کرد. آنها می دانند در شب هیچ شانسی برای مقابله با چنین حیوانی ندارند. آنها زمانی متوجه یتی می شوند که به یاکی مرده یا رمه ای تلف شده برخورد می کنند. اشتهای اغلب آنها شبیه خرسهای تبتی است، مردم آنها را همچون خرسهای تبتی با توانمندی فکر انسانی می دانند.

- چه عاملی موجب علاقمندی حزب نازی به یتی شد؟

یک نازی توسط هیتلر و هیملر برای جستجوی یتی به هیمالیا فرستاده شد. ژرمنها امیدوار بودند تا یتی بتوانند حلقه گم شده نژاد آریایی باشد. در واقع هیملر با پیشنهاد این کار ریسک بزرگی را صورت داد. نام این مرد پرفسور ارنست شیفر بود. وی تنها چند سال قبل درگذشت. من تماسهای زیادی با وی داشتم و البته در این مورد کشمکشهای فراوانی میانمان در گرفت. وی سعی در پنهان نمودن این قضیه داشت، زیرا او برای 3 سال در زندان نورنبرگ محبوس بود. وی دانشمند بزرگی بود، اما در افکار منهت نازی غرق شده بود.

- آیا این مرد نازی باور داشت یتی تنها یک خرس است؟

شیفر در تحقیقات خود دریافته بود احتمالا یتی یک خرس تبتی می باشد. وی دو خرس تبتی را به سالزبورگ برده بود. او پیش از مرگش به من عنوان نمود:"" من کاملا مطمئنم یتی یک خرس است، اما اگر این موضوع را به حزب نازی می گفتم بدون تردید مرا می کشتند"".

- آیا مردم محلی در راس افرادی قرار داشتند که خرس ها ی تبتی را یتی قلمداد می کردند؟

مردم شرق تبت به من گفتند:"" یتی موجودی است که زنها را می دزدد، قاتل یاکها است و در زمستان غالبا بزها را سرقت می کند، و او کمی شبیه ما انسانها است. زمانیکه یتی سوت می کشد ما ناچار به فراریم"". این دقیقا شبیه همان داستانی است که شرپاها در مورد یتی عنوان می نمودند.

آنها مرا به مکانی بردند تا یکی از آنها را ببینم، اما او یک خرس تبتی بود. آنها عنوان کردند:"" این دقیقا همان موجودی است که به قصد دزدیدن یک زن و کشتن یاکهای ما آمده بود"".

- دیدگاه نهایی شما در مورد یتی چیست؟

من به پاکستان و روستای کوهستانی دورافتاده ای رفتم. آنها می گفتند:"" در حدود 100 یا 200 سال قبل یک یتی زنی را از این دهکده می دزدد، این زن حدود 2 سال با یتی زندگی می کرده"". به آنها گفتم این حرفها احمقانه است.

از آنها پرسیدم: آیا این موجود هنوز در این اطراف زندگی می کند؟

آنها پاسخ مثبت دادند!

پرسیدم: مکان زندگی این حیوان کجاست؟

آنها گفتند: کسی نمی تواند به محل زندگی او برود زیرا رفتن به آنجا بسیار دشوار و خطرناک است!

به آنها گفتم: هرجا باشد می روم، حتی حاضرم برای این مسئله به شما پول بدهم.

اما می دانید چه یافتم: آنجا تنها یک خرس زندگی می کرد.

- چرا محلیها از نزدیک شدن به آن محل واهمه داشتند؟!

آنها می ترسیدند به محل زندگی حیوان بروند، زیرا آخرین خرس رویت شده بهترین آنها بود. این حیوان بسیار جوان بود و حدود 6 یا 7 سال بیشتر نداشت. نزدیک خانه اش جست و خیز بسیاری می کرد، سپس در همان مکان به خواب رفت. ما به حدود 100 متری وی رسیدیم، راهنمای محلیم گفت، حیوان بسیار خطرناک است، بهتر است نزدیکتر نشویم. به او گفتم دوست دارم آنقدر به او نزدیک شوم تا بتوانم چهره این دوست جدیدم را ببینم. قصد داشتم ببینم چه کسی است که حدود 12 سال مرا به دنبال خود کشیده؟! حدود 20 متری حیوان بودیم که راهنمایم متوقف شد. وی از ترس می لرزید و عرق سردی بر چهره داشت. به او گفتم من کمی به حیوان نزدیکتر خواهم شد. دستم را گرفت و مرا متوقف نمود. خود را رها کردم، او برگشت تا بگریزد.

حدود 20 متری خرس بودم، حیوان بسیار خطرناک بود. زیرا هنگامی که بیدار شد، به شدت عصبانی شد. من چوب دستیم را بلند نموده، شروع به نعره زدن کردم. حیوان پا به فرار گذاشت.

- بیشترین موانعی که در جستجوی یتی با آن روبرو بودی چه بود؟

بیشترین مشکلات در چین بود. آنها اجازه ورود سرزمینشان را نمی دادند. دریافت اجازه ورود به چین واقعا دشوار بود. من هیچگاه با ایشان در مورد یتی صحبت نکردم.

زمانیکه برای نخستین بار برای پیمایش شرق تبت رفتم هیچ اجازه نامه ای نداشتم. من خیلی خوش شانس بودم که به زندان نیافتادم.

- چه شد وارد عرصه سیاست شدید؟

ابتدا قصد نداشتم وارد سیایت شوم، بیشتر دوست داشتم به عرصه هنر بروم. من تمامی افکاری را که در سر دارم باید جامع عمل بپوشانم. ضمن آنکه دوره حضورم در پارلمان اروپا تا آوریل 2004 بود و اکنون از سیاست آزادم.

- به نظر شما برترین شکل ماجراجویی کدام است؟

ارنست شکیلتون می گه :"" تحمل سفر به کشورهای دور افتاده بزرگترین شکل ماجراجوئیست"". بخصوص اینکه وی خود توانایی درک مردم این سرزمینها را داشت.

البته شکیلتون در اکثر مواقع شکست خورد، اما خوب می دانست که شکستها بیش از پیروزیهایش به او نفع می رساند.

گاهی شما نیاز دارید که در کارتان موفق شوید، اما اگر مغلوب هم شدید بهتر است دانسته مغلوب شوید.

- آیا این یک تئوری بزرگ است؟

باور کنید، برخی تئوریهایشان را همانند چیزی که من در مورد یتی ارائه کردم نشان می دهند. این خیلی منطقی است و در واقع پاسخگوی تمامی پرسشهایمان است

افسانه يتي در اورست دوباره زنده شد

 

افسانه يتي در اورست دوباره زنده شد

 

یك مجري تلويزيوني آمريكايي مي گويد ، او و اعضاي تيمش ردپاهايي را در منطقه اورست در نپال يافته اند كه مشابه ردپاهاي موجود افسانه اي «يتي» است. با كشف اين ردپاها بارديگر افسانه مرد برفي هيماليا و اورست مشهور به «يتي» زنده شده است.
به گزارش شبكه
BBC ،‌ جاش گیتس، مجری آمریکایی که به همراه تیم خود در منطقه اورست سرگرم تهیه یک مجموعه تلویزیونی به نام (
Destination Truth ) در مورد موجودات افسانه ای است، می گوید، جستجو برای یافتن یتی را شب ها و با کمک چراغ قوه انجام داده است زيرا افرادي که ادعا مي كنند این موجود عظیم الجثه انسان نما را دیده اند، می گویند هنگام شب او را مشاهده کرده اند.
با اينكه تيم گیتس موفق به مشاهده یتی نشده است، اما یکی از اعضای نپالی گروه او سه رد پا کشف کرده است.
اين ردپاها كه چهارشنبه گذشته كشف شده اند هيجان زيادي را در كشور نپال برانگيخته اند.

جاش گیتس به BBC گفت ،یکی از این رد پا ها كه ردی تازه و دست نخورده است ۳۳ سانتیمتر طول و ۲۵ سانتیمتر عرض داشته است. رد دیگری که کشف شده، جای یک پاشنه پا و دیگری ردی نامشخص تر است.
گیتس می گوید رد پای کشف شده که اثر
۵
انگشت نیز در آن دیده می شود، مشخصاتی انسانی دارد.
او گفت ، این ردپا ساختگی به نظر نمی رسد و به علاوه فکر نمی کند که رد پا به جانوری مانند خرس تعلق داشته باشد.
اما در عین حال خود گیتس می گوید که اعتقاد چندانی به وجود یتی ندارد و نمي داند در مورد این رد پاها چه توضيحي دهد.

تیم جاش گیتس از این رد پاها قالب برداری کرده است و دانشمندان آمریکایی این قالبها را مطالعه خواهند کرد.
نخستین گزارش های مربوط به مشاهده یتی، به صدها سال پیش باز می گردد. برخی از قدرت های خطرناک این موجود افسانه ای روايت كرده اند و برخی دیگر او را داراي قدرتی محافظ و کمک کننده دانسته اند.
در یک صومعه بودایی در نزدیکی اورست، جمجمه ای نگه داری می شود که گفته شده به یتی تعلق دارد.
دانشمندانی که آنرا مطالعه کردند گفتند که این جمجمه از پوست آهو ساخته شده است، اما برخی کارشناسان دیگر با نظر آنها مخالف بودند.
در دهه 1950 میلادی یک کاوشگر بریتانیایی به نام اریک شیپتون از رد پاهایی به جا مانده در برف عكس گرفت که برخی با قاطعیت آنها را ردپاهاي يتي مي دانند .