يخچالهاي طبيعي پاكستان

 

  يخچالهاي طبيعي پاكستان

 

مقدمه

به نظر نمي رسد جغرافي دانهاي آكادميك در مورد توصيف دقيق یخچالها كاملا متفق باشند. ما بايد يخچالها را به مانند توده هاي عظيم برف به صورت رود خانه هاي يخ زده در دره هاي كوهستاني توصيف كنيم كه از بالاي مسير برفي سرچشمه گرفته اند. نواحي قطبي (قطب شمال و جنوب)، بخاطر داشتن بزرگترين يخچالهاي كره زمين شناخته شده اند قطبین مسيرهاي عبور دريايي را طي قرنها بر هم زده اند. زيرا توده هاي عظيم يخبندان از بدنه اصلي شكسته و به درون اقيانوس لغزيده اند، و به شكل كوه يخي شناور در آمده اند.

 

 

 

محققان مي گويند كار بررسي در قره قروم ساده نيست. آنجا صدها مشكل وجود دارد. مناطق، غير قابل دسترسي، مسيرها خيلي مشكل و آبهاي منجمد، عدم سهولت در حمل و نقل و ارتباطات، منابع ناكافي در تهيه تجهيزات و افراد آموزش ديده، فقدان تصميم گيري و فداكاري، برنامه ريزي ضعيف و مديريت بد، كار بررسي را در آنجا مشكل كرده است.

در هر صورت بايد پذيرفت كه در هر حال كارهايي انجام شده كه در حال حاضر ما مي توانيم اين يخچالها را توصيف كنيم. اصلي ترين تفاوت بين يخچالهاي قطبي و يخچالهاي منطقه پاكستان اين است كه يخچالهاي مناطق قطبي در درياها واقع شده اند، در حالي كه يخچالهاي پاكستان در ارتفاعات 20هزار تا 27 هزار پايي بالاي سطح دريا، تقريباً در آسمان معلق اند.

در میان صدها يخچال پاكستان، يخچال سياشن جایگاه ویژه ای دارد.

يخچال سياشن 46مايل/74 كيلومتر طول داشته و عرض آن از 2 تا 4 مايل می باشد. اين يخچال در ارتفاع 17 تا 20 هزار پايي بالاي سطح دريا واقع شده و با تعدادي يخچال كوچكتر محاصره شده، از جمله بيلافوند، چوميك، لولوفند، ترام، شر، سيالا و...

اين يخچالها در شرق قره قروم قرار گرفته اند، در آنسوي دره هوشی و دانسوم، ميان سياشن موزتاق و رشته كوه بالتورو كه كوهها بزرگي با ارتفاع متغير از 18 هزار تا 24 هزار پايي بالاي سطح دريا قرار دارد.

پيش از 1982، اين محل امن ترين منطقه اي بود كه حركتي به جز رقص آرام پوسته هاي برفي و نغمه بادها نداشت. براي سالها گوشه و كنار صخره ها، تپه هايي پوشيده از برف باقي مانده بود. طي سالهاي3-1982 نيروهاي هندي، به آرامي بوسيله هلي كوپتر و سپس از طريق راههاي پر شيب زميني به منطقه وارد شدند.

آنها تقريباً همه ارتفاعات كليدي كوهها و تمام بخش جنوب غربي را اشغال كردند. اين كار بسيار برنامه ريزي شده و دقيق بود. آنها منطقه اي را كه متعلق به خاك پاكستان بود، اشغال كردند. رفت و آمد به آن منطقه را ممنوع اعلام كرده بودند، اين درحالي بودكه پاكستان ارتش منظمي براي سركشي به آنجا نداشت.

اما به محض اينكه خبر حركت هندي ها منتشر شد، ابعاد اثر بخشي به خود گرفت و همه چيز به يك تباني در پايان سال 1983 منتهي شد. پاكستان تلاش كرد منطقه را برگرداند. اما هندي ها استحكامات و جانپناه هاي خوبي داشتند و بواسطه آن تمام نقاط مرتفع كليدي را اشغال كرده، چنانچه تمام تلاش پاكستان در بيرون راندن آنها بي نتيجه ماند.

از آنجايي كه هيچ كشوري روي زمين نمي تواند تحمل كند بخشي از خاكش بوسيله دیگری اشغال شود (هر چند آن زمين بي استفاده هم باشد)، پاكستان گامهاي ديگري را در بيرون راندن آنها در پيش گرفت، و اين چنين جنگ در گرفت. البته هيچ انسان عاقلي گمان نمي كند در 18 هزار پايي بالاي سطح دريا بتوان جنگيد.

در چنين فرايندي، در هر صورت هزاران زندگي پرارزش از دست رفت، نه بخاطر شليك اسلحه يا حمله یکی از طرفین، بلكه بخاطر طوفانهاي برف، سرماي گزنده، بادهاي سرد كشنده، نبود اكسيژن و ساير عوارض مربوط به آن.

شكي وجود ندارد كه سيستم بسيار پيچيده يخچالها، دنياي ناشناخته اي است، كه براي مردم عادي به هيچ وجه آشنا نيست. اين يخچالهاي بيرحم و وحشي، اغلب در نگاه اول روح با شكوه شان را در مقابل بشريت آشكار مي كنند كه بطور قطع از هر جهت شيطاني است. گاهي براي ماه ها و گاه براي سالها آنها برنامه ريزي و طرح حركت هایشان را به آرامي و بصورت محرمانه ادامه مي دهند، مانند حركت يك مار بزرگ پيش از حمله به قرباني اش.

پس از مدتي ساكت و بي حركت ماندن، آنها بيك باره از هم پاشيده و همه چيز را درسر راه خود از بين مي برند. آنها اغلب چندين روستا را از بين برده، راهها را مي بندند و مسير رود خانه ها براي چندين روز بسته ميشود. و فجايع باور نكردني به بار مي آورند.

شكي نيست كه اين يخچالها براي مردمي كه در كوهستان و دره ها زندگي مي كنند، سرچشمه دائمي ترس و خطر هستند. اما آنها در عين حال منابع دائمي جريان آب هستند كه كاميابي را براي مردمي كه در جلگه ها زندگي مي كنند به همراه دارد. آنها در اين زمين ها زندگي مي كنند و كشاورزي و باغاتشان در آنجا قرار دارد. كه آنجا را با آب يخچالها زه كشي كرده و در سراسر منطقه رودخانه ها و نهرهاي متعددي جريان مي يابد.

ترديدي نيست در سياشن وضعيت جنگي وجود دارد. بازديد كنندگان با سرماي بينهايت و تنفر فوق العاده اي در طي چندين روز روبرو مي شوند.

انحصاري كردن بلندي كوهستان، به نظر خصومت شخصي با بازديدكنندگان است، نه تنها براي صعود طولاني مدت از مسيرهاي صعب العبور تر، انسان را از پا در ميآورد، حتي فواصل كوتاه بسيار بلند و غير قابل عبور به نظر مي آيد. بخاطر نبود اكسيژن، بدن و مغز كوهنورد ضعيف مي شود، واكنش هاي بدن بطور خطرناكي به آرامي كاسته مي شود و انرژي انسان گرفته مي شود، در نتيجه توان زندگي از دست مي رود.

من بايد اعتبار و اعتقاد كاملي به سربازان پاكستاني بدهم كه براي دفاع از بخش مهمي از پاكستان در چنين شرايط نامناسبي تلاش مي كنند.

اين حقيقت را بايد پذيرفت كه ميليونها شهروند هندي رنج گرسنگي و قحطي را تحمل كردند، ميليونها نفر در پياده روها به دنيا مي آيند، در پياده روها مي خوابند، زندگي شان را در پياده روها مي گذرانند و در همانجايي كه بدنيا مي آيند، مي ميرند؛ ميليونها نفر ديگر هر سال بخاطر بيماريهاي واگيردار و گرسنگي مي ميرند. بخش كوچكي از مبلغي كه هندي ها براي تلاش در سياشن مي پردازند، اگر معطوف رفاه اجتماعي شان گردد، مي تواند هزاران شهروند هندي را نجات دهد.

 

oltar 

یخچال اولتار

 

يخچالهاي منطقه قره قروم

 

برخي از يخچالهاي مهم واقع شده در كوه هاي پاكستان در زير آورده شده است:

بالتورو: 36 مايل(58 كيلومتر) طول و که از طویلترین یخچالهای دنیا در خارج از مناطق قطبي است. تعداد زيادي از قله هاي قره قروم در دوسوي آن قرار داشته و همچنين تعدادي يخچال فرعي در اطراف آن وجود دارد.

بارپو: در دره ناگار.

 

باتورا: 36مايل (58 كيلومترطول). در دره هونزاي عليا كه در نزديكي دوست داشتني ترين قلل دنيا قرار گرفته: باتورا موزتاق، كمپير و ديور و ...

بيافو: حدود 37مايل (59 كيلومتر)، واقع در بخش مركزي قره قروم. اينجا محل تلاقي بزرگترين يخچالهاي كوههاي آسياست. بيافو و هيسپار در پهنه ای حدود 60 مايل(10 كيلومتر) در جهت شرقي - غربي چشم انداز پر ابهت ترين و دورنماي باشكوه را رقم زده. مارتين كانوي جغرافي دان بريتانيايي اين پديده را چنين توصيف مي كند: "شگفتي هاي زمين به خاطر می آورند كه زندگي ادامه دارد."

بيانگ: نزديك برج موزتاق و قله بيانگ

بيارچدي: نزديك قله بيار‌چدي ژاكورا، كه به بالتورو مي پيوندد.

بيلافوند: نزديك قله K-13.

 

برالدو: يكي از تغذيه كننده هاي رود شاكس گام.

چوگولانگما: با 11مايل (17كيلومتر) طول. نزديك قله هاي مارلوبيتينگ و هاراموش، تغذيه كننده بوشا از شعبه هاي ايندوس.

 

 

 

چولونگ: يكي از تغديه كنندهاي رود دانسوم.

چوميك: نزديك گيونگ لا، به يخچال بيلافوند مي پيوندد.

گاشربروم: 12 مايل(17كيلومتر). ميان يخچال اوردك و سينقي.

قاندر شيش: در دره ناگار

 

 

 

گوندو كورو: نزديك قله ماشربروم.

 

هيسپر: 36:63مايل(59 كيلومتر) طول. تا نوك گذرگاه هيسپر ادامه يافته. پهناي آن در حدود 3مايل(4كيلومتر) است. يكي از 4 يخچال كوه است كه بوسيله تعداد كوچكتري، به شكل متوازي الاضلاع احاطه شده است. بخشي از يخچال هيسپر در ارتفاع 17500پا(5334 متري) قرار گرفته است. كه در پايان به يخچال بيافو مي پيوندد. هيسپر و بيافو در كنار هم بزرگترين يخچال خارج از ناحيه قطب شمال را تشكيل مي دهد (لازم به ذکر است مولف نسبت به یخچالهای طویل منطقه پامیر اطلاعات جامعی نداشته).

خابري: نزديك قله چوگوليسا و K-6 و K-7 تغذيه كننده رود كندوس.

خال خال: به يخچال گادوين آستن در نزديكي قله هاي ماربل و كريستال مي پيوندد.

خين يانگ چيش: در دره ناگار.

خورد پين: 26مايل(41كيلومتر) طول در شمال شرقي دره هانزا.

كون يانگ: در دره ناگار.

كوتيا: در كوهستان هاراموش.

ماندو: نزديك به يخچال يرمانندو.

ماشربروم: نزديك قله ماشربروم، تغذيه كننده هاشه.

ميار: در دره ناگار.

ميناپين: در دره ناگار.

پيسان: در دره ناگار.

موم هيل سر: در دره ناگار.

پورماري كيش: در دره ناگار.

ميتر: نزديك قله ميتر. قبل از اينكه به بالتورو بپيوندند به يخچالهاي بيارجدي و گادوين آستن، ملحق مي شود.

ريمو: در قره قروم شرقي واقع شده است. در رودخانه شيوك در هندوستان تقسيم مي شود.

ساويا: نزديك K-2 و به يخچال گادوين آستن مي پيوندد.

سياشن: 46مايل(47كيلومتر) طول دارد. در قره قروم شرقي ميان ارتفاعات سياشن موزتاق و بالتورو.

 

 

                                     

                            

سكامري: نزديك قله كراون . تغذيه كننده شاكس گام.

سكي يانگ: 7مايل(11كيلومتر).

ترينيتي: نزديك قله ترينيتي

ويگن: نزديك قله ميتره و بريد. در نزديكي كونكورديا به يخچالهاي بالتورو و گادوين آستن مي پيوندد.

ويرجداگ: 24مايل(38كيلومتر) طول دارد. در شمال شرقي دره هانزا واقع است.

يازگيل: 18 مايل(29كيلومتر) طول دارد. در شمال شرقي دره هانزا و شيمشال واقع شده است.

ين گوتز: دردره ناگار.

البته چندين يخچال ديگر وجود دارد كه در اينجا ذكر نشده اند. چرا كه خيلي از اين يخچالها غير قابل دسترسي اند و اطلاعات قابل اعتماد و موثقي درمورد آنها در دست نيست.

 

مهمترین یخچالهای کوهستانی هیمالیا

 

 

مهم ترین یخچالهای کوهستانی هیمالیا

 

رشته کوه قراقروم

نام یخچال- طول یخچال بر حسب کیلومتر- محل قرار گیری
سیاچن=75 = نوبرا
فدچنکو= 74= جنوب غربی پامیر
هیسپار= 62 کیلومتر= شاخه ای از رودخانه هونزا
بیافو= 59= دره برالدو
باتورا=58= هونزا
بالترو= 58= دره برالدو
چوگولونگما= 50= رشته کوه راکاپوشی- آراندو
خوردوپلا= 47= دره شمشال
لولوفوند= 40= غرب سیاچن
یارکاندریمو= 40= دره شیوک
موهیل یاز= 32= دره شمشال
گادوین آستین= 30= کی دو
چنگ کومدون= 21= شیوک
گاشربروم= 16= دره گاشربرومها

رشته کوه پیرپنجال
سوناپانی= 15= دره چاندرا
بارا شیگری= 10-20= دره چاندرا
راکیوت= 15= نانگاپاربات
کونگانگری= 13= منطقه نون
چونگپار= 13= نانگاپاربات

هیمالیای کومون- گاروال
گانگوتری= 30= سرچشمه گانگا
میلام= 20= گوری گانگا
بهاگرا خاراک= 18= نزدیک بدرینات
مانا= 18= دره مانا, شمال گانگوتری
ساتوپانچ= 16= نزدیک بادرینات

مرکز هیمالیای نپال
یپوکانگارا= 13.5= گوسنتیان
لیداندا= 11= ماناسلو
چائولینگ= 11= ماناسلو
مایوندی= 11= دائولاگیری هیمال

کانچن چونگا- رشته کوه اورست
رانگ بوک= 52= جبهه شمالی اورست - تبت

زمو=25= دره زمو= شمال کانچن چونگا, سرچشمه رودخانه تیست
کانچن چونگا= 21= شمال کانچن چونگا, بالای رودخانه کانچن
خومبو= 20= جنوب کوه اورست
کانشونگ= 19= شرق اورست
تولام بائو= 19= جنوب غربی قله بارون تسه
بارون= 15= شمال شرقی قله بارون تسه
رامبانگ= 10= کانچن چونگا

 

یخچالهای کوهستانی

 

یخچالهای کوهستانی

 

 

يخچالهاي طبيعي
بر اثر تغيير شكل برف يخچالها پديد مي آيند. در اثر شرايط مساعد و بواسطه تراكم ساليانه برف، انباشته گيهاي عظيمي بوجود مي آيد. فشار حاصل از وزن لايه هاي فوقاني، تراكم بلورهاي سوزني شكل برف را سبب مي شود. در تابستانها، ذوب جزئي برف نيز اين مسئله را تشديد مي كند. در نتيجه لايه اي برف زيرين تدريجا به يخ برفي – نوه Neve – تغيير شكل مي دهند. ادامه اين اعمال با افزايش لايه هاي فوقاني برف، يخ برفي را ابتدا به يخ حباب دار و سپس بر اثر افزايش فشار و خروج كامل هوا به يخ بلوري تبديل مي كند. بر حسب مرز برفهاي دائمي، يخچالها هم در عرضهاي بالا (قلمرو هاي قطب شمال و جنوب) و هم روي قلل كوهستانهاي مرطوب در عرضهاي متوسط و پائين به وجود مي آيند. هر اندازه به استوا نزديك مي شويم، يخچالها نيز در ارتفاع بالاتري تشكيل مي شوند

قسام يخچالها

جغرافي دانان يخچالها را بر اساس خصوصيات ژئومورفولوژيكي (زمين ريخت شناسي) تقسيم بندي مي كنند، كه بر اين اساس يخچالها به دو گروه زير تقسيم بندي مي كنند:


يخچالهاي ناحيه اي يا قاره اي

يخچالهاي قاره قطب جنوب و گروئينلند، نمونه هايي از يخچالهاي ناحيه اي يا قاره اي مي باشند كه آيلندسيس (اصطلاحي نروژي به معناي يخ درون قاره اي) مي نامند. اين يخچالها به دليل مايل تابيدن خورشيد و متعاقب آن كاهش دما، پديد آمده و وسعت زيادي از خشكيهاي نواحي قطبي را در هر دو نيمكره از يخ مي پوشاند. آيلندسيسها حدود 97 درصد سطح پوشيده از يخ كره زمين را در بر مي گيرند.

همچنين وسعت يخ در نواحي قطب جنوب به دليل وجود خشكيهاي بزرگ به مراتب بيش از قطب شمال است.

قطب شمال نيز درياي است يخ بسته، لذا فقط بخشي از جزاير يا مجمع الجزاير شمالي قاره هاي آسيا و آمريكا و قطعات بزرگ و پراكنده اي مانند گروئينلند، از يخ پوشيده شده اند.

 

 

 يخچالهاي محلي

اين يخچالها بر خلاف يخچالهاي قاره اي بسيار پراكنده بوده و ضخامت كمتري دارند. اين نوع يخچالها به استثناي قاره استراليا در همه خشكيها وجود دارند.

از مهمترين اشكال يخچالهاي محلي، يخچالهاي دره اي هستند. در هيماليا و آلپها بهترين نوع اين يخچالها به چشم مي خورند.

از مهمترين و طويلترين يخچالهاي كوهستاني مي توان به يخچال هاي زير اشاره نمود:

هوبارد در آلاسكا به طول 120 كيلومتر

اينلچيك در تيان شان 80 كيلومتر

فدچنكو در پامير 77 كيلومتر

آلتش در آلپ 33 كيلومتر

حركت يخچالها

يكي از مهمترين ويژگيهاي يخچالها شناسايي سرعت حركت آنها است. حركت يخچالها عموما در آيلندسيسها كمتر از يخچالهاي محلي است، كه دليل آن همانا شيب كمتر محيط مي باشد. سرعت يخچالها از طريق نصب علائم يا رنگ كردن سنگها بر سطح يخ، استفاده از شواهد راديواكتيويته و مطالعه فتوگرامتري سطح عوارض يخ صورت مي گيرد. البته اين روشها بيشتر براي اندازه گيري سرعت حركت سطح يخها انجام مي شود.

بر اساس مطالعات سرعت حركت يخچالها از چند 10 متر در سال فراتر نمي رود. گرچه گاهي بر اساس شراط محلي سرعتهاي بيشتري نيز ثبت شده.

حركت يخ در بخشهاي مياني يخچال مونت اينورس حدود 125 متر در سال، فدچنكو در پامير 185 متر در سال و در يك مورد استثنايي حركت يخ در يخچال مالاسپينا در آلاسكا سال 1930 حدود 2400 متر ثبت گرديده.

همچنين تجربه نشان داده يخچالها هر 20 تا صد سال يكبار، طغيان بزرگي دارند.

اصطلاحات يخچالي

كريوكونيت- گاهي سطح يخچالها به شكل غربال، پر از سوراخهاي ريز و درشت مي شود، كه علت آن جذب حرارت بيشتر به وسيله سنگهاي تيره رنگ، و ذوب شدن تدريجي يخهاي مجاور آن و فرو رفتن سنگها به داخل يخچال است.

 

پني تانت
 ستونهاي كله قندي، در رديفهاي مشخص بر سطح بعضي يخچالها كه حاصل تبخير مستقيم يخ است و با تشعشع حرارتي خورشيد ارتباط مستقيم دارد. راس تمامي مخروطهاي حرارتي نيز به سمت خورشيد است.

یخچالهاي مخزني
 چنانچه ميزان تغذيه و افزايش حجم يخچال بيش از تخليه آن باشد، يخچال را مخزني يا ذخيره اي مي نامند


يخچال تخليه اي
 چنانچه موازنه منفي بوده و برداشت بيش از ذخيره باشد، يخچال را تخليه اي مي نامند.