مرد خوش شانس

 

 

 

مرده خوش شانس

اگر در سرتان آرزويي بزرگي همچون ايستادن بر فراز بام دنيا اورست را داريد، چندان غصه نخوريد، تنها نياز به يك حساب بانكي پر از پول براي تهيه تعدادي شرپاي پرتوان، راهنماهاي مجرب، كپسول اكسيژن و كمي صبر و حوصله داريد!

اما زياد جدي نگيريد، اورست همچنان روحي مخوف دارد، خطرات آن در كمين نشسته اند و گريبان هر كسي را كه نافرماني كند مي گيرد.

فصل صعود 2006 اورست كم از بهار 96 نداشت (در اين سال گروههايي از آمريكا و نيوزيلند در تلاش براي صعود قله گرفتار طوفان شده و 12 تن از اعضاي آنها از جمله سرپرستان صعودشان، راب هال و اسكات فيشر جان خود را از دست دادند). در بهار 2006 تعداد 11 كوه نورد از گروههاي مختلف در تلاش براي صعود قله كوه جان خود را از دست دادند و البته يك نفر نيز براي يك شب بعنوان دوازدهمين نفر كشته شد. لينكول هال كوه نورد بد شانس و يا شايد هم خوش شانس انگليسي شبي را به گمان مرگ در ارتفاع 8700 متري به سر برد تا روز بعد توسط گروهي از كوه نوردان و شرپاها زنده يافت شده و به پائين منتقل شود.

كوه نورد با تجربه استراليايي كه در سال 1984 ، يعني 22 سال پيش از دومين تلاشش توانسته بود قله اورست را صعود نمايد، با اين تصور كه تجارتش با اورست هنوز تمام نشده به اين كوه بازگشت. 22 سال قبل او شانسش را براي صعود به همراه نخستين گروه از كوه نوردان استراليايي كه براي فتح اورست عازم اين كوه مي شوند آزمود و با تيمي تجاري عازم اين كوه شد.

اما در دومين تلاش وي در سال 2006 تجربه اي تلخ و شيرين را در كوه كسب كرد. اينك لينكولن خوش يا بد شانس تجربه آن شب سخت را در ارتفاع 8400 متري به قلم آورده و در كتابي با نام مرده خوش شانس به شرح واقعه پرداخته. نويسنده كه خود قهرمان ماجراست در اين كتاب به خوبي توانسته تجربياتش در صعود كوه و آن شب وحشتناك را براي خوانندگانش شرح دهد. زندگي در كمپ اصلي، دوره هم هوايي و اميدها براي يك روز هواي خوش در ماه مي جهت حمله به قله از جمله وقايعي است كه لينكولن به شرح آن پرداخته. همچنين داستان مردان و زناني كه براي هميشه در اورست به خواب مي روند، بدنهايي كه از كنارشان عبور مي كنند تا بر فراز قله بايستند و تجربيات كميابي كه مي توان در قطب سوم زمين اورست به آن دست يافت را در قلم اين كوه نورد خواهيد يافت.

كتاب مرده خوش شانس را مي توان داستان تمامي كساني دانست كه از طوفانهاي اورست جان سالم به در برده اند. شايد با خواندن اين تجربه آنها كه در آرزوي صعود به اين كوهستان وحشي هستند به خود آيند و در تصميمشان تجديد نظر كنند، گرچه عموما خواندن اين تجربيات هر چند تلخ هم باشند انسانها را ترغيب به روبرو شدن با اين غول سنگي مي نمايد.